برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Interview with Shahrokh Izadkhah, former O-HUM (Iranian underground Rock/Alternative band) member

مصاحبه‌های کوچک کتبی خيلی به وب‌لاگ آدم می‌چسبند. يعنی اينکه خيلی برای قالب و نوع کار وب‌لاگ مناسبند. بجز مصاحبه‌ای که برای مسعود بهنود فرستاده‌ام و هنوز جوابش را وقت نکرده که بفرستد، و مصاحبه‌ی مفصلی که سال پيش با شمس‌الواعظين کردم و بزودی دوباره در همين جا می‌گذارمش، اين اولين مصاحبه‌‌ی کوتاه «سردبير: خودم» است.
شاهرخ ايزدخواه، عضو نيمه-سابق گروه راک/آلترنتيو زيرزمينی «اوهام» و نوازنده‌ی اصلی آن، در اين مصاحبه درباره‌ی سرنوشت آلبوم اول اوهام، «نهال حيرت» که هرگز رسما منتشر نشد و باقی ماجرا توضيح داده است.

چرا آلبومتان درنيامد بالاخره؟ توضيح کلی الکی نده لطفا!
خیلی چیز های مختلف ولی مهمترین دلیلش این بود که اون رابطه دوستانه بین من و شهرام و بابک که باعث بوجود آمدن آلبوم نهال حیرت شد، از بین رفته بود و بیشتر شبیه به رابطه کارفرما و کارمند شده بود و این اتفاق هم قبل از سفر دوم من به کانادا افتاد. به طور خلاصه قضیه از این قرار بود که تقریبا دو سال قبل وقتی که من بعد از کنسرتمون تو کلیسای ارتدکس تهران، برای اولین بار به کانادا اومدم، قرارمون این بود که اگه ارشاد برای یک کنسرت رسمی یا آلبوم بهمون مجوز نداد، منتظر اومدن شهرام به کانادا باشم تا با کمک هم سعی کنیم نهال حیرت رو تو کانادا از طریق اینترنت منتشر کنیم و بعد هم یه جوری بابک رو بیاریم اینجا برای کنسرت و اگر هم که مجوز گرفتیم، من برگردم ایران و همون طور که میدونید، با قول واهی مجوز، من به ایران برگشتم ولی بعد ازشش ماه نه تنها کنسرتی در کا ر نبود، بلکه یک جو خیلی بد و بی اعتمادی بین خودمون بوجود اومده بود ومن تقریبا با حالت قهر و با روحیه ای خراب برگشتم اینجا. البته من و شهرام برای مهاجرت به کانادا از سالها قبل تلاش می کردیم و رفتن من از ایران زیاد ربطی به اوهام نداشت.
در غیاب من، شهرام و بابک و یک گیتارست جدید به نام علی شکرانی سخت مشغول تمرین برای کنسرتی شدن که قرار بود با حمایت یک انجمن خیریه در سالن میلاد برگزار بشه که اون هم یک روز مونده به کنسرت دوباره کنسل شد و شهرام هم با حالتی نا امید، اومد اینجا یعنی ون کوور تا یه جور CD رو منتشر کنیم. اوایل همه چیز خوب پیش می رفت و حتی از جند جا در کانادا و امریکا مثل کلوپ دانشجویان ایرانی دانشگاه UBC، برای کنسرت از ما دعوت کردن. زرتشت سلطانی از New York اومد اینجا برای تموم کردن گرافیک آلبوم و ویديو کلیپ آهنگ درویش. شهرام هم تو home-studio من مشغول میکس نهایی آلبوم شد و من هم تمام نت ها و TAB آهنگ ها رو نوشتم تا همشو بصورت یک Enhanced CD و از طریق Amazon.com ، منتشر کنیم. کل سرمایه لازم برای اینکار، حدود چهار هزار دلار کانادا میشد و قرار بود من و شهرام بطور شریکی پرداخت کنیم ولی از اینجا به بعد بود که کار ها کم کم از کنترلمون خارج شد.شهرام خیلی ایده آل گرایانه (erfectionism ) به قضیه نگاه میکرد و می خواست یک کار عالی و بی نقص در حد طرفدارن اوهام ارایه بده و همین باعث شد که کار بیش از حد طول بکشه و ما سرمایمون رو از دست بدیم. ما هیچ کدوم کار نمی کردیم و درآمدی نداشتیم و اوهام تمام وقت و فکر ما رو مشغول کرده بود. البته من بخاطر اینکه دانشجو بودم، از دولت وام می گرفتم که به سختی برای زنده بودن یک نفر کافیه. در حالیکه پول شهرام تموم شده بود، هنوز کار تموم نشده بود و پول من حتی برای انتشار پونصد تا CDهم کافی نبود جه برسه به خرج کنسرت. شهرام بکلی روحیش رو باخته بود و نسبت به همه چیز و همه کس- حتی من- بدبین شده بود و می خواست برگرده ایران. من فقط برای اینکه اون بطور کامل نا امید نشه و کار رو تموم کنه، در مورد پول صحبتی با هاش نکردم و سعی کردم شرایط رو براش طوری فراهم کنم که یه جوری سرو ته قضیه رو به هم بیاره و برگرده ایران و من اینجا دنبال انتشار آلبوم باشم. بلاخره شهرام میکس آلبوم رو تموم کرد و من هم گفتم که الان سرمایه کافی برای اینکار ندارم و یکی دو ماه طول می کشه که من این پول رو فراهم کنم و تو تا قبل از اینکه روحیت رو کاملا از دست بدی، بهتره برگردی ایران و من هم تا سه ماه دیگه نهال حیرت رو منتشر میکنم و تو رو در جریان میزارم. ولی شهرام که حسابی از حرف من جا خورده بود بعد یکی دو روز به من گفت که بطور کامل از انتشار آلبوم و اصولا زندگی در کانادا منصرف شده و قصد داره برگرده ایران و همون جا داستان اوهام رو ادامه بده. به هر حال من فکر می کنم که نداشتن یک حامی یا تهیه کننده باعث شد که ما بجای موزیک زدن به انجام کار های فرعی خسته کننده مشغول بشیم و انصافا چون بیشتر مسولیت ها به عهده شهرام بود، فشار زیاد تری رو هم تحمل می کرد.

