برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: My own writing style in this weblog

يک چيزی را خيلی وقت است که می‌خواهم درباره‌ی سبک و زبان نوشتنم در اين وب‌لاگ توضيح بدهم.

اولا اينکه من نوشته‌های اين وب‌لاگ را يک ضرب می‌نويسم و می‌زنم پابليش شود. و اغلب حتی يک‌بار هم نمی‌خوانمش. درواقع ترجيح می‌دهم بجای خواندن دوباره‌‌ی آن، يک مطلب جديد بنويسم. به همين دليل غلط‌های نگارشی در آن زياد ديده می‌شود. (غلط املايی خيلی کم است و اگر هست بخاطر نزديک بودن کليد‌ها به همديگر است. ديکته‌ی من هميشه خوب بوده و هست.)

دوم اينکه موقع نوشتن خودم را سانسور نمی‌کنم و دقيقا همان کلماتی را استفاده می‌کنم که به ذهنم می‌آید. يعنی يک‌جور بداهه‌پردازی است که دقيقا به شرايط روحی و حال و احوال آدم ربط دارد.

سوم اينکه چون آدم روراست و صريحی هستم --از اول بچگی‌ام هم بوده‌ام-- هميشه معنی کلمه‌هايی که استفاده می‌کنم برايم مهم است. با هيچ‌کس تعارف ندارم ولی متاسفانه اين بی‌تعارفی در فرهنگ عامه‌ی مردم ايران، گاهی بی‌ادبی و گاهی هم عصبانيت تلقی می‌شود. مثلا هرگز از کلمات چاپلوسانه‌ی «نوکريم، چاکريم و مخلصيم» و اين جور چيزها استفاده نمی‌کنم، چون واقعا نمی‌توانم فکر کنم که نوکر يا چاکر کسی باشم. بنابراين خيلی‌ها فکر می‌کنند که وقتی اين چيزها را نمی‌گويی، تحويلشان نگرفته‌اي يا اينکه خودت را می‌گيری. از طرف ديگر وقتی هم مثلا درباره‌ی يک کسی نظرم می‌گويم يا می‌نويسم، بعضی‌ها فکر می‌کنند عصباني يا بی‌ادبم. (حتی آدم باحالی مثل ابراهيم نبوی فکر کرده که متنی را که راجع به اين يارو آنيه‌لی و قديری و اينها نوشته‌ام از روی عصبانيت بوده. درحالی‌که اين مطلب را بعد از يک روز و در بهترين شرايط مزاجی و روحی و سر حوصله نوشته‌ام. اين بخاطر همين بی‌تعارفی و صراحت زبانی است که من عادت دارم به آن بنويسم.) بخشی‌ از اين مشکل البته بخاطر فرهنگ حزب‌الهی يقه‌آخوندی اين ده‌سال اخير است که روی برخی کلمه‌ها برچسب «ممنوع» زده‌است، جوری که کسی جرات ندارد آن‌ها را بکار برد. نصف آن هم تقصير اين روشن‌فکران تازه‌-به-‌دوران‌رسيده‌ی دينی است که فکر می‌کنند همه بی‌تربيت و بی‌فرهنگ و خودشان از کون آسمان افتاده‌اند و مرتب زبان «بهداشتی»‌شان را به رخ آدم می‌کشند.

چهارم اينکه من می‌نويسم برای اينکه خوانده شود و راحت و سريع هم خوانده شود. برای همين شديدا دشمن دراز و پيچيده‌‌نويسی هستم. ولی جالب است که در ايران اگر ساده بنويسی مردم عادی فکر می‌کنند چيزی حالی‌ات نيست. برای همين نوشته‌هايی را که راجع به مسايل سياسی و اجتماعی ايران می‌نويسم، چون با سبک يقه‌آخوندی يا قاجاری بقيه‌ فرق دارد، خيلی‌ها اصل حرف را شوخی می‌گيرند و فکر می‌کنند چرت گفته‌ام. (حالا شايد واقعا هم گفته باشم. ولی اين ربطی به زبان ان مطلب نبايد داشته باشد.) ولی اگر به سبک ستون‌نويسان يقه‌آخوندی‌نويس روزنامه‌ها که اولا اغلب تمام حرف‌هايشان در يک پاراگراف خلاصه می‌شود و بقيه همه مزخرف يا خارجی‌اش Bullshit يا BS است، و ثانيا هيچکس نمی‌تواند با يکبار خواندن منظورشان را بفهمد، بنويسی ملت فکر می‌کنند خيلی کارت درست است.

