برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۹ فروردین ۱۳۸۲ | 18 April 2003

 مرتضوی در غرب

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Soroush was a complete Hezbollahi when he went to London to study Philosphy. One can't say living and studying in the West can't affect you.

کسانی که عقيده دارند زندگی کردن و درس خواندن در غرب تاثيری روی آدم‌های حزب‌الهی نمی‌گذراد، و با همين استدلال می‌گويند که اگر به فرض سعيد مرتضوی قصاب هم به آمريکا يا کانادا يا اروپا برود و درس بخواند و زندگی کند، تغييری در نظم و اساس فکری‌اش ايجاد نخواهد شد، يک چيزهايی را فراموش کرده‌اند. همين آقایان اصلاح‌طلب امروزی مانند ميردامادی، جلايی‌پور، زيباکلام و حتی سروش بعد از زندگی کردن و درس خواندن در انگليس بود که از جوانانی بی‌کله، حزب‌اللهی و انقلابی تبديل شدند به ميان‌سالانی معقول، طرفدار دموکراسی، و اصلاح‌طلب. حالا شخصص مرتضوی را نمی‌دانم چه می‌شود، ولی اينکه آدم به خاطر مخالفت با يک کسی، احساساتی بشود و هر جور شده نگذارد طرف چيز جديدی را ياد بگيرد و تجربه کند، خلاف اصول منطقی و آزادی فردی است. اين ربطی به مرتضوی ندارد، بطور کلی می‌گويم. فرض کنيد آن موقع مردم جمع می‌شدند و می‌گفتند سروش حزب‌اللهی است و طرفدار انقلاب فرهنگی و ما راهش نمی‌دهيم. آن وقت چه می‌شد؟ همين سروش که درواقع مهم‌ترين سرنخ جريان اصلاح‌طلبی و دودستگی حزب‌اللهی‌ها بود را هم نداشتيم.

البته بايد بگويم حساب کسانی که جنايت کرده‌اند (مثل بعضی از اطلاعاتی‌ها و امثالشان) با بقيه جدا است و بايد دولت‌های پذيرنده‌ی آنها را درباره‌ی سوابقشان حتما آگاه کرد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

hosin jan mozeei ke farmoosh shodeh manafe mady eyn hazarat hast yany eyn ke ageh eyn akhond farda varagh bargasht va sharayet eyjab kard hazereh ryshesho beterasheh sorkhab ham bemaleh va az hameh laeiktar va seculartar va liberaltar ham besheh chon ke on moghea dygeh bayad bereh roozeh saaty masalan 10 toman bekhoneh va hata pehen bare eyshan nakhahad shod . manzoram eyneh ke eyn mola az har kese dygehei behtar mydoneh ke yek adame zed e akhlaghy va ensany hast eyn manafea madysheh ya noondonye sheh ke ba eyn hokmha hefazat mykoneh na be khatere eynkeh nemyfahmeh ya nemydoneh ya savadeshoo nadareh . pas omadan e eyn forsat talab be eynja cheesy ro dar zat e eyn ghasy! avaz nemykoneh ...

پس اين لاريجاني و غفوري فرد و ... آمريكا نبوده اند لطفا استثناها را درنظر نگيريد

آقا لطفا وبلاگ من را به انگلیسی ب اولین مطالب بازدید کنید : http://ir-st.blogspot.com

آقاي درخشان , لاريجاني آمريكا رفته چه ... شده كه مرتضوي كانادا رفته چه بشود . اصل بد نيكو نگردد چون كه بنيادش بد است

... و اگر حسین درخشان معتدل و میانه رو از خارجه برگرده، میشه یه آدم مخالف یا بی تفاوت لائیک!! باور ندارین...؟ وایستین تا ببینین!

با این وجود که در خارج تحصیل کرده اند هیچکدوم آدم قابل اطمینانی نیستند کارهاشون تا به حال طوری بوده که آدم نمیتونه بهشون شک نکنه . به خاطر دفاع سفت و سختی که از این نظام پوشالی میکنن. ایا هیچکدوم حاضرند گذشته نظام رو نقد کنند یا حداقل گذشته خودشونو؟ آقای درخشان اگه خواستی این نظر رو پاک کن یا آی پی منو ببند. متشکرم.

