اي بابا،
بهار را هم که بستند. نکند میخواهند يک کار ناجور بکنند که دارند بخاطرش همهی رسانههای غير از خودشان را میبندند؟ با اين حساب، ضميمهی همشهری هم لابد بزودی تحت فشار قرار میگيرد و خلاصه تا دو، سه هفتهی ديگر هيچ روزنامهی اصلاحطلب باخاصيتی پيدا نمیشود که بشود چهارتا کلمهی درست و حسابی در آن خواند. میدانيد چيست؟
به نظر من الان وقتش است که دولت برود و خيلی شيک و بدون مخفیکاری از دوبی مثلا يا حتی افغانستان، يک راديوی بيست و چهار ساعته راه بيندازد برای داخل ايران يا مثلا يک تلويزيون ماهوارهای را چند ساعت در روز اجاره کند تا بلکه بتواند ارتباطش را با مردم از دست بدهد. اين فکر را میدانم که بعضی از اصلاحطلبها داشتند و هنوز هم لابد دارند، ولی انفعال و ترس و محافظهکاریشان مگر اجازه میدهد؟ آن وقت به آن طرفیها میگويند محافظهکار. بابا پول که داريد، آدم وارد که داريد، دولت هم که دستتان است، يک غلطی بکنيد ديگر! (ببخشيد اگر مثل سخنرانیهای امام خمينی شد. :) )