امروز ویدیوی
Fight
Club را گرفتم و دوباره دیدم، این
دفعه با دقت بیشتر و البته به کمک
زیرنویس. (فیلم لامصب اینقدر ریتمش
تند است که با زیرنویس هم به سختی
میشود دیالوگها را دنبال کرد).
مهمترین دلیلم برای دیدن دوباره،
فلسفه پشت قصه فیلم بود که نتیجهاش
(یعنی منفجر کردن ساختمانهای بزرگ
مالی) خیلی شبیه به اتفاق نیویورک
بود. نمیدانم چرا کسی به شباهت این
فیلم و این حادثه اشارهای نکرده
تا حالا. (شاید هم کرده و من ندیدهام).
بهرحال بگذارید حرف دلم را بزنم: اگر
در این حوادث کسی جز خود تروریستها
کشته نمیشد، من کاملا موافق این
کار بودم! یاد فیلم بخیر،چقدر صحنه
آخر Fight Club که جلوی چشم آدم همه ساختمانهای
بلند مراکز مالی فرو میریختند
با شکوه بود. بقول جک (اد نورتون) توی
فیلم در جواب پلیسی که میپرسد «چرا
میخواهند این ساختمانها (شرکتهای
Credit Card) رو منفجر کنند؟» میگوید:
«اگر حساب و کتاب بدهیهای مردم پاک
بشه، همهمون برمیگردیم سر خونه
اول.» واقعا توی این روزگار همه ما
برده شدهایم، بردهی چیزهایی که
میخریم یا میخواهیم بخریم. من
تازه اینجا دارم معنی این جور حرفها
را میفهمم. راستی،
فیلمنامه
کاملش را پیدا کردم. باید
رمان
اصلیش را هم بخوانم. متن Chat نویسنده
رمان با مردم را هم پیدا کردم.