سانسور اينترنت در ايران رسما شروع شد. جالب اينجا است که دولتی که خودمان غيرمستقيم به آن رای داديم هم در آن شریک است.
ولی از اينها گذشته به نظر من مقابله با سانسور سه مرحله دارد: ۱) پيداکردن ميانبرهای فنی برای عبور از فيلترها و آشنا کردن همه با آنها ۲) پخش کردن خبر در دنيا ۳) اعتراضهای صنفی و گروهی
مرحلهی اول تقريبا مشخص است، ولی به طور عملی معنیاش اين میشود که آدمهای وارد در زمینههای فنی اينترنت و شبکه، وبسايتهايی درست کنند که در آن روشهای دور زدن انواع فيلترها و موانع ديگر با زبان ساده توضيح داده شوند و با نوشتن راهنماهايی همهفهم، اين آموزشها را عمومی کنند.
مرحلهی دوم کمی پيچيدهتر است و به کمک تعداد زيادی از کاربران نياز دارد. اين استراتژی چند بخش دارد: اول اينکه وبسايتهايی فردی يا گروهی که فقط کارشان نظارت بر سانسور اينترنت در ايران است، درست شوند که به زبان انگليسی، جديدترين خبرها و گزارشها را پوشش بدهند. دوم اينکه کاربران ايرانی سعی کنند خبر را در عرض و طول اينترنت پخش کنند. يعنی اينکه اگر محتوای خبری اينترنت را دارای سه سطح شخصی، حرفهای-گروهی، و بزرگ و رايج فرض کنيم، کاربران بايد سعی کنند خبر را در هر کدام از اين سه سطح پخش کنند.
مثلا در سطح اول که وبلاگها و وبسايتهای کوچک شخصی هستند، هر کسی میتواند با خبرکردن ديگری با ايميل يا راههای ديگری و فرستادن لينکهای منابعی که در قسمت اول ذکر شد، خبر را پخش کند. در اين مرحله از کار لازم است که هرکسی با هر وبلاگ انگليسی زبانی که میشناسد و آشناست، تماس بگيرد و آنها را دربارهی اين ماجرا باخبر کند. در سطح دوم بايد کسانی داوطلب شوند و در وبسايتهای گروهی و تخصصی (از سايتهايی مثل Slashdot، Metafilter گرفته وبسايتهای حقوق بشر و امثال آنها) آخرين اخبار و گزارشها را به زبانهای مختلف بنويسند و منابع موجود دراين باره لينک بدهند. در سطح سوم هم همه بايد با ايميل، تلفن و فکس رسانهها و وبسايتهای بزرگ و رايج (از بی.بی.سی آنلاين و گاردين و وايرد نيوز و سی.ان.ان گرفته تا روزنامههای چاپی بزرگ دنيا) بطور مکرر و دستهجمعی خبرهای جديد مربوط به اين موضوع را برسانند.
البته اگر در هر سطح به اندازهی کافی خبرها پخش شود، خودبخود عناصری از سطح بالاتر پيدا میشوند که خودشان کنجکاو میشوند و خبر را به سطح خود میبرند. درنتيجه پخش کردن عرضی خبر در سطح پايين، يعنی وبلاگها و وبسايتهای کوچک شخصی، بخصوص به زبان انگليسی خيلی خيلی مهم است.
مرحلهی سوم که اعتراض صنفی و گروهی است خيلی مهم است. برای عملی کردن آن هم بايد گروههای صنفی و تخصصی گوناگونی ايجاد کرد و از طرف آنها فعاليت مدنی در اعتراض به اين مساله کار کرد. منظورم از گروههای صنفی و تخصصی هر گروهی هستند که به نوعی سانسور در اينترنت به حقوقشان لطمه میزند. اين گروهها از گروههای کوچکی مثل کاربران اينترنت در استان مشهد، فارغالتحصيلان کامپيوتر دانشگاه شريف، میتوانند شروع شوند تا مثلا گروههايی بزرگتر مانند انجمن دفاع از حقوق ISPها، انجمن دفاع از حقوق کاربران اينترنت، جمعی از مهندسان شبکه، جمعی از روزنامهنگاران و... اين گروهها کلا برای رسانههای داخلی و خارجی خيلی مهم هستند و اعلاميهها و اعتراضها اگر از طريق اين گروهها انجام شوند خيلی بهتر شنيده میشوند. درست کردنشان هم خيلی راحت است و فقط يک موضوع محوری لازم دارد و يک گروه ياهو!
يادمان باشد که دود سانسور در اينترنت، بخصوص سانسور منابع خبری و سياسی، در نهايت در چشم تکتک خود ما میرود. چه در داخل ايران زندگی کنيم و چه در خارج.