برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Do not tell me to stop politics! Tell the regime to limit it's power from our private lives.

چرا سياسی می‌نويسی؟ اين سوالی است که تازگی‌ها از من پرسيده اند. ولی من جواب آنها را با سوالی ديگر به خودشان برمی‌گردانم: مگر در ايران کنونی عملی هست که اصولا سياسی قلمداد نشود؟ حکومت ايران دست خود را تا اتاق‌خواب‌های مردم دراز کرده است و قدرتش را تا خصوصی‌ترين بخش از هستی آدم‌ها --که فکرشان است و چيزی که در مغزشان می‌گذرد-- اعمال می‌کند. بنابراين در چنين جامعه‌ای عادی‌ترین رفتارهای آدم‌ها مثل ميهمانی‌گرفتن يا موسيقی غربی گوش کردن، چون به نوعی در تضاد با همان قدرت پيش‌رونده، حريم‌نشناس و بی‌‌حد است، اعمالی سياسی محسوب می‌شود، حتی اگر خود آن آدم‌ها انگيزه‌ای سياسی برای انجام آن‌ها نداشته باشند و خود آن اعمال نيز محتوای سياسی نداشته باشد.

وب‌لاگ‌نوشتن و وب‌لاگ‌خواندن هم عملی سياسی است، بدون اينکه الزاما محتوا و انگيزه‌ی سياسی داشته باشد. چون در تضاد با قدرت پيش‌رونده و بی‌حدی است که حکومت ايران دارد بر آزادی بيان شهروندان اعمال می‌کند.

پس راستش را بخواهيد، کسانی که فکر می‌کنند اين چهارتا کلمه‌ای که من يا امثال من در صفحه‌های شخصی خودمان می‌نويسيم، سياسی است و ما را از ترس اينکه به منافعشان لطمه بخورد از آن نهی می‌کنند، بايد به حکومت اعتراض کنند که پای قدرتش را از همان آغاز از گليم خودش درزاتر کرده و آن‌قدر پيش‌رفته که نفس کشيدن آدم‌ها را هم در تضاد با قدرت خود می‌بيند و می‌خواهد آن را هم کنترل کند. چه برسد به خواندن و نوشتن آزادانه.

بازداشت سينا مطلبی، يک زنگ خطر بزرگ به تمام کسانی است که از حق خواندن و نوشتن آزادانه در اينترنت بهره‌مند‌ند و من نمی‌توانم مثل آن استاد روزنامه‌نگار که وب‌لاگ‌نويس هم هست، (متاسفم آقای دکتر شکرخواه، نمی‌توانم خودم را به کوری بزنم) و امثال او طوری رفتار کنم که انگار هيچ اتفاقی نيفتاده و اگر همکار من به هر دليلی بازداشت شده، حقش بوده و من نبايد منافع شغلی و شخصی‌ام را قربانی چنين مسايل کم‌اهميتی بکنم.

به جای اعتراض با مایی که دنبال حق‌مان --قطع‌کردن دست قدرت از زندگی شخصی‌-- هستيم، بهتر است به حکومت اعتراض کنيد که چرا برخلاف وظيفه‌اش قدرتش را به مخفی‌ترين گوشه‌های زندگی ما کشانده است. هيچ تا حالا دقت کرده‌ايد من چند بار درباره‌ی قدرت در کانادا، کشوری که در آن زندگی می‌کنم نوشته‌ام؟ فکر می‌کنيد اگر روزنامه‌ها در ايران تعطيل نمی‌شدند، روزنامه‌نگاران و هنرمندان به زندان نمی‌افتادند، مجلس قدرت قانون‌گذاری داشت، دستگاه قضایی بی‌طرف بود و ولی‌فقيه و مجمع تشخيص مصلحتی هم وجود نداشت، در اين وب لاگ بجز درباره‌ی تکنولوژی و هنر و رسانه‌ها و خاطرات شخصی و فوق فوقش جرج بوش و اوضاع سياسی جهان چيزی ديگری می‌خوانديد؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ناهید رکسان»
«امید معماریان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عرب عصبانی»
«طاها بذری»
«مرتضی نگاهی»
«زيتون»
«امور ایران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«توکا نیستانی»
«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«پیاده رو»
بابک داد
فانونایت
مریم مومنی
آهستان
محمد نوری‌زاد
خط قرمز
جواد روح
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

اصلآ اين یکی از ابتدايي ترين مشخصات حکومت های توتاليتره.در مورد هرچی که حرف بزني به سياست ميرسی.

اين نوشته ات خيلي قشنگ بود... مخصوصا آخرش كه گفتي: «هيچ تا حالا دقت کرده‌ايد من چند بار درباره‌ی قدرت در کانادا، کشوری که در آن زندگی می‌کنم نوشته‌ام؟ فکر می‌کنيد...»