البته می‌دانم که خيلی از خواننده‌ها ديگر در اين دو تقريبا سال دستشان آمده ماجرا، ولی خب بد نديدم که خودم هم توضيحی دراين باره بدهم. خلاصه اينکه اينجا وب‌لاگ شخصی يک آدم عادی است، با همه‌ی بالا و پايين‌ها و نقطه‌ضعف‌ها و قوت‌هايش. اگر کسی مجله‌ی ادبی، بولتن تحليلی سياسی، پژوهش‌نامه‌ی اجتماعی و از اين قبيل می‌خواهد، اشتباه آمده است.

حاشيه: زبان يقه‌آخوندی يک سری کلمات و عبارات حال‌به‌هم‌زن هم با خود آورده يا توليد کرده است که بد نيست اگر آدم جمع‌آوری‌شان کند. البته يک کارهايی قبلا کرده‌ام و اسمش را هم گذاشته‌ام زباله‌دانی فارسی. حالا اگر ديدم خوب شده مي‌گذارمش که بقيه هم به آن اضافه کنند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آق بهمن»
«فانونایت»
«مرتضی نگاهی»
«ناهید رکسان»
«گردباد»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«مهستی شاهرخی»
«مرد تنها»
«لوبيا»
«آهستان»
«نانا»
«یک پزشک»
«علی معظمی»
«بامدادی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«امنزیاک»
«مریم مومنی»
«پسر فهمیده»
«تادانه»
«روزها»
«انتخاب زنان»
«عنکبوت»
«ف.م.سخن»
«ایمیان»
«شهرزاد»
«اکبر منتجبی»
«خبرنگار مسلمان»
«خوابگرد»
«دوم دام»
«گناهکار»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کتابلاگ»
«شبنم طلوعی»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آزادنويس»
«ابراهیم اسکافی»
«سینا دیلی»
«موج»
«زهرا»
«میرزا پیکوفسکی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«فریادناممه»
«علیرضا خدابخش»
«بیروت ریپورت»
«سرزمین آفتاب»
سولوژن
پیاده رو
نیما دارابی
خسرو نقیبی
بلوط
خورشید خانوم
حسین نوش‌آذر
طاها بذری
توکا نیستانی
جمهور
هادی خرسندی
خیاط باشی
جواد کاشی
شکرخواه
آدم و حوا
هنوز
کافه ناصری
لیلی نیکونظر
ایران‌شهر
از پشت یک سوم
مازوخیسم محاسباتی
دستنوشته‌ها
زيتون
شب پیشگویی
امور ایران
عبدالقادر بلوچ
آرش غفوری
فروغ
من راه نشین
چخوف منو نديدی؟
بابک داد
کریم ارغنده‌پور
حقوق‌دان پاریسی
احمد جلالی
روزنامه‌نگار ممسلمان
کیبرد آزاد
خاکریزیسم
مسعود ده‌نمکی
بی اجازه کوچیکترا نه
نگارک‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
مطالعات فرهنگی رادیکال
احسان
محمد نوری‌زاد
دلبستگی
یک استکاان چای داغ
شنا در شنزار
فلیسوف مآب رمانتیک
خط قرمز
علیرضا شیرازی
آن سوی دیوار
نسرین افضلی
زمستان است
مهدی محمدی
پویان و سیما
محمود فرجامی
سایه
حاجی واشنگتن
کمال
بی‌بی‌گل
صفا در ال.ای
نازخاتون
سیبستان
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
محبوبه حسین‌زاده
امید معماریان
عباس معروفی
آشپزباشی
جوانفکر
حسین پاکدل
مسیح علی‌نژاد
ارزیابی‌های شتابزده
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
شاخ به شاخ
کلنگ کمونیست کارگری
آی‌تی.ايران
شرح
چرک‌نویس
ضدمورچه
سلمان
سبیل طلا
عرب عصبانی
پویان طباطبایی
هوشنگ دودانی
جمال
یک وحید
سهیل کریمی
حامد قدوسی
زن نوشت
امشاسپندان
کامپیتور و ارتباطات
آچار فرانسه
مسعود بهنود
شب‌نامه‌ها
نگفتنی‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
هادی نیلی
کلاشینکف دیجیتال
مریم اينا
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
مرصاد
وب‌نگاشت
خانوم حنا
تبرمرد
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
مرصاد امروز
ققنوس
آزاده عصاران
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
منبر دات نت
لات‌لند
کافه اندیشه
پاسداران
نیکی اخوان
پاک‌نویس
تکینسون
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
پاگرد
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
افسون فسرده
پرگلک
کلفه گینزبورگ
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
لیلا خدابخشی
نظرات ديگران

You are talking against hip-hop but working for hip-hop!Isn't it right?

