«
سردبير: عمهام» را ابراهيم نبوی در واقع دربارهی همهی ما بلاگرهای بدبخت مینويسد، با نگاهی به «سردبير:خودم» بنده. بخوانيد و کيف کنيد و عبرت بگيريد. درضمن با اين وبلاگ به نظر میرسد که داورخان نبوی هم دارد به جمع کوچک ما بلاگرها اضافه میشود، هرچند در هيات يک منتقد. خوشآمد میگويم. [ ملت وبلاگپرور!
لطفا نظر بدهيد]
تکميل: حرفم را پس میگيرم و تصحيح میکنم: «سردبير: عمهام» را نبوی فقط درباره من و وبلاگم مینویسد.
تکميلتر: نکند آن آقای سبيلوی لبغنچهای که در طبقه سوم حياتنو داشت ستون روزانهاش را مینوشت و آخرش توی چشمهام نگاه کرد و در حضور زنم گفت: «یه کاری کردم که بهت نمیگم چیه... یه چیز درست کردم به اسم سردبير:عمهام... اولين مطلبشم اينه که من الان چند روزه رسيدم تورنتو و لهجهام عوض شده...» و چند روز بعد هم تلفنی گفت که «امشب میشینم تمومش میکنم...» ابراهيم (داور) نبوی نيست؟ نکند او را با يک نفر ديگر عوض کردهاند؟ يا نکند مثل صدام چندتا بدل دارد؟ يکی در حيات نو، يکی در جامجم، يکی در لواسان و يکی هم در خانهی خودش؟