ادامه از قبل / در همين ارتباط بحث و نظر مفصل من و برخی از دوستان را در نشريه اينرنتی "فروغ" در گزارشی تحت عنوان "آلودگی آسمان مجازی" می توانيد ببينيد و بخوانيد. موفق باشيد و سربلند!

ادامه از قبل

اين گونه نوشتن و گاه توهين کردن هيچ چيزی جز آلوده شدن فضاي وب و اينترنت براي شهروندان اين دنيای دوست داشتني که در ايران زندگي می کنند و دنبال پنهان کاري و استفاده از اسم مستعار نيستند، نمی باشد. فکر نمی کنید برخوردهای عجولانه برخی مراجع قضايی به همين دلطل باشد؟ ... ادامه دارد

حسين عزيز و ساير دوستان موافق با او! بحث اين نيست که چرا فلاني سياسی می نويسد،بلکه بحث درباره حفظ آداب و ادب نوشتن و روزنامه نگاری است. اگر نسبت به چطزی معترض هستيم، خوب به صراحت اما با متانت هم می شود اعتراض کرد و فرياد زد. اما نوشتن مطالب هجوآميز و گاه بي ادبانه - نمونه اش نوشتن جوکی درباره مقامات حکومتی ايران - را کسی به حساب تحليل و انتقاد نمي گذارد. ... ادامه دارد

مگه آدم ميتونه مملكتش رو دوست داشته باشه و به ظلم و بيعدالتي دولتش اعتراض نكنه؟ در كشوري كه "دهانت را ميبويند, مبادا گفته باشي دوستت دارم" نفس كشيدن هم يعني سياست. من واقعا نميفهمم اين نوشته هاي سرشار از عقده و نفرت بعضي از دوستان چه دليلي دارند. حكايت ملا شده كه چه خودش سوار خرش ميشد, چه پسرش, چه هردو و چه هيچ كدوم مردم بالاخره يه بهانه اي پيدا ميكردند تا انتقاد كنند. آخه اگه ايرانيهاي خارج كه امكاناتشون بيشتره هيچي نگن و هيچ كاري نكنن درسته؟ اصلا چه معنيي داره كه بخواين جلوي حرف زدن كسي رو بگيرين (كه نميتونين)؟ لابد ميرين يقه مفسرهاي سياسي تمام جهان رو هم ميگيرين و ميگين فقط در مورد كشور خودشون نظر بدن, البته فقط درصورتي كه اونجا زندگي كنن! اگه با نظر كسي مخالفين چرا با دليل و برهان منطقي بحث نميكنين؟ ببينم, نكنه از اين جور چيزها در چنته ندارين؟

حسين خان حالا مهم نيست که نظر من چيه ولی همين که انقدر مردم نظر دادند يعنی دستتو جايی گذاشتی که خلق بيشتر مشکل دارند خوب جاييييه خووب بقول اين اقا ملت نخونده نظر ميدند... حالا تاکه دهن خودشون واشه در و گوهر بريزه بيرون

بلو خان تو هم نترس از صبحونه بندازتت بيرون ميتوني بري تو توالت بنويسي! ارزش نداره واسه 2 تا خط نوشتن انقد بمالي در ضمن تو که انقدر واردي خره!!! من با پروکسي سرورو و از ايران!! خيلي باحالين به حسين کچل بگو آي پي منو ببنده ببين با يکي ديگه ميام و از يه جاي ديگه! پس زيادي ادعاي معلومات نکن قهوه چي!!

خانمها و اقايان مخالف . اگر حسين درخشان كه دور از ايران و در امنيت زندگي ميكند ولي دلش ميخواهد كه شما هم در ارامش و ازادي زندگي كنيد ؟ ايا بايد به اين خاطر به او توهين كرد ؟ زماني ميبايد به او ميتاختيد كه فقز رفاه و ازادي خودش را ميخواست و شما را فراموش ميكرد .باور كنيد فقط دوست است درخشان و حوابش يك كلمه ساده است : متشكرم كه به ما هنوز هم فكر ميكني حسين عزيز

زیبا تو خودت هم که ایران نیستی خالی بند! خوب شد حسین آی پی هارو باز گذاشت . مثل اینکه خیلی میسوزی یکی کار سیاسی بکنه ها :) در ضمن اعتراض داری برو توالت با صدای بلند اعتراض کن . اینجانمیشه .

واقعا که بيکار تو " خارج " گشتن سوختن داره! آخي که تو ايران اين همه استدلال منطقي داريم! برين خدا روزيتونو جاي ديگه حواله کردن!