Seed Mortazavi saalhaa moavene"Mohseni Ejehi" dar poste "Jaanishine Daadsteaani enghelaab" dar vezaarate ettelaat boodeh va shaksan ahkaame besyaari az shekanjeh haa raa dar hodoode 10 saale pish saader kardeh ast.Aghaaye darakhshaan jahate etelaa shoma arz shod!!

سلام او با قوانين فعلي ايران هم بزهكار است چه رسد به قوانين حقوق بشر.شخصيت شكل گرفته او(پاچه خواري)جايي براي تغيير باقي نگذارده است.زندان انفرادي و بلند مدت ومصادره اموال مطبوعات از خدمات ايشان به جامعه بوده است.

دمت گرم که راستی زیبنده ای! بگو ما هم چه جوری نامه بدیم از دست این کثافتها . اینا باید برن تو همون توالت خودشون....

be andazeye kaafi inja hezbollahi rikhteh.Laazem nakardeh in asghal kalleh ham ezafeh besheh.Man ke baraye vazir'e mohajerat nameh neveshtam.Canada mamalekat'e bandast.Aghaye mortazavi va doostaneshoon mano az mamlekate sabegham biroon kardan, hala ejazeh nemidam be keshvare jadidam vared beshan

خر عيسا اگر به مکه رود - - - چون بيايد هنوز خر باشد

حسين جان اتفاقا همه آن چيزهای کلي که مي گويي ربطي به مرتضوی ندارد. او بر اساس همه اصول آزادی و وظايفي که قانون بر دوش قاضي مي گذارد، و حتي قوانين ج.ا.، يک بزهکار است. او را که دارای مسووليت حقوقي در برابر اعمال خويش است نبايد با دانشچوی معترض يکی دانست. مسووليت آنچه هم در سفارت آمريکا گذشت با مسوولين آن زمان است نه با دانشجويان خشمگين. همين دو هفته پيش سفارت انکليس را گرفتند بزرگان موافق نبودند، در عرض بيست دقيقه تخليه شد. در يک نظام دموکراتيک جای آقای مرتضوی در زندان است و جای عبدی پشت ميز کارش. همين امروز هم اگر آقای خامنه ای از پشتيباني غير قانوني از او دست بردارد، چنين مط شود. او به هر کجا که رود بايد به دولت و ملت آن جا هشدار داد که شما با يک بزهکار طرفيد. تعقيب يک بزهکار در عرف همه ملت ها پذيرفته است.

هاها... بهروزجان کانادا "دادگاه مطبوعات" نداره عزیز. این از ابداعات رژیم اسهالی هستش!

salam, chetori mitoonam webloge doostane canadayee ro pey da konam....?

این حرفت رو قبول دارم که زندگی در فرنگستان باعث رشد و بلوغ خيلی ها شده ولی به اين هم توجه کن که همهء اينهايی که اسمشان را شمردی ظرفيت بلوغ را هم داشتند ... همچنان که خيلی از راستی ها در فرنگ درس خوانده اند و هنوز متحول نشده اند ... مرتضوی هم همچين ظرفيتی ندارد!!!

اين بلاگ اسكاي كه اين همه تعريفش رو همه ميكمردن خيلي مزخرفه 2 تا يادداشت اخر منو باك كرده و هر كاري ميكنم نميتونم توش بنويسم 100 رحمت به برشين بلاگ...

اين بلاگ اسكاي كه اين همه تعريفش رو همه ميكمردن خيلي مزخرفهبابا 2 تا يادداشت اخر منو باك كرده و هر كاري ميكنم نميتونم توش بنويسم 100 رحمت به برشين بلاگ...

