ظاهرا همه بين اين دو قطب سرگردانيم: برای «خود» بنويسيم يا برای «ديگران». هرچند عقيده ندارم که بين اين دو قطب حالت ديگری وجود ندارد، پس در واقع سوال اصلی آنست که بيشتر برای خود بنويسيم يا بيشتر برای ديگران. جواب اين سوال را هر کسی میداند چطور بدهد. اما چيزی که میخواهم بگويم اينست که تعداد زيادی از ما بيشتر برای ديگران مینويسيم. چرا؟ چون به زعم من در جامعه سنتی ايران هرگز فرديت آدمها مهم نبودهاست. مردم هميشه در نسبت با خانواده، قبيله، تبار يا نژادشان شناخته شدهاند و کمتر نمونهای میتوان يافت که جامعه سنتی ايرانی به «فرديت» آدمها اهميت بدهد. هنوز هم در ادبيات سياسي-اجتماعی ايران «فداکاری افراد برای جمع» ارزشی بسيار زياد دارد که شايد به نوعی نشانهی اين باشد که جامعه کليت خود را مهمتر از فرديت آدمها میداند. به درستی و غلطی اين مرام کاری ندارم، اما زمانهی مدرن بجز عقلانيت و حسابگری، به «فرديت» نيز اهميت زيادی میدهد:«هر آدمی بخودی خود مهم است، هر کس که باشد»
وبلاگ نويسی فارسی به نظر من جلوهی بسيار مهمی از تغيير ذهن بخشی از ايرانيان است به طرف ذهنيتی مدرن که هم عقلانی است و هم به فرديت ديگران اهميت میدهد. من به همين دليل وبلاگ خودم را آن اوايل «خودبزرگبينی» ناميدم، چون مطمئن نبودم که جامعه ايران برای «فرديت» من يا امثال من چقدر اهميت قايل است. فکر میکردم همه مسخره کنند که «به ما چه که تو چی فکر میکني؟ اصلا تو کی هستي؟!» -که البته هنوز خيلیها همينطور میانديشند- ولی حالا میبينم که نسل جديد ايرانی خيلی بيشتر از پيشبينیها خود را ابراز میکند و به «فرديت» خودش و ديگران احترام میگذارد. به نظر من، اين نشانهای است از يک دوران جديد که کمکم در بخشهای ديگر جامعه نيز خود را نشان خواهد داد.
نظر شما چيست؟