نمیدانم اين
کاريکاتور بهانه است برای بستن موسسهی پايدار و ديگر جاافتادهی حيات نو يا اينکه واقعا يک بدشانسی است. ولی خدا کند نبندنش. البته تقصير خودشان هم هست، گاهی اوقات آنقدر بیاعتماد به نفس و بيش از حد محتاط میشوند که رفتارشان معنی «بيا من رو ببند» میدهد. مثل بعضیها که بدون اينکه کار خلافی کرده باشند، جوری از جلوی گشت نيروی انتظامی رد میشوند و جوری معصومانه به آنها نگاه میکنند که يکدفعه يارو شک میکند و نگهشان میدارد. در ضمن، شايد به انتخابات شوراهای شهر هم ربطی داشته باشد، نمیدانم. کسی خبر غيررسمی يا تحليل مشخصی ندارد؟