واقعا نمیفهمم که به ترکيه چه ربطی دارد که کردهای شمال عراق بخواهند به يک استقلال نسبی در قالب جکومتی فدرالی در عراق دست پيدا کنند. آن وقت میخواهند بروند عضو اتحاديهی اروپا هم بشوند. راستش فکر میکنم که ايران با اينکه زير يک حکومت مذهبی است، ولی چون بطور طبيعی به اين جايی رسيدهاست که الان هست، مردمش بسيار ظرفيت بيشتری برای دموکراسی و سکولاريسم دارند تا ترکيه که به ضرب و زور و فشار مردمش را سعی کرده دموکرات و سکولار کند. ولی واقعا بايد بروم ببينم چرا اينها اينقدر با اين کردها دشمناند، دليل تاريخیاش چيست.
تکميل: جالب است که ايران حتی يک ابرازنگرانی کوچک هم راجع به اين مساله -حداقل در ظاهر- نکرده است. بجز اين، مملکت فدرال با استقلال به آن معنیای که بعضیها از نوشتهی من فهمیدهاند فرق دارد. حتی در ايران هم به دليل مشکلات بالقوهای که وجود دارد، حرفش هست (اول، دوم، سوم) که سيستم ادارهی ايران هم به يک سيستم فدرال تبديل شود. اين سيستم بهترين حالت برای کشورهايی است که از اقوام گوناگون تشکيل شدهاند يا اينکه خيلی بزرگاند و درنهايت هم ادارهی کشور را برای قدرت مرکزی آسانتر میکند و هم احتمال اينکه بخشهای گوناگون بخواهند از کل سيستم جدا شوند پايين میآورد. بسياری از کشورهای اروپايی هم از اين مشکلات داشتهاند که به همين شيوهها حلش کردهاند.