سروش وحتي دكتر شريعتي بسياري از ترقيهاي فكري شان را مديون برخورد با فرهنگ متسامح وپلوراليزه غربند به تا ثير دكتر شريعتي از فضاي فرانسه و استادانش ماسينيون و گوروويچ نگاه كنيد البته أنها براي تغيير سينه گشادي دارند هيچ عاملي بر سختي تعصب وتصلب واين شعار كه حقيقت نذدماست كارگر نيست

دکتر سروش ابتدادرخارج بودوموضع وی بعدازاقامت چندساله درایران تغییرکرد

اگر سعيد مرتضوي بياد کانادا براي مطبوعات ايران خيلی هم خوب ميشود. حداقل اين اميد هست که جانشين ايشان کمتر چوب لای چرخ مطبوعات بگذارند.

حسين جون اگر قرار باشه كه مرتضوي قصاب هم بره فرنگ و به ميانه رو تبديل بشه كه ديگه قاضي دادگاه مطبوعات باقي نمونه . اگر مثل خيلي ها بي خاصيت بشه سر يك كار خنثي ميگذارنش واگر هم زيادي غربزده بشه و پر رو بازي در بياره سرنوشت حجاريان ، عبدي ، جلايي پور و سايرين در انتظارشه و يه خر تر از اون رو جاش ميذارند . پس بدين ترتيب اين دور باطل ادامه خواهد داشت وهيچ وقت مناصب مهم به دست آدم عاقل و معتدل نمي افته !

با کامنت "دادگاه مطبوعات کانادا" کلی حال کردم و هنوز هم دارم میخندم. همه ما زندگی را از دریچه محدود تجربیات خود میبینیم. شاد باشید.

یک مقداری از مثالی که استفاده کردی، بر میگرده به همونی که گفتی: تبدیل "جوانانی بی‌کله" به "ميان‌سالانی معقول". یعنی نقش سن رو نادیده نباید گرفت. خود من هم از همان "جوانان بی‌کله" بودم که امیدوارم شاید روزی به "ميان‌سال معقول" برسم. آیا مرتضویهای نوعی تغییری در خارج خواهند کرد هم مقداری به این بر میگرده که چقدر خود را آماده و "باز" برای چنین تغییری بکنند. دوستی دارم که بعد از 30 سال زندگی در خارج، هنوز دمپائی لاستیکی اش را باید از ایران بفرستند و مدام آفتابه بدست نگران این است که با کدام پا باید وارد توالت شد.

khob keh chi, bayad khoshhal bashim keh yek adam kodan,hatman bayad be kharej beravad ta haghyegh mesk rooz roshan ra bebineh.bichareh mellat keh delkhosh in chiza hastand.

اي پادشاها! حرف شما كاملا صحيح است به شرطي كه محافظه كاران را الاغ فرض كنيم. اين هم از زرنگي اصلاح طلبان است كه كاري كردند كه ما خيال كنيم يك مشت لاريجاني و سعيد مرتضوي و اينها، همگي آدمهاي عقب افتاده و با طرز فكر سنتي هستند. اين آقايان به هيچ وجه احمق يا سنت گرا نيستند و تنها سنت گرايي آنها رفتار احمق نمايانه آنهاست، همانطور كه پوشيدن عبا براي خاتمي رفتار ستن گرايانه است. آقايان كاملا هم باهوشند و ما تنها فريب هوش بيشتر اصلاح طلبان را خورده ايم.

شما صحبت مي كني از سروش و جريان اصلاح طلبي. هيچوقت توجه كرده ايد كه اين جريان اصلاح طلبي چه زماني شروع شد؟ وقتي كه آقايان از قدرت شوت شدند بيرون و تمام فكر و ذكرشان بازگشت به قدرت بود. آنها فهميدند كه تنها راه بازگشت، خر كردن مردم عزيز و شهيدپرور ماست نتيجتا عباس عبدي هايي كه 20 سال قبل به امريكا فحش داده بودند، صبر كردند تا مردم همه چيز يادشان برود تا دوباره برگردند و در مدح رابطه با امريكا سخن بگويند! اسمش را هم گذاشتند اصلاح طلبي! خداوكيلي اين وسط يا ما خريم يا عباس عبدي!

