عبدالعلی بازرگان در مقالهاش خيلی خلاصه و منطقی شرح داده که
اسلام در ذات موافق تروريسم نيست. شواهدی از قرآن و سنت پيامبر آورده که مدتها بود نشنيده و تقريبا فراموش کردهبودم. ولی مشکل آنجاست که موافقان تروريزم هم از همين منابع برداشتهای خشونتآميز میکنند. البته استناد آنها شايد بيشتر به روايات است، نه به نص قرآن و اصل سنت. شيعه هم که مهمترين استنادش برای شهادتطلبی هميشه قيام امام حسين بوده است. اين پارادوکس چگونه حل میشود؟