طراحی تازهی وال استريت جورنال
چند روز پيش، بعد از حدود پنجاه سال، صفحهی اول روزنامهی دويست و چهارده سالهی «وال ستريت جورنال» تغيير کرد. اين تغيير البته فقط در قيافهی صفحهی اول نبود، بلکه محتوای بسياری از بخشهای روزنامه هم تا حدودی دگرگون شده است. از جملهی اين تغيیرات محتوايی، اضافه شدن يک لايی جديد به روزنامه است با عنوان Personal Journal که بيشتر میخواهد مخاطبان جوانتر و کمتر متخصص در امور مالی و بورس را جذب کند. ماريو گارسيا، استاد ارتباطات دانشگاه سیراکوز که شرکتش مسوولیت این کار را به عهده داشته، به همراه تيمی از خود روزنامه، بيست و يک ماه روی جزيیترين جنبههای ظاهری و محتوايی روزنامه کار کرده تا بالاخره روز نهم آوريل ۲۰۰۲ اولين روزنامه را با طراحی جديد چاپ کرده است.

در اين فکرم که اين چيزها چقدر برای ايران خندهدار است که اولا يک روزنامه دويست سال عمر کند، بعد هم يک تيم متخصص درجه يک، ۲۱ ماه فقط روی اين کار کنند که چطور میتوان با حفظ همان حس و حال قديمی روزنامه و شخصيت دويست سالهاش، خواننده را کمک کرد که سريعتر ملطب مورد نظرش را پيدا کند و روانتر آنرا بخواند. تازگیها دارم به اين نتيجه میرسم که در ايران همه چيز بدل دست هشتم است از اصل آن چيز. از روزنامه و حزب و مديريت و هنر و فيلم و تلويريون بگيريد تا علم و روشنفکری و فلسفه و تکنولوژی و اينها. بجز چند استثنا، هيچ چيزی نيست در ايران که بتوانددر سطح جهانی ادعا داشته باشد.
آشکارتر بگويم، آدم وقتی از ايران خارج میشود دو چيز را خيلی خوب میفهمد: ۱) ايران مرکز جهان نيست ۲) اگر بخواهی در ايران بهترين باشی، انگار که در دستهی هشتم ليگ جهانی قهرمان شده باشی. جهانی بايد انديشيد و مسابقه داد. سخت است، ولی ممکن است.
(آگاهی بيشتر:
روی جلد روزنامه در طرح جديد /
مصاحبهی ماریو گارسيا درباره تغيیرات /
مقالهی ماريو گارسيا درباره تغيیرات /
تاريخچه تصويری روزنامه از ابتدا /
خبر رسمی ناشر روزنامه درباره تغيیرات /
تور اينتراکتيو دربارهی تغييرات روزنامه )