خیلی باحال شده داستان این نامههایی
که داخلشان پدر سفیدرنگ سیاه زخم است.
دیگر اینجوریش را مطمئناً فکر نکرده
بودند که کسی به فکر این بیفتد که با
نامه پستی حمله تروریستی بکند. البته
آنجور که میگویند که تاحالا براختی
بیماری را مهار کردهاند، اما بهرحال
خیلی آمریکاییها را ترساندهاست.
این بیچارهها حالا از پرواز که میترسند،
از نامه هم همینطور، لابد چند وقت دیگر
چیزی میشود که از ماشین و اتوبس و
تاکسی هم بترسند و آنوقت همه باید صبح
تا شب خانه بمانند. البته اگر این اتفاق
بیفند خیلی به نفع شرکتهای اینترنتی
است، چون دیگر همه مجبور میشوند همه
کارهایشان را با email و دیگر ابزارهای
الکترونیکی بکنند و ا خانه هم بیرون
نروند جز برای هواخوری و ورزش و اینها.
البته همین الان هم بخاطر اینکه مسافرتهای
هوایی کم شده،
گرایش
بیزنسمنها به تلهکنفرانس ویدیویی
بیشتر شده. ولی آنوقت فرض کنید که
وقتی همه چیز الکترونیکی شد و مردم
هم همه به آن عادت کردند، یکدفعه خود
اینترنت مورد حمله قرار بگیرد. یا اینکه
مثلا تولید برق دچار مشکل شود. آنوقت
دیگر باید چه کرد؟ احتمالا باید برگردیم
به عصر «جمع آوری غذا»! مشکل تروریسم
جای دیگری است.