خدا از دهنت بشنوه هودر جان! من که دیگه واقعا جا زدم. نمیشه. خیلی باید فحش خور آدم ملس باشه.

Aghaie derakhshan ma ke dige be injoor neveshtehaie shoma adat kardim va man khodam in tarze neveshtan ro kheili mipasandam! be baghie ham baiad begam ke inja ham mesle weblogaie digast albate ba maroofiat bishtar vali be har hal in haghe nevisandashe ke nazara va aghaiedesh ro har joor mikhad too weblogesh baian kone!

خیلی ممنون از توضیحتان. من مدتها بود که این موضوع برایم سوال شده بود و واقعا داشت برایم به مساله ای حیاتی تبدیل می شد. راستی یک سوال دیگر هم کنج ذهنم را آزار میدهد. خود شما از کجای کی افتادی که به خودت اجازه میدهی همه را مسخره کنی؟ فکر کردی خودت خیلی بامزه می نویسی. جمع کن این دکونو.

سلام. حسين جان، بی تعارف بودن و رک و راست حرف زدن خيلی خوبه که البته ما ايرانيها کمتر از اون بهره داريم. بنظر من از نکات مثبت وبلاگ تو همين قضيه هست. اما بنظر من بحث رعايت ادب چيز ديگری است که نه ربطی به صراحت و رک گويی داره و نه ربطی به آخوند و روشنفکر و اين حرفها. بنظر من توهين و ناسزا گويی خلاف ادب و اخلاق هست که البته شان گوينده را هم پايين مياره. بنظر من رعايت نکردن گاه و بيگاه اين قضيه هم از نکات منفی وبلاگ تو هست. در نهايت اينکه هميشه مختصر و مفيد و راحت بنويس مثل همين الان، اما هيچوقت از کلمات بی ادبانه استفاده نکن.

اقا جون خسته نباشي . شايد يكي از دلايلي كه بعضيها مثل من زود با وبلاگت مانوس مي شن همين راحت نويسيت هستش .

هودر خان تو هر چی بشی نویسنده بشو نمیشی. حالا نمیشه دنبال آی تی سی رو بگیری و نویسندگی و اظهار نظر سیاسی رو بذاری برای اونا که ازین چیزا سر در میارن.

biyayn pishe manam sar bezanin oskolin:D khepi.blogsky.com

از معظم اله هم خودخواه تری !

Donyayeh emrooz zaban emroozi mikhad. bichare sadegh hedayet 100 sale pish dar in rah ghadam gozasht.

dar kelas hayeh english writing ham daghighan hamini migan ke hossein neveshteh hata age benevisi I appreciate migan khieli adabiyeh hoseleyeh khanande ro sar mibare faghat begoo thank you.

ba in tafavot ke migan hatman neveshte at ro hata yek bar shode bekhoon

کل اين ها را جمع کنی ميشه فرهنگ هدری! در ضمن جناب هدر خان! زبان يقه آخوندی ديگر چه صيغه ای است؟! می گم حالا بيا و در کنار اين وبلاگت که سرشاز از فرهنگ و ادبيات مدرن هدری هستش يه فرهنگ لغت هدری هم درست کن که اصطلاحات و عبارات هدر مآبانه شما را بصورت آن لاين در دسترس قرار بده. ;) در ضمن خودت هم بايد زحمت ترجمه اين کلمات و اصطلاحات را بکشی ها ;)

همين که خودت با زبان پرووکاتيو و آلوده به ناسزا که گه گاه به کار مي بری، درگير هستي، نويد بخش است. نمي تواني انکار کني، همين زبان بود که عده ای را بر عليه تو تحريک کرد. آن چه شما زبان هودری مي نامي چيز عجيب و غريبي نيست. همان زبان نوجوانان محله خودتان است. ما در فلکه دوم در نوجواني هم پاکيزه تر از شما حرف مي زديم. برای موجوديت خود بايد دلايلي بهتر از وجود آخوندها پيدا کنيم. آن ها رفتني هستند. کسي که مي خواهد بماند بايد دنبال هويت مستقل خود باشد، در انيشه و کردار و در گفتار هم. زبان اگر مصنوعی نباشد، خيلي چيزها را آشکار مي کند. و از جمله اين که ميان زبان آخوند و زبان هودر دنيايي جای دارد، بايد کشفش کرد.

Hossein jan, I do love the way you talk . Keep your "zaboon" moving .

