خب، اين اولين نهادی است که راستیها توانستند پس از سالها با رای مردم بدست بياورند. موسسات نظرسنجی که همه درب و داغان شدهاند و احتمالا کسی نتوانسته اين رای را به ريشسفيدان جناح راست پيشبينی کند. ولی از ديد من اين پيشغذایی است برای شام بزرگ رياست جمهوری بعدی و تغييراتی که راستیهای جوانتر قرار است در جامعه ايجاد کنند. بنابراين فکر میکنم که اين شورای جديد، بسيار بيشتر از شورای قبلی به کار اصلیاش (حل مسايل شهری) بپردازد، يعنی چيزی که از اول دوران خاتمی دارند غرش را سر مردم میزنند و شعار میدهند و رهبر هم شعارهايشان را تاييد میکند که «ارتقای زندگی مردم مهمتر از آزادی سياسی است». شورای شهر تهران چارهای ندارد بجز اينکه موفق باشد و به مردم نشان دهد که «تازه اين اول کار است، بگذاريد ما رياست جمهوری را بدست بگيريم، آن وقت ببينيد چه میکنيم.» اگر اين شورا موفق نشود که اعتماد مردم را به توانايی جناح راست برای عملی کردن شعارهايش جلب کند، کار جمهوری اسلامی تمام است و بايد منتظر حکومتی بود که يا فقط اسلامی است يا آمريکايی است، ولی هر چه هست جمهوری نيست. مزهی اين پيشغذا مشخص میکند که مردم منتظر شام میمانند يا اينکه ميز را واژگون میکنند.
بدون هيچ جر و بحثی همه میدانند که بزرگترين مشکلهای شهر تهران دو چيز است: کشندگی هوا (از آلودگی گذشته است) و ترافيک. الان بهترين فرصت است که ببينيم اينها که اينقدر ادعای حل مشکلات مردم را دارند در عمل چقدر عرضه دارند.
نکتهی آخر هم اينکه راستیها هيچ آدم مطرحی را برای شهرداری تهران ندارند و در زمان انتخابات هم برخلاف چپها که صفايی فراهانی را مطرح کردند و کارگزاران که کرباسچی را، آنها مثل اينکه هيچ کسی را نداشتند. بنابراين احتمالش هست که نفوذ زياد رفسنجانی باعث شود که تيم کرباسچی دوباره شهر تهران را به دست بگيرد.