استدلالشان هم بسيار ساده بود: كافي بود ببيني كه مردم چطور از تغييرات بعد از جنگ نسبت به قبل از جنگ استقبال مي كردند. چطور از اينكه دوباره سرمايه داري ارزش شد، لذت بردند و اينكه چطور به تخت مرصع نشيني هاشمي رفسنجاني را به زندگي خميني در خانه كاه گلي ترجيح دادند.

رفتار سعيد مرتضوي، هيچوقت تغييري نخواهد كرد، چون اين آدم هيچوقت احمق يا عقب افتاده نبوده كه حالا بخواهد تحت تاثير جهان غرب واقع بشود. او هميشه باهوش بوده و همين كه حاضر شده برچسب حماقت را به جان بخرد تا از منافعش لذت ببرد نشان مي دهد كه فرصت طلب است و فرصت طلب ها احمق نيستند.

آقای درخشان عزيز

ميشه لطفا به جای نوشتن يک کمی بخوانی آيا "پل پوت " رهبر خمرهای سرخ 10 سال در فرانسه درس نخوانده بود؟پس جرا 5/2 ميليون کامبوجی را بی دليل کشت !!!!!!!!!!! به ياد داشته باش که "اصل بد نيکو نگردد چون که بنيادش بد است / تربيت نااهل را چون گردکان بر گنبد است."

بلکه هم این آقای مرتضوی اومد اینور و از اونور ÷شت بوم افتاد ... والا حکم این مردک که عین نص صریح قانون حساب میشه ....

و آخر اينكه: ممكن هست آدرس سايت ستاد خبري جشنواره مطبوعات را لطف كنيد و بنويسيد ( اگر همچين سايتي وجود دارد..) .. آدرس ستاد خبري، هنوز هم ميدان هفت تير- كوچه شهرود هست؟ (روبروي تحريريه صبح امروز؟)

ادامه .. 4- آيا نمي توان خروج مرتضوي از ايران را به سوختن يك مهره در دادگاه مطبوعات و بازنشستگي او در اين رابطه بررسي كند؟ يا اينكه اين يك سكوي پرش به صندلي هاي مرتفع تر قوه قضاييه است؟ 5- انتقاد بجاي شما از هيجان زدگي بسياري از هموطنان براي ايجاد مزاحمت و انتقام كشي از مرتضوي و مرتضوي ها كاملا صحيح هست.... 6- حكايت همچنان باقي است....

ادامه....جلايي پور در 20 سالگي وقتي هنوز ريشهايش سبز نشده بود، فرماندار نقده شد. جوان بود و انقلاب بود و شور انقلابي در آن روزها.. جلايي پور، چرا تغيير كرد؟ شايد فقط يكي از عوامل اين تغيير، اروپا باشد، اما عبدي چطور؟ آيا او به اروپا رفته بود؟ يا ديگران؟ اين تغيير را اگر در پروسه انقلاب و فرونشستن خشم انقلابي در طي سالها و نگاه و نقد منصفانه به عملكرد و به گذشته ببينيم، قابل تجزيه و تحليل علمي خواهد بود... 3- اگر كسي نخواهد يا چشمانش را ببندد، هيچگاه دچار تحول نخواهد شد. اميدوارم دست كم اين آقاي 1410 با چشماني باز به كانادا بيايد. ( البته به شرطي كه برجش كه ساخته شد، به فكر برجسازي ديگر نيفتد. 4- آيا نمي توان خروج مرتضوي از ايران را به سوختن يك مهره در دادگاه مطبوعات و بازنشستگي او در اين رابطه بررسي كند؟ يا اينكه اين يك سكوي پرش به صندلي هاي مرتفع تر قوه قضاييه است؟ 5- انتقاد بجاي شما از هيجان زدگي بسياري از هموطنان براي ايجاد مزاحمت و انتقام كشي از مرتضوي و مرتضوي ها كاملا صحيح هست.... 6- حكايت همچنان باقي است....