واقعا که تا ابله در جهان است مفلس در نمي ماند!!! جالبه که مملکت ايرن قراره با دستمال بدستي و دستمال بازان درست شود. پس منتظر باشيد تا با اين روشنفکريهايتان ايران را عوض کنيد!!!

نميشه به حسين خرده گرفت .از قديم الايام يادمه اون بالا نوشته بود : نگاه انتقادی حسين درخشان به ايران، فرهنگ عامه و تکنولوژی بخاطر وضعيت بغرنج در جامعه مون خواه يا ناخواه فعلا دو تا کلمه ايران و فرهنگ عامه بوي سياست ميدن.

چیزی که جالبه اینه که من هیچ وقت در ادبیات غرب ندیدم از کسی که درباره کشورش از یه کشور دیگه نظر می ده انتقاد کنن. واقعا این حرف ها موضوعیت نداره. حسین درخشان نظری داره و کاملا حق داره اون رو بیان کنه. اینا که از خارج بودن ایشون می سوزن خودشون چه غلطی برای ایران کردن؟ بودن درخشان در ایران چه کمکی به شما می کنه؟ باید حرف ها رو زد، چه کانادا باشی چه ایران.

من ما برخي نظرهايت مخالفم ولي خوب است که تو از طريق تجربه به انچه اسلام مي گويد رسيدي، يعني اگر حق کسي خورده مي شود نبايد ساکت باشي

صد در صد تو كشوريه كه همه چيزش (از فوتبال گرفته تا فيلم و سينما) سياسيه بايد وبلاگ نويس ها و وبلاگهاش هم سياسي باشه.. فراموش نكنيم كه كجا هستيم...

حسين راست ميگه كه : (حکومت ايران دست خود را تا اتاق‌خواب‌های مردم دراز کرده است و قدرتش را تا خصوصی‌ترين بخش از هستی آدم‌ها که فکرشان است و چيزی که در مغزشان می‌گذرد اعمال می‌کند) پير ترودو،‌ نخست وزير سابق و خيلي محبوب كانادا (كه دو سه سال پيش مرد) يه بار گفته بود: Governments have no business in the bedrooms of the nation،‌ يعني دولت ها حق ندارند در امور اطاق خواب ملت دخالت بكنن. حالا كه در مملكت ما مسئولين همچين دركي ندارند،‌ كمترين كاري كه از ما‌(خصوصا ماها كه در خارج هستيم و خطري تهديدمون نميكنه) برمياد اينه كه از هر طريق ممكن حرفمون رو بزنيم و اجازه نديم اونها به همين راحتي هر صدايي رو در نطفه خفه كنند.

مي گن هر رفتي اومدي داره! توي كوچه و خيابون و خونه و مدرسه و توي ماشين و بيرون ماشين چقدر گير الكي بهمون دادن! حالا نوبت خودشونه..

من اینبار واقعا با تک تک کلمات حرفت موافقم. این همه ترس برای چی ؟؟ یه روز هم دوران این حکومت به سر میاد.. فقط سیاهیشون باقی میمونه وبس.

براي زيبا - آدرس ايميل شما صحيح نيست، اينجا مي نويسم...

سلام و درود به شما دوست زيبايم، نوشته شما را در جواب نوشته ام در حودر خواندم. زيبا جان، زيبا گله كرده بودي ممنونم از گله.. هميشه ممنون مي شوم

زيبا جان، با ايران غريبه نيستم و خيلي وقت نيست كه اينجا هستم،همان هوا را تنفس كردم و وقتي ايران بودم، همين نظر را كه شما به زيبايي داريد، داشتم و از حسين درخشان هاي خوش نشين مقيم آن طرف آب، حرص مي خوردم. حالا خودم اينجا هستم و شدم يكي از همان ها.. دنيا را چه ديدي؟ شايد شما هم گذارت به اينجا افتاد و يك زيباي ديگري پيدا شد كه به زيبايي نقدتان كند..

مدت 3 ماه آمل بودم هر وقت ميآمدم تهران از كثيفي هوا 1-2 ساعت اول كلي حالم ميريخت بهم من فقط نه همراهانم هم از هواي الوده تهران كف ميكردن!

اره عزيز تا توي كثافتي بهش تا حدودي عادت ميكني كه بتوني يه صبحي شب كني ولي وقتي مدتي مي ايي بيرون عمق فاجعه حاليت ميشه!

دوستانی که به خاطر ایران نبودن حودر بهش ایراد میگیرند ایا واقعا اگه روزی پاشونو از ایران بیرون بذارن حق اظهار نظر رو از خودشون سلب مبکنند؟ هر ایرانی حق داره در مورد این کشوروهر مسئله ای که مربوط به ایرانه نظر بده و اتفاقا سیاسی نوشتن در این شرایط کمترین کاریه که میشه انجام داد

اين جنون گاوي كه عده اي رو درگير خودش كرده و دم از ايراني داخل و خارج و ...از سارز هم بدتره!

khafaghane emrooz haman khafaghane rezhime shah va "savaak" ast

نميدونم ميفهمي يا نه! ولي داري کار رو براي ما هم سخت ميکني!