تو چیکار می‌کنی توی ونکوور دقيقا؟ برنامه‌ات برای آینده چيست؟
من الان دارم درس می خونم. رشته Recorded Music Production که ترکیبی از موسیقی و تکنولوژی و بیزنس هست. یک دوره یک ساله فشرده. مدرسه خیلی با حالی داریم که در ضمن یک استودیو حرفه ای و ارزون برای گروه های مستقل و زیرزمینی شهر ون کوور هم هست . دقیقا نمی دونم که در آ ینده چکار خواهم کرد. از وقتی که از اوهام بیرون اومدم، اولش کمی افسرده بودم ولی کم کم دوباره به گیتار زدن و تجربه کردن برگشتم. همون کاری که قبل از اوهام هم انجام می دادم. الان دارم با اکورد های jazz ور می رم و روی تکنیک ساز زدنم کار می کنم. با جند موزیسین کانادایی هم دارم یه کارایی میکنم که بهترینش یک کار hip hop هست که من توش ساز های ایرانی زدم. شاید بعد از تموم شدن درسم در اینجا برم مونترال و رشته اهنگسازی بخونم و شاید هم یک سری به ایران زدم ولی فعلا دارم توی یک استودیوی مسترینگ، کار آموزی می کنم. در ضمن یک وبلاگ هم به اسم ضبط صوت راه انداختم که قصد دارم توش در باره تکنولوژی ضبط وساخت موزیک با کامپیوتربنویسم. خلاصه اینکه هنوز دارم در دوران نقاهت بعد از اوهام بسر می برم و نمی خوام فعلا برای آینده تصمیم های بزرگی بگیرم.

شهرام چرا توی ذوقش خورد و برگشت؟ الان در تهران چه می‌کند؟
در مورد قسمت اول سوالت که قبلا توضیح دادم و در مورد قسمت دوم هم باید بگم که دقیقا نمی دونم. از وقتی که شهرام رفت ایران من دیگه تماسی باهاش نداشتم و حتی ایمیلی هم ازش ندارم. فقط می دونم که برای چند کنسرت مختلف مثل میرا و فرمان فتحعلیان، صدابرداری کرده.

