«...
- خوب پس يه عيدي به من بده آقاجرج.(!)
- عيدي ما مثل فطريه مسلوناست بزرگتارا به كوچيتارا مي دن(چه ربطي داشت!) شما يه عيدي به ما بده...
- نه ، شما آقائي .عيدي ميدي. شام چي مي خوريد؟ (خندم ميگيره ...دلم مي خواد با لهجه تهروني بگم سبزي پلو ماهي، سرهنگ و گازش رو بگيرم اما مي ترسم...)
- ژامبون خوك با عاراخ خوب كه پدر بزرگم درست مي كنه. (قيافه يارو ديدنيه.انگار آدم فضائي ديده...)
- حال مي كنيد خدائيش (وضع چهارراه با نبودن آقاي پليس براي كنترل چراغ ، خر تو خر شده...اما مرد دلش مي خواد بازهم بدونه...)حالا عيدتون مبارك باشه عيدي مارو هم بده.فقط لوله كن پولهارو كسي نبينه (يه هزاري لوله مي كنم و يواشي مي گذارم كف دستم اما يارو تمايلي نداره با من دست بده.همين جوري پول رو مي دم)
- بفرما سركار،خاسته ناباشي
- دستت درد نكنه .برو حال كن...»
به نقل از وبلاگ
«ندانپزشک»