اين صفحهی دوازده حيات اقتصادی که آخرش هم نرفت روی سايتشان. بنابراين متن کامل مقالهام را با عنوان «وبلاگ يعنی بیمرکزی» که روز پنشجنبه، ۱۹ دی ۱۳۸۱ در روزنامهی حيات اقتصادی چاپ شده، بخوانيد.
حسين درخشان*
بيست سال پيش، خالق اينترنت نطفهی آن را با ساختن پروتکلی بهنام TCP/IP بست که يک خصلت ذاتی بسيار مهم داشت: بیمرکزی
اين بیمرکزی يا عدم تمرکز، در سه سطح در اينترنت مطرح است: در توليد اطلاعات، انتقال اطلاعات و توزيع اطلاعات. بطور ايدهآال و تئوريک، اطلاعات در اينترنت توسط مراکز متعدد توليد میشود، توسط زيرساختارها و نرمافزارهای متنوع منتقل میشود و توسط نرمافزارهای متعدد توزيع میشود. تئوريک به اين معنی که تمام اين سه سطح قابليت غيرمتمرکز بودن را در ذات دارند، ولی در عمل در هر سطحی تنها درصدی بیتمرکزی به چشم میخورد که بسته به هر سطح، ميزان آن متفاوت است. ولی به دليل اينکه بیتمرکزی در ذات اينترنت است، در همهی سطوح، ابزارها و عوامل به سمت آن ميل میکنند.
بگذاريد برای مشخصتر شدن منظورم، مثالی بزنم: وبلاگ يا نوشتههای روزانهی شخصی افراد گوناگون روی اينترنت، يکی از جديدترين فرزندان اينترنت است که در هر سه سطح، به سمت بیتمرکزی ميل میکند. هر فردی -تنها به شرط دسترسی به اينترنت- میتواند اطلاعات توليد کند، آن را به وسيلهی زيرساختها و نرمافزارهای متعدد و بیتمرکز که بطور رايگان انتشار مطالب را آسان میکنند به اينترنت منتقل کند، و به هر فرد ديگری امکان بدهد که به شکلهای گوناگون و با استفاده از نرمافزارهای گوناگون آن اطلاعات را دريافت کند. اين شکل ايدهآلی از يک فرزند خلف اينترنت است با نام وبلاگ، که افتقا به همين دليل خيلیها آن را نوعی بازگشت به آرمانها و آرزوهايی میدانند که با پيدايش اينترنت در سر همه جا گرفته بود و کمکم به دليل محدوديتهای اقتصادی و فنی رنگ باخته بود.
اما برای به حداکثر رساندن بیتمرکزی در تمام سطوح پديدهی وبلاگ، مشکلاتی وجود دارد. مثلا در سطح توليد اطلاعات، واضح است که افراد گوناگون توانايیها و امکانات مساوی ندارند و ممکن است در اطراف افراد يا نهادهای خاصی، نوعی تمرکز بوجود بيايد. همينطور احتمال دارد که در سطح توزيع هم به دليل تسلط ابزارهای خاص (مثلا مرورگر مشهور شرکت مايکروسافت با نام اينترنت اکسپلورر که اغلب کاربران اينترنت در دنيا از آن استفاده میکنند)، مقدار تمرکز زياد باشد. ولی کنترل ميزان بیتمرکزی در هر دوی اين سطحها، به دلايل بيشتر اقتصادی، کمی دشوار است. اما درمقابل، کنترل سطح دوم، يعنی انتقال اطلاعات در وبلاگ، آسانتر است و با امکاناتی که وجود دارد میتوان بیتمرکزی را به حداکثر رساند.
نرمافزارهايی که مشهور به «سيستمهای مديريت محتوا» يا Content Management System مشهور شدهاند، در مورد موضوع مورد بحث ما، یعنی وبلاگ، کار انتقال اطلاعات را از توليدکننده به مصرف کننده به عهده دارند. نرمافزارهای مديريت محتوای گوناگونی برای اين کار از چند سال پيش بوجود آمدهاند. ولی هيچکدامشان آن قدر ساده نبودند که آدمهای عادی بدون سواد پيشرفته از کامپيوتر، بتوانند از عهدهی کار با آنها برآیند. تا اينکه با راه افتادن سرويسی اينترنتی و متمرکزی با نام Blogger و بعدتر هم با سيستمهای متمرکز مشابه، کاربران عادی توانستند به بهای کمکردن از بیتمرکزی کارشان در سطح انتقال اطلاعات، آسانی کار را بدست بياورند که همين باعث جهش ناگهانی تعداد وبلاگها در دو، سه سال گذشته شد.
ايدهی آسانکردن کار به بهای افزدون تمرکز آن، هرچند که تا حالا موفق بوده است، اما بدليل همان تمرکز، مشکلاتی در کار به وجود آمده که کاربران را کمکم به سيستمهای کمترمتمرکز جديدتر متمايل میکند. سيستمهای متمرکز مانند Blogger خودبخود پس از مدتی به دليل استقبال بيش از اندازه، کند و ناکارا میشوند و از نطر فنی دچار مشکلات فراوان.
از طرف ديگر، تمرکز در سطح انتقال اطلاعات، آن را آسيبپذير هم میکند. هم در مقابل تهديدات فنی و خرابکارانه، و هم در مقابل مراکز قدرتی که از بیتمرکزی اطلاعات دل خوشی ندارند.
آسيبپذيری اطلاعات در سطح انتقال، در ايران حتی بيشتر از جاهای ديگر دنيا است. بطور مشخص فکر میکنم که بيشتر از ۹۰ درصد از حدود ده هزار وبلاگ فارسی زبان، از دو نرمافزار اينترنتی رايگان ولی متمرکز استفاده میکنند که يکی همان Blogger است که شرحش رفت و ديگری مشابه فارسی آن است با نام PersianBlog که اتفاقا بدليل قرارگرفتنش در مرزهای سياسی ايران، آسيبپذيریاش در مقابل تهديدات نوع دوم که قبلا نوشتم، بيشتر است.
چاره چيست؟ چارهی کار به نظر من اين است که برنامهنويسان ايرانی نرمافزارهای خانگی رايگان و بیتمرکزی بسازند که بتواند درصد زيادی از کاربران عادی را به سمت خود بکشاند. بطور دقيقتر و فنیتر، نرمافزارهايی که علاوه بر آنکه میتوان به راحتی آنها را دريافت و نصب کرد، بشود راحت درشان فارسی نوشت، و راحت هم مطالب نوشته شده را برای انتقال روی سرورهای مختلف آماده کرد و روی آنها فرستاد (بدون نياز به ديتابيسهای آنلاين). چه بهتر اگر اين نرمافزارها به شيوهی باز (Open-source) هم نوشته شوند که برنامهنويسان ديگر هم بتوانند امکانات مورد نظر خود را به آن اضافه کنند و با همفکری اشکالات آن را برطرف سازند.
اگر چنين نرمافزاری ساخته شود، بجز آنکه وبلاگهای فارسی هم از گزند دو تهديدی که ذکرش رفت در امان میمانند، کاربران با دردسر کمتر و امکانات بيشتر (مانند دستهبندی مطالب، بايگانیهای مختلف موضوعی و تاريخی، جستجو در مطالب و...) میتوانند به کار خود ادامه دهند.
* حسين درخشان، روزنامهنگار ساکن کانادا، هرروز در وبلاگش به نشانی hoder.com/i مینويسد.