آهنگ‌های ديگری که آماده‌ی ضبط داريد توی چه مايه‌هايی هستند؟
تو مایه های نهال حیرت ولی خیلی پخته تر.نوازندگی همه در این آهنگ ها قوی تر شده در ضمن از درامر واقعی استفاده شده. آهنگ سازی شهرام پخته تر شده و وزن شعر حافظ و مولوی، خیلی روون تر روی ریتم و آکورد های راک قرار گرفته ولی در مجموع دنباله همون آلبوم قبلی یعنی نهال حیرت هست و همون فرم رو داره. حدود دوازده تا آهنگه که من توی بیشترشون گیتار زدم. البته من اصلا خبر ندارم که اصولا شهرام قصد انتشار اون ها رو داره یا نه ولی شاید هم بخواد برای آلبوم بعدی آهنگ های جدید بسازه.

الان از نظر موزيک درگير چی هستی؟ چی گوش می‌کنی و چه کسانی را تازگی کشف کرده‌ای؟
با Miles Davis و jazz خیلی حال میکنم ولی نه توی قسمت نوازندگی، بیشتر دوست دارم هارمونی اون رو کشف کنم. راستش حالم دیگه داره از دست این گروه های جدید Metal boy band و Alternative و پانک قلابی که هر روز مثل قارج سبز میشن، به هم می خوره. تک و توک باحال توشون هست ولی بیشتر بخاطر تهیه کننده هاس نه نوازنده ها. اوضاع بیشتر شبیه اواخر دهه هشتاد شده که همه حتی راجر واترز خالتور شده بودن! با موزیک الکترونیک هم حال می کنم و گروهی رو که تازگی کشف کردم، اسمش هست Ozric Tentacles و مال دهه هفتاد انگلستانه. راستی Nora Jones هم خداست.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«نازخاتون»
«امور ایران»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«تبعیدی عصبانی»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«هادی خرسندی»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
«عرب عصبانی»
«ایمیان»
«۴ دیواری»
«پاگرد»
«مریم ابریشم‌کار»
«سبیل طلا»
«بامدادی»
«نانا»
«مونتاژ انتقادی»
«حمید مافی»
«کیبرد آزاد»
«خط قرمز»
«فریادناممه»
«ملکوت»
«توکا نیستانی»
«جواد کاشی»
«کمال»
«بسیج جهانی»
«مارسی نیومن»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«عبدالقادر بلوچ»
«طاها بذری»
«مریم مومنی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«مهستی شاهرخی»
«آزادنويس»
«پیاده رو»
«نگفتنی‌ها»
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
کوروش علیانی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
بلوط
نوک‌تیز
زمستان است
گناهکار
نیکی اخوان
مرد تنها
دلبستگی
محمد نوری‌زاد
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
محبوبه حسین‌زاده
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زيتون
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
سهند شمس
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
احسان
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
مسیح علی‌نژاد
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

اوهام یکی از مبتکرترین و جالبترین (هم از جنبه موسیقیٍٍٍٍِِ, هم انتخاب شعر آهنگها, هم بازاریابی و هم ارائه) گروههای موسیقی نسل جدید ایران بودند و از هم پاشیدگی آنها جای تاسف دارد. در ضمن اوهام (به نظر این قلم) اولین گروهی بودند که امکان فعالیت فرامرزی و فرازبانی را هم داشتند. شاهرخ جان اگر هنوز امکان تماس با شهرام (و بابک) را داری و هنوز علاقه ای دارند و آلبوم هم هنوز قابل استفاده است, با من تماس بگیر و فکر سرمایه لازم را هم نکن. خوشحال میشوم کمکی کرده باشم.

kos naged baba

اين نكته را نيز اضافه كنم كه از نوشته بالا قصد خاصي نداشته و ندارم ،فقط بايد اين نكته را ياد آوري نمايم كه ما واقعا به كجا تعلق داريم... خود من نيز حتما از اين مقوله جدا نيستم...يك روز راضي به رضاي خداو روز ديگر را به فحش و ناسزا به ديگران و حتي به خودمان مي پردازيم.

http://www.zen15631.zen.co.uk/bb.mpg salam ino bebinid va feiz bebareid.

کلي عکس با حال از مراسم اسکار حتمن ببينين

آقای درخشان میگم تا حالا تو سیاتی رفتید که بگه ککربلا ما داریم میایم که بریم قدس .... و صدای تو پ و تفنگ در بکنه ... ؟!