جناب هودر! مسائل درون گود به کساني مربوط است که درون گود باشند! اگه ميخواي حرفي درباره ايران بزني برگرد ايران بعد حرف بزن.

سهيل جان حسين چسبيده سيتي زنيشو بگيره تو نگران نباش الان اگه همه آخوندام برن اون بر نميگرده چون مساله مهمتر برا اون چيز ديگه اس يه نيگام به طرفداراش بنداز همون " ماه و ستاره " که گفته " نگشت وسط دستت را هم نشان ناهيان از منكر و آمران به معروف بده " که اين بيلاخ فرنگستان عزيزه! همون جور که گفتي نشستن خارج و ميگن لنگش کن هي هم ميخوان بگن واي ايران داره منفجر ميشه آخه ما که هستيم چرا اينطوري نمي بينيم؟!؟!؟

Pablo Neruda." He is called " el poeta de la gente" " people's poet." In light of recent events in Iran, I thought it is nice to read this, for all who tell us people in abroad, why you should care about what is going on in Iran? I say why we should not care?

"THE HEAVENLY POETS"

What have you done you intellectualists? you mystifiers? you false existentialist sorcerers? you surrealistic poppies shining on a tomb? you pale grubs in the capitalist cheese? What did you do about the kingdom of anguish? about this dark human being kicked into submission? about this head submerged in manure? about this essence of harsh, trampled lives? You didn't do anything but escape you sold piles of debris you looked for heavenly hairs cowardly plants, broken fingernails "pure beauty" "magic". Your works were those of poor frightened folk trying to keep your eyes from looking trying to protect their delicate pupils so you could make for your living a plate of dirty scraps which the masters flung to you. Without seeing that the stones are in agony, without defending, without conquering, blinder than the wreaths in the cemetery when the rain falls on the motionless rotten flowers on the tomb. Pablo Neruda

در دريا كه شنا كني، خيس مي شوي. كساني كه نهي مي كنند همين نهي كردنشان هم سياسي است. بقال سركوچه اشان، دوغ آبعلي اش را هم سياسي مي فروشد. دريا درياست. وارد دريا كه شدي، خيسي. اين نم سالهاست كه بر ادبيات و دل نوشتهاي ما نشسته. نگاه كن به ادبيات معاصر اروپا، به اشعارشان.. اثري از سياست كمتر مي يابي، و نگاه كن به ادبيات نحيف معاصر ما.. پر است از نم دريا، شوره هاي نمك دريا و گوش ماهيهاي درياي سياست. حسين جان، ساده، وبلاگي، آسان و در حوصله كاربران و وبلاگ خوانها مي نويسي كه اين عالي است. انگشت وسط دستت را هم نشان ناهيان از منكر و آمران به معروف بده. همين!

براي اولين بار خيلي باهات موافقم!

حسين جون اگه تو هم اون ور آب نبودي و اينجا اين حرفا رو مي نوشتي حساب بود. با خيال راحت تو تورنتو نشستي هي ميگي لنگش كن. من مطمئنم تو ديگه حتي براي يه مسافرت چند روزه هم به ايران نميائي چون نمي ارزه زندگي در كانادا رو با بازداشت در اداره اماكن و اوين عوض كني. ميگي نه وقتي سينا آزاد شد ازش بپرس

از این اقای شکرخواه که چسبیده به جام جم و روزنامه راستی ها نباید انتظار دیگری داشت بعضی ها فقط اسم بزرگ می کنند اما به قول شما موقع عمل که می رسد اصلا هیچ

فعلا خبر خوب اين كه سينا فردا آزاد ميشه .... (فرناز تو وبلاگش نوشته)

ببینید آقای درخشان ولی جدا من فکر می کنم که باید یه فکری کرد ... دور نیست اون روزی که در و.بلاگ هم در ایران بسته شود ... آقای درخشان کسی به شما نمی گوید سیاسی ننویسید میشه حرف رو به صورت های دیگه هم زد د آخه ...

هاها... این دفتر خط خطی دیگه خیلی شوته! مگه واجبه مطلب رو نخونده نظر بدین؟ کل مطلب درباره علت سیاسی بودن ما هستش بعد طرف میاد می گه "ما متاسفانه به هر مساله ای نگاه سیاسی می کنیم"...! D:

ما متاسفانه به هر مساله ای نگاه سیاسی می کنیم.