سلام حسین جان من به روش نوشتنت عادت کرده ام چو مدتهای زیادیه که می خونمت و هیچ وقت اینهایی که گفته ای به نظرم نیامده. من خودم نفرت دارم از دوباره خوانی و چرکنویسها روبیشتر از پاکنویسها دوست دارم. در ضمن وبلاگهایی که بهشون لینک داده ای خیلی خوب هستند

يك نكته جالب ديگه. من پيشنهاد ميكنم نوشته‌هات رو بخوني، نه يك بار چند بار! حيفه! نكات جالب از توش زياد در مياد. مثلا هميني كه نوشتي كه نميگي «چاكرم و نوكرم» چون چاكر و نوكر كسي نيستي! دوست خوبم، اينها اصطلاح هستند! نه اينكه من بگم اصطلاحات خوبي هستند اما گفتنشون بخشي از فرهنگ فارسي هست كه پر هست از تعارف. تازه برادر جان شما تو نوشته‌هات پر هست از اين جور تعارفات و اشارات! اما از نوع منفيش! مثلا وقتي تو همين نوشته نوشتي يكي از كون آسمون افتاده واقعا فكر كردي آسمون كون داره و ... ؟؟!

1) چرا برات مهمه ديگران درباره نوشته‌هات چي ميگن؟ 2) كار اشتباه، اشتباه هست. زبان نوشتن و فرهنگ لغات آدمها معرف حوزه فكري و اعتقاديشونه. به زبون ساده‌تر هدف وسيله رو توجيح نميكنه. قبلا در مورد مطالب شما گفتم باز هم ميگم به عنوان يك ژورناليست شما وظيفه بيشتري داري تا اينكه هرچي به ذهنت رسيد بنويسي. 3) هيچ كس بهتر از خود آدم نميتونه به قضاوت و داوري نوشته‌ها و آثارش دست بزنه. دلمشغولي اصلي شما بايد اين باشه كه نوشته‌هات خودت رو راضي ميكنن يا نه.

هودر جان ميگن به ملا نصرالدين گفتند مركز دنيا كجاست ، گفت آنجا كه من ميخ طويله خرم را ميكوبم . قبول نداريد بريد متر كنيد . عزيز دلم صاف و ساده ، چرا قبول نداري كه مركز عالم هستي نيستي اخوي ؟ قبول كردنش خيلي زور داره؟

در مورد بقيه نمي دونم ولي من اصلا حوصله متن هاي بلند به سبك قديم راندارم معمولا هم اين نوشته ها انسجام ندارند و همه چيز ر انها يافت مي شود - - فكر مكنم كه در دنيايي كه ضرب اهنگش آ نقدر تند است يك متن كوتاه و بدون حاشيه بهتر اطلاعات را در اختيار ادم ميگذارد

ِحسين جان! چند وقتی است (از وقتی که رفتی اتريش برگشتی و ويزيتورهات 1000 نفر کمتر شده ) به خودت بيشتر گير ميدی؟

سلام . میشه بپرسم به سر صبحانه چی اومده ؟ من دو روزه که نمیتونم بازش کنم . حتی با anonzmiyer هم باز نمی شود .(من اصفهانم )

ضمنا نوشته هاتون هم خیلی خوبه . طوری نیست اگه بعضیا نمی فهمن .

به هر حال نحوه حرف زدن هر آدمی نشون دهنده شخصیت و تربیت اون فرده!

والا درباره نخوندن مطلب قبل از پابليش كه بات موافقم!‌منم بدون خوندن ميفرستم و غالبا” به همين دليل غلط املايي زيادي داره! عوضش هم نميكنم چون از تكرار يه كار متنفرم!زبان يقه آخوندي هم از اون اصطلاح هاي جالب و فكر كنم مفيده، البته در صورت نگارش زباله دان فارسي و ...

"...خلاصه اينکه راستش به نظر من مهم نيست که آدم چه راهی را در زندگيش برود، چون به هر حال هميشه شرایط دور و بر مثلا شور انقلاب، شور سوسياليزم، شور جنگ، شور دهه هفتادی خواه نا خواه زندگی آدم‌ها را تا حد زيادی تعيين می‌کنند. مهم اينست که آدم زياد فکر کند و هميشه با خودش روراست باشد و اگر فهميد خطا کرده شجاعت تغيیر روشش را داشته باشد.. «شمار راه‌های رسيدن به حقيقت، به تعداد مردمان جهان است»" اينو از مطلب پارسالت خوندم كه نوشته ي خيلي جالبي بود... در مورد روشت در نوشتن بايد بگم كه با طرز فكرت موافقم ولي من برعكس تو هر مطلب رو قبل از پابليش حداقل يه بار مي خونم (حتي همين نظرخواهي رو)... در ضمن مشتاقانه منتظر اين واژگان يقه آخونديت هستم:)

> اينو از مطلب پارسالت خوندم كه نوشته ي خيلي جالبي بود... در مورد روشت در نوشتن بايد بگم كه با طرز فكرت موافقم ولي من برعكس تو هر مطلب رو قبل از پابليش حداقل يه بار مي خونم (حتي همين نظرخواهي رو)... در ضمن مشتاقانه منتظر اين واژگان يقه آخونديت هستم:)

از خود راضی.