چه عجب که از جنگ بیرون امدی برادر!!! اینجا را ببین تا پند بگیری عزیز http://mamooli.blogspot.com/2003_03_01_mamooli_archive.html#91274398 حودر هم حودر سابق!!!

سلام در وبلاگ من شخصی با نام شما مطلبی بسیار زشت در بخش نظرات دیگران نوشته که البته جوابش را هم داده ام...

با تبريک سال نو خورشيدی وب لاگ اشك مهتاب پيمان نامه سازمان ملل متحد در باره کودکان را به فرمت يونی کد تبديل کرده که ممنون می شوم اگر در ترويج آن همکاری کنيد.

در رابطه با گروه اوهام من سال گذشته مصاحبه ای با آنها انجام دادم که متن کاملش را در اين آدرس http://persianblog.com/?date=13811001&blog=kamangir می توانيد بخوانيد.

با سپاس شهرام فرزانه فر

سلام حسين جان (چون يه جورايي بچه محلمون بودي ميگم حسين جون وگرنه ما کوچيکتر از اين حرفاييم) با اينکه وقت ندارم اما اگه نظر ندم نميشه: بله خيلي جالب بود خوشمون اومد ولي وبلاگ با متناي طولاني زياد تناسب نداره. عيدت مبارک

اخيش خلاصه ما يه جايي صداي اين زرتشت رو شنيديم. شايد اينجا جاش نباشه اما خب هر جايي که نميشه زرتشت رو گير آورد. آقا ما هلاک اين گاو روزانتيم. راستي من نميدونستم که وبلاگ هم ميخوني. خيلي حال کردم يه جورايي. راستي اين سايت اوهام به سرنوشت نامعلومي دچار شده. يکي بگه قراره چي کارش کنين خلاصه؟ عرض ارادت خلاصه هم به شاهرخ و هم به زرتشت و هم به حسين و عيد مبارکي به همتون.

علي شکراني از دوستان منه . گيتاريست فوق العاده اي ، کارش محشره . سبک اصلي هم که کار ميکنه Jazz هست . اگه خواستي با اون مصاحبه کني بهم بگو ;) اين بابک که يه بار مارو با بچه هاي کاپوچينو سر کار گذاشت آبرومون رو هم برد !

زرتشت عزيز !

در قسمت بالای اينترنت اکسپلورر برو به منوی VIEW بعد برو روی گزينهء ENCODING بعد از ميان آنها گزينه UTF-8 رو انتخاب کن

حسين جان شما هم اگه وقت کردی يه خط به اول صفحهء شاهرخ اضافه کن که ديفالت رو يونی کد کنه تا ملت اسير نشن

با مهر نيما

یه وبلاگه با حال حتمن ببين

salam aga xaste nabashin. vallah man ham natavanestam webloge shahrox ra bexanam,che fonti hast in,lotfan rahnemayi konin. sale noyetan mibarak! payman

مرسى .. مصاحبه جالبى بود. با اينكه شاهرخ بيخ گوشمونه ازش خبرى نيست. خوشحالم كه از انجمن ايرانيان دانشگاه يوبىسى اسم برده. واقعا خيلى دلمون ميخواست كنسرتشون تو يوبىسى جور شه و خيلى از مقدماتش رو هم چيده بوديم. متاسفانه وقتى ديديمشون و مكان هاى احتمالى كنسرت رو بهشون نشون داديم چيزى از مشكل ماليشون نگفتن ... وگرنه ممكن بود كه بتونيم براشون اسپانسر پيدا كنيم. .... خيلى حيف شد.

حسين جان!‌عيدت مبارك و ممنون از مصاحبه شاهرخ. بهانه‌اي شد براي بازيافتن يك دوست قديمي ديگر كه سال‌ها بود خبري از او نداشتم، جز دورادور. اميدوارم شاهرخ و بقيه بروبچه‌هايي كه زماني در ميرعماد و پاليزي جمع مي‌شديم، هميشه و همه‌جا موفق باشند.

ya hossein agha hossein man chi kar baiad bokonam ke betoonam webloge shahrohko betoonam bekhoonam. in tanha weblogieh ke fonthasho man nemitoonam bebinam. agar begi ke kheili mamnoon va bahal misham.