کنسرت ديشب، بيشتر مال شجريان بود تا عليزاده. البته کنسرت بدي نبود، ولي کاش عليزادهاش بيشتر و تازهتر بود. فکر ميکنم عليزاده در ايران راحتتر کنسرت اجرا ميکند تا در خارج، بخصوص وقتي که مخاطبانش ايرانيان مهاجر هستند. اين جور مواقع او مجبور ميشود هواي دلهاي تنگ مردان و رنان ميانسال دور از وطن را هم داشته باشد. به همين دليل است که ميبينيد بر ميدارد روي قطعهي شخصي و بسیار نوآورانه و غيرمتعارف خودش، شعري «پیامدار» از مشیري ميگذارد تا یک، شجریان بیکار نماند، دو، مردم شنیدن قطعهي نامتعارف و متفاوت او را تاب بياورند و سه، کساني را که هنر بيپیام دوستندارند، با پيامي نیمهسیاسي دربارهي «خفقان» راضي کند. راستش را بخواهيد، یک عليزادهي خوب، عليزادهي بدون شجریان است، مانند آنچه که در کنسرت سه سال پيشش در ایران بود؛ هنگام اجراي «
راز نو». جوان، نترس، بيپيام و بهشدت نو و فراري از تکرار
[
نظر شما چيست؟]
( نفر تا حالا)