هفتهنامهی جديدی در تورنتو به نام «پيام ايران» منتشر میشود که به نظر من تکان بزرگی در اوضاع مطبوعات ايرانی اينجا خواهد داد. جالب است که نقطهی قوت هفتهنامه بيشتر در شکل و فرم آن است تا در محتوا و مطالبش. (جالبتر اينجاست که به نظر من بهترين مطلب مجله را هم گرافيست مجله مینويسد که اتفاقا سبکش بسيار شبيه سبک وبلاگ نوشتن است.)
قشنگ معلوم است که کسی که پشت طراحی هفتهنامه است در همين چند سال اخير از ايران آمده و برای همين ارزشی برای شکل و قيافهی مجله (بخصوص صفحهی اولش و آگهیهايش) قائل است که هيچکدام از مجلههای ديگر اينجا قائل نيستند. اين برای من اولين نشانه از خون جديدی است که توسط جوانانی که تازه در اين پنج، شش سال گذشته به کانادا مهاجرت کردهاند، به جامعهی ايرانی-کانادايی تزريق شده.
تقريبا تمام روزنامههای اينجا را کسانی میچرخانند که سالهای سال از ايران دور بودهاند و نمیدانند که مطبوعات داخل ايران در اين سالها چه رشدی کردهاند. چه از نظر محتوا وچه از نظر فرم و صفحهبندی و طراحی گرافيک و تکنولوژی نشر. از طرف ديگر، اغلبشان هنگام شروع کار چيز زيادی از روزنامهنگاری نمیدانستهاند و بيشترشان هنوز هم بعد از اين همه سال مسايلی بسيار ابتدايی را در کار روزنامهنگاری ياد نگرفتهاند. طبيعی هم هست. وقتی روزنامههايشان همه مجانی است و بيشتر به آگهیدهندگان متکی است تا خوانندگان و از طرف ديگر آگهیهای بيشتر شرکتهای ايرانی را در تمام اين مجلهها میتوان پيدا کرد، دليلی نمیماند که بروند و برای بهترشدن کارشان پول/وفت/سليقهی بيشتری خرج کنند. برای بيشترشان اين روزنامهها جايی است که زندگیشان را از آن میگذرانند و بیآنکه حقالتحريری به کسی بدهند، با استفاده از مطالب مجانی در اينترنت و يکی دو کارمند کمدستمزد، هفتهای سه چهارهزاردلار آگهی میگيرند و با سودش خانه و ماشين میخرند و برای خود اسم درمیکنند و...
فرصت نيست با جزييات دربارهشان بنويسم ولی فقط میخواهم به دو چيز اشاره کنم: روی جلدشان و طراحی آگهیهايشان. روی جلد اغلبشان مثل پتوی چلتيکه پر از آگهیهای زشت برای صاحبکارهای ايرانی است و آگهیهای داخل صفحهها هم به بیسليقهترين شکل و کوچکترين اندازهها درست شدهاست. اين دقيقا چيزی است که مجلهی جديد پيام ايران بزودی باعث تغييرش خواهد شد. در واقع کاری خواهد کرد که توقع صاحبان بيزنس برود بالا و ديگر به آن آگهیهای زشت مجلات راضی نباشند و اين مقدمهای کوچک است برای اينکه مجلات ديگر هم تکانی بخود بدهند و برای پول هم که شده کمی کيفيت کارشان را بالاتر ببرند.
حالا اگر همين پيام ايران يا هر مجلهی ديگری، بيايد و با کمی وسواس روزنامهنگارانه محتوای جديدی هم ارايه کند که ديگران نداشته باشند، آن وقت تمام مجلههای ديگر را به تک و تا میاندازد و رقابتی بينشان ايجاد میکند که سالهای سال است از حد دعوا بر سر آگهیدهندگان فراتر نرفته است.
حرف دراين باره خيلی دارم که کمکم مینويسم، ولی انتشار پيام ايران به نظر من اولين نشانهی رسمی از آمدن نسل جديد مهاجران ايرانی است که از تمام نسلهای قبلی مهاجران، معاصرتر، باسوادتر و کاربلدترند و به مرور جامعهی راکد و منزوی و ناکارای ايرانی را در کانادا متحول خواهند کرد.