حرفهای هفتهی پيش عميد نايينی که تبليغش را کرده بودم و در ساختمان OISE دانشگاه تورنتو با آمدن حدود ۲۰، ۳۰ نفر برگزار شد، خيلی جالب بود. برای خود من مهمترين بخشش دربارهی روزنامهی آیندگان بود که درواقع مثل اينکه روشنفکرانهترين روزنامهی عمدهی آن روز در ايران بوده و در روزهای انقلاب که همه با موج حرکت میکردند، آنها سعی میکردند که مردم را با سوالهای جديد دربارهی آیندهی جنبش روبرو کنند. من که آن موقع همهاش سه، چهار سالم بوده و چيزی يادم نمیآید. ولی وقتی دو سال پيش قبل از اينکه از ايران بيرون بيايم، مجموعهی آیندگان را که از بهنود گرفته بودم نگاه میکردم، همين مساله را خودم توجه شده بودم. کيهان و اطلاعات بيشتر حوادث و اخبار انقلاب و بعد از آن را دنبال میکردند و زياد اهل تحليل و مباحثه جدی نبودند. ولی در آیندگان سوالهای اساسی دربارهی اينکه مثلا جمهوری اسلامی چه ملغمهای است و آیا جمهوری میتواند اسلامی باشد يا نه بحث میشد.
نکتهی جالب ديگر اين بود که آقای نايينی گفت تا همين چند وقت پيش قبل از مصاحبهی کيهان با صادق طباطبايی، سخنگوی سابق دولت موقت بازرگان و برادرزن احمد خميتی، فکر میکرده که صادق قطبزاده باعث شده که آقای خمينی برضد آیندگان حرف بزند و مردم بريزند و دفترهای آنها را آتش بزنند و خودشان را هم زندان ببرند. ولی معما بالاخره بعد از دو دهه حل شد که آن «صادق»ی که پيش خمينی بدگويی کرده و برای تعطيلی آن زمينهچينی کرده، صادق طباطبايی بوده، نه صادق قطبزاده.
آخرين نکتهای هم که برايم جالب بود اين بود که قبل از روزهای آخر انقلاب در بهمن ۵۷، به مدت سه ماه و اندی همهی روزنامهها در اعتصاب بودهاند و مردم هيچ روزنامهای در تمام اين روزهای بسيار حساس نداشتند که کمی روشنشان کند و احساساتشان را جهت بدهد.
راستی، آقای نايينی گفت که با اين که با اينکه در زمان شاه و اوايل انقلاب هم چند بار زندان رفته بوده، ولی هرگز مثل اين دفعهی آخر به او فشار نيامده بوده و میگفت نامهی سحابی دربارهی شکنجههای سفيد کاملا درست است و او هم نامهای در تاييد آنها آماده کرده بوده که به سران سه قوه بفرستد ولی بعدا منصرف میشود.