تا وقتی آدم مدتی بيرون از ايران زندگی نکرده باشد، نمیفهمد که آن تمدن ايرانیِ زمانی تنومند و موثر به چه روز افتاده است. اينقدر همه درگير مسايل احمقانه شدهايم که تمدن ايرانی سالهای سال است که هيچ چيز قابل توجهی توليد نکرده است و به راحتی جايش را به تمدنهای ديگری مثل تمدن لاتين، هندوستان، چين و حتی اعراب داده است. يک نمونهاش موسيقی ايرانی است که

هيچ جايی در موسيقیهای تلفيقی جديدی که در دنيا رايج شده است ندارد و از بس ما منزوی و بدبخت بودهایم، حتی اصلا کسی ما را نمیشناسد. الان در اين چند سال، شايد در اثر مهاجران هندی فراوانی که در دههی پيش به آمريکا آمدهاند، آنقدر تمدن هندی در آمريکا و بقيهی دنيا محبوب و مد شدهاست که نگو و نپرس. اصلا بامزه است که در مشهور شدن اشعار مولوی -که کلی مد شده است از چند سال پيش در دنيا و بخصوص آمريکای شمالی- ايرانیها تقريبا هيچ نقشی نداشتهاند و بيشتر، هندیها آنرا دوباره مطرح کردهاند. حتی در مد لباس و Fashion کلی تاثير داشتهاند، موسيقیشان که اصلا حرفش را نزنيد.

بگذريم، ديروز رفته بودم به يک فروشگاه موسيقی و آنجا بخشی داشت که کارهای يک رکورد کمپانی بنام Six Degrees را میشد شنيد. اين رکورد کپمانی بيشتر کارهای جديد لاتين (بخصوص برزيل) را منتشر میکند ولی در موسيقی آسيا هم دستی دارد. از کارهای معروفش بجز موسيقی فيلم
Center of the World، يکی آلبوم جديد
Bebel Gilberto، زن آهنگساز برزيلی است که خيلی هم مشهور شده؛ ديگری يک مرد برزيلی است به نام Suba که آلبوم جديدش به نام
Tributo تازه درآمده؛
Ekova که کارهايش بيشتر مایهی خاورميانهای دارد و از بعضی از سازهای ايرانی هم استفاده میکند؛
Karsh Kale که هندی است و خيلیهای ديگر (
ليست کاملشان)

از خيلی وقت پيش همين رکورد کمپانیِ سانفرانسيسکويی، از بين کارهای هنرمندانش يکسری مجموعه درست میکند با عنوان
World Travels. مثلا ديروز ديدم که جديدترين آلبوم اين مجموعه به نام
Arabian Travels درآمده که به موسيقی عربی میپردازد وتقريبا تمام قطعاتش حاصل کار آهنگسازان عربتبار است با آهنگسازانی اروپايی. (مثلا اين قطعه که اسمش هست «
فقط من وتو» و دو آهنگساز اتريشی به نامهای dZihan & Kamien آنرا ساختهاند.) اگر کسی علاقه دارد
برنامهی تور اين هنرمندان هم در سايتشان هست.
در ضمن، طراحی روی جلدهای کارهايشان هم اغلب، محشر است.