ققنوس نوشته که: «ِيکی از دوستان من معاون شاه مسعود بوده که الان با من تو شرکت همکار هست... شاه مسعود رو که حتما ميشناسِيد... دارم راضيش می کنم که اونم يک وبلاگ درست کنه و خاطراتش رو توش بنويسه... از بچگی تو جنگ بزرگ شده... صحبت کردن پيرامون مرگ و کشتن براش از همه چيز راحتتر هست...» چقدر خوب میشود دوست ققنوس وبلاگش را شروع کند. از روز اول آرزو داشتم اين وبنوشتها فقط مختص به ايرانیها نشود. چرا که زبان فارسی بسيار بزرگتر از محدودهی ايران فعلی است و ما اغلب بقيهی فارسی زبانان را -که اغلب تاجيک يا افغان هستند- جزو خودمان نمیدانيم.
من که خيلی حال میکنم وقتی فکرش را میکنم که ما برای خيلیها «خارجي» هستيم و لهجهی فارسیمان هم خيلی محشر است! عقدهای شدهايم بابا از بس در کف لهجههای انگليسی کانادايیها و بريتانيايیها مانديم. يکی نيست که به زبان ما صحبت کند ولی ما را خيلی خارجی بداند؟