مصطفی تاجزاده: «اگر دو لايحه به تصويب نرسند بخشهايي از اصلاحطلبان با استعفاي خود نشان ميدهند كه مسؤوليت شرايطي را كه در آن قرار نيست آزادي انتخابات و حقوق شهروندي در آن رعايت شود، نميپذيرند و بعد از آن هم به سمتي ميرويم كه بخشي از اصلاحطلبان با ارائه پيشنهادات مشخص بر تغيير فصولي از قانون اساسي تكيه كنند تا حقوق مردم رعايت شود»
آفرين به تاجزاده که بالاخره جرات کرد و دوباره حرف تغيير قانون اساسی را آغاز کرد. به نظر من هيچ راه حل ديگری برای تغيير مسالمتآميز در ايران وجود ندارد جز تغيير قانون اساسی و از بين بردن يا به حداقل رساندن اختيارات رهبر، حذف مجمع تشخيص مصلحت، و تغيير در اصول ديگری که با حقوق بشر تناقش اساسی دارد. اگر اصلاحطلبان از سيستم بيرون بيايند و تبديل به اپوزيسيونی با خواستهی مشترک تغيير قانون اساسی شوند، احتمالش زياد است که نيروی اجتماعی بزرگی پشت آنها جمع شود و به حکومت فشار سنگين بياورد و در نهايت آن را به زانو درآورد.
البته قبل از آن اصلاحطلبان بايد تمام فکرهای احمقانهی حزباللهیشان را که باعث میشود نتوانند با ديگر نيروهای ايرانی اپوزيسيون داخل و خارج به وحدت نسبی برسند کنار بگذارند و تابوهای قبلی را بشکنند و به شکل يک نيروی ملیگرای طرفدار دموکراسی و سکولاريسم درآیند.
برای مقابله با محافظهکاران و تندروها بايد بازی آنها را به هم زد، نه اينکه با قواعدی که آنها در بازی وضع کردهاند --و داور هم که از خودشان است-- بازی کرد. اين چند سال نشان داد که شرکت در بازی آنان نتيجهاش فقط تلفات بالا و شکستهای سنگين سياسی است.
از طرفی ديگر اين تنها راه حل موجود برای خلاص شدن از فشار و تهديد آمريکا و سلطنتطلبان متکی به آمريکا است. چون آنها را هم در مقابل بازی جديدی قرار میدهد که نمیتوانند نفیاش کنند. بخصوص اگر مردم را پشتش ببينند.