آقای جاوه بجای اینکه بری گردنتو کج کنی پناهنده ی سوئد بشی، بیا ایران با آخوندا ادبی حرف بزن. وگر نه مثل گوز میمونی تو بازار مسگرا!

من به شخصه بشدت منتظر اون فرهنگ لغات آخوندیت هستم. ضمناً میخواستم به این آقای جاوه بگم اگه آدرس ایمیل شما چیزی جز چرت و پرته (fjdfkljd@jfkdjfd.com) اون وقت قبول،زبان ادبی هم همون زبان آخوندیه !! آدم حرصش میگیره وقتی یه ایرانی ازراه میرسه میگه زبان آخوندی همون زبان ادبیه !! از کی تا حالا آخوندا باسواد شدن که حالا ادبیات رو هم به ارث برده باشن ؟!! نکنه از همون وقتی که ادعاشون شده ایرانی های قبل از اسلام اصولاً ملت بیسوادی بودن و اصلا هم علاقه ای به سواد یاد گرفتن نداشتن و ...

چرت و پرت ننويس. 5 سال پيش اينطوري مي توانستي بنويسي. فرض مي کني همه 70 ميليون داهاتي هستند و خودت متمدن. همان زبان اخوندي زبان ادبي است. مثل بچه کله خر هر چه به ذهن امد نوشتن معناي رشد نيست. اون يعني حماقت.

اصلا يكي از مزيتهاي وبلاگ همين كارهايي هست كه شما مي كني. همين نثر بي تكلف و ساده و اينترنتي. نثر خبري ما، سالهاست كه دچار يك دو رويي شده: فاصله بين ادبيات شفاهي و نثر يادداشت ها و مقاله ها، هزاران فرسنگ هست.. به نظرم اين ساده نويسي يك نوع تصفيه ادبيات هست. يك هرس كردنه. يكي از مزاياي اين كار، به چالش گرفتن ادبيات سنتي-خبري و انديشه هاي نسل پيش، با ادبيات شفاهي نسل جوان هست. خيلي از اساتيد علوم ارتباطات در دنياي مدرن، اين رو يك پروسه مي دونن كه لازم و بلاگريزه...

دنیای خودت است هر طور که دوست داری اداره اش کن خلاف ادب نیست به هیچ احدالناسی هم مربوط نیست . با همه این تفاسیر آنگونه که پیداست از وقتی از وین بازگشتی تغییرات مزاجی زیادی دادی . آب و هوای وین آدمها را گستاخ میکند یا جریان دیگری است ؟

كلماتي مثل چاكرتم و نوكرتم يك جور كنايه هستند و معني اصلي خودشان را نميدهند. مثلا وقتي ميگيم يارو كله اش بوي قرمه سبزي ميده ؛ كه واقعا منظورمون بود دادن سر يارو نيست كه. بلكه يك اصطلاح هست. با اين حساب اگر بخواهيم به قول تو رو راست حرف بزنيم نبايد از زيباييهاي زبان فارسي مثل ضرب المثل ها و كنايه ها استفاده كنيم.

Nemidoonam chera in Edvardo va Doctore enghade morid peyda karde. Rasty Bahram jan chera emaileto tarsidi bedi???

Hosein jan ino chan bar mikhastam azat beporsam chera dar liste webloghat harfe گ dobar oomade??

مي بينم كه مثل ... پشیمونی که با ادواردو در افتادی . آدمی که اول بنویسه بعد فکر کنه معلومه که به اینجا میرسه

رعايت ادب و احترام به مخاطب متناقض روراستی و صريح بودن نيست. اميدوارم ديگر در نوشته هايت شاهد هجو افرادی که از آنها خوشت نمی آيد، نباشيم (متاسفانه هنوز چنين عادتی داری. من يقه آخوندی نيستم و دوست ندارم باشم اما من حرف هايشان را می شنوم و سعی می کنم تا در مورد درستی يا نادرستی آن با تکيه بر عقل قضاوت کنم، نه اينکه بی ادبانه نسبت زباله به آن بدهم).

salam Hossein khaan...bahaat movafegam...maa ke deege be sabke neveshtanet aadat kardeem ....reseedee be man ham sar bezan...