تنم لرزيد وقتی صدای بم و بیرحم ضدهوايیهای عراق را در گزارش تلويزيونی بی.بی.سی از قلب بغداد شنيدم. يکدفعه ياد سالهای نوجوانی خودمان افتادم که در تهران از اين صداها میشنيديم و با اينکه آن موقع حاليمان نبود، ولی با شنيدن دوبارهی آنها حالا میفهمم که عجب تاثيری گذاشته رويم. يکدفعه اشک در چشمم جمع شد و اضطرابی عميق تمام تنم را گرفت، جنگ عجب تاثيری روی همهی ما که آن را هرچقدر از دور حس کردهايم گذاشته است.
نمیدانم، ولی بقول مرجان آيا موقعی که ما هشت سال با عراق جنگيديم کسی در دنيا به فکر ما بود؟ کسانی که امروز اينهمه هی Weapons of Mass Destruction میکنند، هيچوقت حرفی از آن همه سلاح شيميايیای که روی نيروهای نوجوانهای معصوم و سربازان بدبخت ايرانی ريخت زدند؟ آن موقع ايران و رهبرانش مثل القاعدهی امروز منفور همهی دنيا شده بود و با کارهای احمقانهای که جوانان خام انقلابی آن روزها کرده بودند (بدترينش گروگانگيری در سفارت آمريکا)، هيچکس جرات نداشت خلاف موج شنا کند و حرفی از مردم واقعا مظلوم ايران بزند که بعد از چند سال فهميده بودند چه غلطی کردهاند که اختيارشان را دادهاند دست مشتی جوان نادان و پير خوشخيال.
و حالا دوباره جنگ شده است و میبينيد که اين دفعه چقدر فرق دارد و ما ايرانیهای بدبخت چقدر مظلوم بوديم. اما خدا کند که آمريکا حالش گرفته شود و نتواند صدام را از عراق بردارد. من با اينکه صدام گورش را گم کند مخالف نيستم، با اين مخالفم که يک کشور ديگر چون زورش میرسد، به هر دليلی (نفت يا دموکراسی) بخواهد حکومت يک کشور ديگر را که ضرری به او نزده با نيروی نظامی عوض کند.
هرچند که حدس میزنم جنگ حسابی طول میکشد و ممکن است تمام عراق سريع بدست نيروهای آمريکایی-انگليسی بيفتد، ولی فتح بغداد و از بين بردن صدام خيلی طول میکشد. دليلش هم آن است که صدام مردم عادی عراق را سپر خود خواهد کرد و چون آمريکايیها هم زياد شعار داددهاند که جان مردم غيرنظامی برايشان مهم است، نمیتوانند کاری بکنند. کافی است که يک غیر نظمی کشته شود و کانال الجزيره آن را نشان دهد و آن وقت مردم دنيا خشتک بوش و بلر را میکشند سرشان.
به نظر من مردم دنيا در مجموع بسيار صلحجوتر و معقولتر از دهههای پيش شدهاند و بقول يکی از روزنامهها، مخالفتی که الان در بين مردم دنيا با جنگ چشم میخورد، تازه بعد از چند سال پس از جنگ آمريکا در ويتنام به وجود آمد و اين به هر دليل که هست، خوب است. اگر اين جنگ شکست بخورد، بوش و هر جانور جنگطلب ديگری که در دنيا هست تا مدتها جرات اسم بردن را از جنگ را نخواهد داشت و بسیار احتمال دارد که همه در دورههای بعد انتخابات در کشورشان کنار بروند.