لعنتی، فعلا که پيشبينیاش درست درآمد. خودش در نامه نوشته بود که احتمالا اين دفعه نگهاش خواهند داشت، ولی من فکر میکردم آخر چرا بايد يک جوان لاغر آرام و با همه مهربان و سربهزير را که نه دنبال قدرت است و نه چشمی به ثروت کسی دارد، بگيرند و ببرند. که چی واقعا؟ آقا رهبر فرزانهی انقلاب میخواهد تئوریهای تابان خود را با دستگير کردن و شکنجهی روحی دادن و اعتراف گرفتن از يکسری آدم که نه سرپيازند و نه ته پياز اثبات کند. به اين ترتيب دايرهی دستگيریها به زودی به نويسندگان صفحات علمی روزنامهها و بعد هم لابد به صفحهآراها و متصدی چاپ و بعدتر هم به مسوول آگهیها و اينها قرار است کشيده شود.

انعکاس هميشگی صفحهی آبی مانيتور روی شيشهی عينکش
سينا يک جوان تازه پدر شدهی بیخواب بود که يا هميشه پای کامپيوتر داشت وبگردی يا بازی میکرد، يا اينکه داشت کتاب و مجله و روزنامه میخواند، يا داشت مطالب بارها عقبانداختهاش را تکميل میکرد، يا وبلاگ مینوشت و آخرسر هم ممکن بود سرکارش به روزنامه برود و چند ساعتی باشد و بعد هم فلنگ را ببندد. واقعا يک چنين آدمی چطور میتواند در تئوريهای مشعشع رهبر انقلاب دربارهی دخالت غيرمستقيم «دشمن» در مطبوعات و فضای فرهنگی سالهای بعد از رفسنجانی بگنجد، من سردرنمیآورم.
نگرانیام از اين است که چون سينا و آدمهای مثل او در هيچ جور دستهی سياسی نزديک به قدرتی نمیگنجند، کسی هم از حقوق آنها دفاع نکند. همانطور که کسی از آقايان حزباللهی اصلاحطلب پرمدعا به تخمش هم نبود که علیرضا اشراقی و کامبيز کاهه و دوستانش هفتهها در زندان ماندند.
آقای خاتمی عزيز، حتما تئوریهای رهبر فرزانهی انقلاب بايد به حواشی تنبان جنابعالی هم برسد تا متوجه شويد که بودن شما و دوستان بیخاصیتتان در آن جايگاههای دهانپرکن بیفايده، تنها به قدرت آقايان مشروعيت میبخشد؟ نگران مملکت نباشيد، با بيرون کشيدن شما از قدرت، تغييرات اجتماعیای که در اين سالهای دراز رخ داده به عقب برنخواهد گشت و کشور به هم نخواهد ريخت. فراموش نکنيد که شما و دوستان بیخاصيتتان همه معلول همين تغييرات بوديد، نه موجبشان که فکر کنيد با رفتنتان، دستآوردهايتان به باد هوا میرود. با اين وضعی که از دورهی جديد رياست جمهوی شما شروع شده، مردم دست شما و رهبر انقلاب و سردار سازندگی را چه بخواهيد و چه نخواهيد، و چه درست يا نادرست، در يک کاسه میبينند و اگر بلايی بر سر ايران بيايد مانند آنچه بر عراق آمد، هيچ بعيد نيست که پوسترهای شما هم درکنار پوسترهای آن دو نوگل محبوب ديگر با دمپايیهای پلاستيکی مردم اولترا صبور ايران مورد لطف قرار بگيرد. به جای پسری که هرگز به سن و سال من نداشتهايد، به اندک عزت نفسی که برايتان مانده، قسمان میدهم که يا بمانيد و «باشيد»، يا اگر «نيستيد» برويد. من و خيلی از جوانهايی که از همان دور اول به شما رای داديم، مدتهاست که میبينيم ديگر نيستيد...
تازه:
- خبر ایسنا
- خبر راديو فردا
- خبر بی.بی.سی، بخش فارسی
- مقاله مسعود بهنود
- مصاحبه راديو آزادی با حسين درخشان
-