حسين امامی در وبلاگاش «روابط عمومی» نوشته که:
ای ميلی به من رسيد درخصوص مطلبی که پريروز درباره روزنامه کيهان و حسين درخشان نوشته بودم. اين شخص که نخواست نامش فاش شود نوشته بود با سند و مدرک می گويد حرفهای حسين د. در وبلاگش را زياد جدی نگيريد او با سازمانهای اطلاعاتی و امنيتی همکاری می کند و از اين طريق در پی جذب و جمع آوری اطلاعات است. ضمنا خواسته تا جوانان فريب حرفهايش را نخورند... در اين خصوص من اظهار نظری نمی کنم ولی واقعا با خود می انديشم شخصی اينهمه توهين و اهانت به مقامات کشور می کند بدون هيچ ترس و واهمه ای و اسم مستعاری هم بکار نمی برد (بگذريم از اينکه شايد نام حسين درخشان هم مستعار باشد!) و به راحتی می تواند به ايران سفر کند مطالبش در روزنامه ها کار شود و...
میگم که نکند واقعا اسم من يک جور اسم مستعار باشد و خودم نمیدانم؟ نکند فاميلی پدرم هم مستعار بوده ولی بعدا يادش رفته و برای همين فاميلی من و حامد و آزاده هم شده درخشان؟ آدم يک دفعه به هويتش شک میکند...