فرض اينكه آقاي مرتضوي با اقامت و تحصيل در كانادا تغيير بكند يا خير، و اينكه آقايان ميردامادي و سروش و جلايي پور و ديگران با آمدن به غرب، دچار تحول شده اند،‌ فكر نمي كنم تغييري در وضعيت مطبوعات در ايران ايجاد كند. 1- مرتضوي يك مهره دست چندم است و مجري اوامر آمراني است مشخص كه البته بسياري از آنان سالهاست در اروپا يا آمريكا تحصيل، زندگي كرده اند يا به آنجا رفت و آمد دارند. 2- تغيير آقاياني مثل جلايي پور و .. فقط محصول تحصيل در اروپا (انگليس) نيست. جلايي پور در 20 سالگي وقتي هنوز ريشهايش سبز نشده بود، فرماندار نقده شد. جوان بود و انقلاب بود و شور انقلابي در آن روزها.. جلايي پور، چرا تغيير كرد؟ شايد فقط يكي از عوامل اين تغيير، اروپا باشد، اما عبدي چطور؟ آيا او اروپا بود؟ يا ديگران؟ اين تغيير را اگر در پروسه انقلاب و فرونشستن خشم انقلابي در طي سالها و نگاه و نقد منصفانه به عملكرد و به گذشته ببينيم، قابل تجزيه و تحليل علمي خواهد بود... 3- اگر كسي نخواهد يا چشمانش را ببندد، هيچگاه دچار تحول نخواهد شد. اميدوارم دست كم اين آقاي 1410 با چشماني باز به كانادا بيايد. ( البته به شرطي كه برجش كه ساخته شد، به فكر برجسازي ديگر نيفتد. 4- آيا نمي توان خروج مرتضوي از ايران را به سوختن يك مهره در دادگاه مطبوعات و بازنشستگي او در اين رابطه بررسي كند؟ يا اينكه اين يك سكوي پرش به صندلي هاي مرتفع تر قوه قضاييه است؟ 5- انتقاد بجاي شما از هيجان زدگي بسياري از هموطنان براي ايجاد مزاحمت و انتقام كشي از مرتضوي و مرتضوي ها كاملا صحيح هست.... 6- حكايت همچنان باقي است....

TAKBIR!!!

به خود شخص و طرز فكرش بستگي داره... همين يارو سخنگوي سابق قوه قضاييه! نه سال تو آمريكا درس خونده بود و دكتراي حقوق داشت.. ولي طرز فكرش همون بود و ...

سروش هم اگه همونجوری می موند بهتر بود . حالا شده گنجشک رنگ شده . حالا که ما نمی تونیم نیم متر بیشتر بپریم دلیل نداره که قهرمان های نیم متری برای خودمان انتخاب کنیم .

نکات خوبي بود ولي نه کاملا صحيح. اين اقايان مذکور که «معقول» ناميديد در ايام جواني هم در خارج از کشور بودند.

1..AGHGA SOROUSH VA ZIBAKALAM GHABL AZ ENGHELAB ENGLAND BODAND VA TAHAVOLE IN AGHAIAN VA AMSALOHOM BE KHAREJ SHODAN AZ JAHAN ARMANIESHAN VA ROBERO SHODAN VA VAGHEIIAT RABT DARAD NA BAD AZ MAJERAIE ENGHELAB FARHANGI BADESHAM JENAIAT BASTAN ROZNAMEHA IA DAST DASHTAN AZ ON AZ ADAM KOSHTAN KAMTAR NIST BE ASARATE EJTEMAIIASH FEKR KONID.........

تا اندازه ای درست است و جالب است که کسی مثل حسین درخشان که سابقه روزنامه نگاری در ایران را دارد و طعم نیش مرتضوی را چشیده هم همین نظر را داشته باشد. ÷س لطفا یک کمی دست این آقای مرتضوی را بگیرید و ببرید دادگاه مطبوعات کانادا را نشانش بدهید البته اگر وجود داشته باشد! تا از این به بعد با احکام عجیب و غریب ایران را مضحکه نکند

الان فکر میکنید سروش ها چقدر برای این مردم خدمت کردند که حالا مرتضوی ها بخوان بکنند چقدر خوبه آدم نیم پر لیوان رو ببینه به شرطی که توی لیوان آب باشه :)