حضرت شمس ديشب زنگ زد به بنده و گفت که مطالب بچهها را درباره يادداشت قبلیاش خوانده است. بعد پشت تلفن برايم يادداشت جديدش را خواند:
« به همهی دوستان عزيزم سلام عرض میکنم.
از ابراز محبت و لطف يکايک شما سپاسگزارم. با مطالعهی نسبتاً دقيق مطالب وبلاگها، شايسته ديدم يک نکته را با همکاران عزيزم در ميان بگذارم:
میدانيد که تمام حقيقت نزد هيچکس نيست. حقيقت گوهری است که اجزای آن به تعداد انسانهای گيتی تقسيم شده است. تنها با گفتگو و نقد میتوان اندکی از حقيقت را کشف کرد. برای کشف حقيقت نيز لازم است از زبان و ادبياتی بهداشتی بهره گرفت. وقتی زبان و ادبيات ما پاکيزه باشد، به سرعت با ذهن مخاطب خويشاوند میشود، حتی اگر آن ذهن، مخالف باشد. بدانيد که زبان غيربهداشتی، بسترساز خشونت است و خشونت روش انسانهايی است که از زبان پاکيزه و از حقيقت محرومند. هزاره سوم به انسانهايی تعلق دارد که از زبان پاکيزه برای رساندن پيام خود استفاده میکنند. از ادبيات کينه پرورانه دوری بجوييد، تلاش نکنيد مخالف خود را تحقير کنيد. با گلواژههای خود مخالفتان را شرمنده کنيد. بگذاريد او تسليم زبان پاکيزه شما شود، اگر نخواهد تسليم تصميم منطق نيرومند شما گردد. يادتان نرود شما با نوشتههای خود در واقع فرهنگسازی میکنيد.
در آينده هر از چند گاهی به پنجره وبلاگهای شما سرکی خواهم کشيد تا بهداشتی بودن ادبياتتان را شاهد باشم.
سپاسگزارم.
ماشاالله شمسالواعظين، ۲۴ فوريه ۲۰۰۲، تورنتو»
نظرتان را برای شمس بنويسد