سحرکننده يا رهبر*
هیچوقت
اين سخنرانی خمينی را که ظاهرا در بهشت زهرا در همين روزها و در بيست و اندی سال پيش انجام شده، کسی پخش نکرده است. (TrueSpeech WAV file) ما هم که بچه بوديم و اصلا يادمان نمیآید. ولی حالا که آدم آنرا گوش میکند میفهمد که چرا در اين سالها حتی سينهچاکان انقلاب و خمينی هم جرات پخش کردن اين سخنرانی را نداشتند. باورکردنی نيست که اين همه آدم عاقل و بالغ و تحصيلکرده و دنيا ديده، چطور اين وعدههای خندهدار و ديد اين مرد را نسبت به ادارهی مملکت ديدند و شنيدند ولی او را همچنان به عنوان رهبر حمايت کردند. طبيعتا آخر و عاقبت انقلابی که رهبر هرچقدر محبوبش به اندازهی بچهی دبستانی از مملکتداری چيزی نداند، بهتر از چيزی که الان هست نمیشود. همهی آقایان بيست سال روی تمام منابع انسانی و طبيعی اين مملکت بزرگ آزمون و خطا کردند تا به اينجا رسيدند که الان هستند، و اين هنوز از صفر هم عقبتر است. پدران و مادران ما چه فکر میکردند که به اين آسانی افسارشان را دست چنين آدمی دادند، که هرچقدر کاريزما داشت از وظيفهی اصلیاش يعنی مملکتداری چيزی نمیدانست. چه کسی پدران و مادران ما را جادو کرده بود؟
* بخاطر اينکه کلمهی جادوگر در فارسی بار منفیای دارد که منظور من نبود، کلمهی «سحرکننده» را جايگزينش کردم.
تکميلتر: دربارهی سنديت اين صدا و اينکه مال کی و کجاست کسی اطلاعاتی ندارد؟
تذکر خيلی خيلی مهم: تذکر چند تا از خوانندگان دربارهی امکان اينکه اين صدا جعلی باشد يا حداقل مونتاژ شده باشد یا شبيه اين، به نظرم پرت نمیآید. ولی خوشبختانه اصل حرف من بر منبای يک يا دو سخنرانی نيست. دهسال اول انقلاب و اتفاقاتی که در آن افتاد اساس اين قضاوت است. در ضمن يک نفر از خوانندگان
متن سخترانی بهشتزهرای خمينی را در ۱۲ بهمن ۵۷ پيدا کرده که بايد البته بوسيلهی
فونت خاصی ببينيد. متن
بسياری از سخنرانیها و نامههای او در همان سايت موجود است، البته اگر موسسه نشر آثار امام را امانتدار خوبی برای ثبت اسناد مربوط به آقای خمینی بدانيم.
اعتراف: گند زدم با اين مطلب نوشتنم! :)