برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Eroupe uses legislation to conquer the world; U.S uses military threats.

مجله‌ی وايرد ماه پيش يک سردبير ميهمان داشت به نام رم کول‌هاس که يکی از مشهورترين و پيشروترين آرشيتکت‌های دنيا است. او در اين شماره با توجه به روابطی که با بسياری از متفکرهای اروپايی داشت، روح تازه‌‌ی تئوريکی به وايرد داده بود که کمتر در آن ديده می‌شود. نام اين بخش ويژه در مجله «دنيای جديد» بود و شامل کلی مقاله‌ بود درباره‌ی فضاها يا مکان‌های (Space) گوناگون در دنيای آينده. هر مقاله به يک مکان يا فضای خاص می‌پرداخت که فهرستش را در سمت راست صفحه‌ای که به آن لينک داده‌ام می‌توانيد ببينيد.

يکی از اين مقالات که درباره‌ی فضای اروپا است و اسمش هم هست «ترکيب‌ و بعد تسخير» (Combine and Conquer) درباره‌ی تفاوت عميق استراتژی اروپا و آمريکا در سياست خارجی است. در آن، نويسنده که خودش رييس يک مرکز سياست خارجی در اروپا است (مارک لنرد) می‌گويد که اروپا کار خود را هميشه از طريق قانون‌گزاری پيش می‌برد. برخلاف آمريکا که از زور و نيروی نظامی استفاده می‌کند، اروپا به کشورهای ديگر می‌گويد که مثلا اگر می‌خواهيد در مزايای بازار ما شريک شويد يا تجارت با ما را گسترش دهيد يا آسان کنيد، بايد فلان تغيير را در فلان‌جای قانون‌تان (که اتفاقا ممکن است جای خيلی جالبی هم نباشد) بدهيد. نمونه‌ی بارزش ترکيه که مجبور به حذف اعدام شده است و ايران که مجبور به لغو سنسگسار شد. اين تغييرات برخلاف تغييرات سبک آمريکايی، ممکن است بيشتر طول بکشند، اما بادوام‌تر و باثبات‌ترند و کم‌تر پيش می‌آید که کشورها درباره‌ی انها عقب‌گرد کنند.

از طرف ديگر، اروپا تمام سيستم مديريت خود را از طريق همان نهاد‌های قانون‌گزاری و اداری محلی کشورها پی‌ش می‌برد. برعکس، آمريکا در آن کشورها دفتر و دستک مختص به خود را ايجاد می‌کند و می‌خواهد با نهاد‌های جددی که به اسم آمريکامی‌سازد، امور را بچرخاند. به همين دليل دشمن هم بيتشر می‌تراشد. چون خيلی‌ها در کشور مذکور، آن را دخالت در امور خود می‌دانند و احساسات ضد‌آمريکايی‌ پيدا می‌کنند. ولی اروپا، مثلا درباره‌ی همان لغو سنگسار در ايران، از طريق خود مقامات قوه‌ی قضاييه اين تغيير را داد. ولی فقط تصورش را بکنيد که آمريکا بخواهد عين همين کار را بکند.

مثال ديگر همين نيروگاه اتمی در ايران است که به راحتی می‌شود تفاوت روش اروپا و آمريکا را کم‌کم ديد. آمريکا همه‌اش تهدید می‌کند، اما اروپا مذاکره می‌کند و چانه می‌زند و بده و بستان می‌کند.

حالا با همين تئوری ساده، به نظر من تغيير در ايران هم بايد با استفاده از نهاد‌های موجود انجام شود،‌ وگرنه درست عين روش آمريکايی، دشمن و مخالف‌های سرسخت درست می‌کند. مهمترين اين نهادهای موجود رهبر يا ولی فقيه است. تنها او است که می‌تواند به هر تغيير ظاهرا غيراسلامی يا ضدانقلابی مشروعيت ببخشد و نيروهای سنتی مخالف را آرام کند. بنابراين اگر بتوان با نوعی بده و بستان، او را وادار کرد که مثلا با تغيير قانون اساسی موافقت کند، يعنی ختيارات نهاد‌های انتخابی را بيشتر و قدرت قانونی نهاد‌های غيرانتخابی را کمتر و کمتر کند، با کمترين هزينه و بيشترين فايده و بيشترين دوام و ثبات اين تغييرات را می‌توان انجام داد.

حالا سوال اين است که چطور می‌توان رهبر را وادار به چنين کاری کرد؟ جواب به نظرم تاحدی معلوم است. فشار سياسی و اقتصادی خارجی (از نوع اروپايی البته،‌ نه آمريکايی) از يک طرف، و فشار داخلی مردمی که با هدف، رهبر و برنامه‌ی مشخص تغييرات مشخصی را به شکل سازماندهی شده دنبال می‌کند. فشار اول وجود دارد و هر روز هم بيشتر می‌شود، ولی فشار داخلی نه و اتفاقا جناح تندرو هم خيلی خوب تاحالا از سازماندهی شدن، هدف‌دار شدن و برنامه‌دار شدنش جلوگيری کرده است. ولی آیا واقعا چنين فشار منسجمی غير ممکن است؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ناهید رکسان»
«امید معماریان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عرب عصبانی»
«طاها بذری»
«مرتضی نگاهی»
«زيتون»
«امور ایران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«توکا نیستانی»
«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«پیاده رو»
بابک داد
فانونایت
مریم مومنی
آهستان
محمد نوری‌زاد
خط قرمز
جواد روح
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

البته درمقام مقايسه روش اروپاييهانسبت به امريكايي هادردآني اش كمتره چون اروپاييهابخصوص انگليسيهاباپنبه سر ميبرند ولي آمريكاييهابه سبك اجدادگاوچرونشون بايورش وخشونت مسايلشون راباملتها حل ميكنندولي نتيجه يكي است.چون بهرحال ازكيسه مردم خرج ميشودودودش بيشتر توچشم مردم ميرود.چون درست است كه اروپابافشارمثلااعدام ياسنگسارراحذف ميكندولي در كنارش باامتيازات اقتصادي كه مي گيردياديكته هايي كه به اقتصادآن كشورميكند مانندتوصيه هاي بانك جهاني وصندوق بين المللي پول كه درموردايران حذف يارانه ها خصوصي سازي،تك نرخي كردن ارزونظايرآن بوده بدون توجه به اينكه‌آياآنكشور شرايط اجراي آن رادارديا خيرموجب افزايش شكاف طبقاتي وازهم پاشيدگي اقتصادي آن كشورمي شودكه نمونه اش رادربرنامه هاي خصوصي سازي درايران مي بينيمبيشتردنبال منافع اقتصادي خودهستندمثلادرجنگ عراق ديديم كه بيشترنگران قراردادهاي خودبارژيم بعث بودندووقتي ديدندآمريكاباتوسل به زور درمدت غيرمترقبه وكوتاهي به پيروزي رسيده ازبوش هم بوش ترشدند.بهرحال فشارازخارج درهرشكلش خواه نظامي وسياسي براي هيچ كشوري مطلوب نيست وسرنوست هركشوري بايدتوسط مردم همان كشوررقم بخورد.مخصوصا درموردمردمايران كه داراي تمدني كهن بوده وزماني يكي از دوتمدن مقتدرجهان بوده ورشدوبلوغ خودراهمواره نشان داده زشت است كه اروپاييها كه دراوج تمدن ايران بربربودند ياآمريكاييهاي گاوچرون تعيين تكليف كنند.معروفه كه يه فاطمه خانومي بوده كه 7تاشوهركرده بودوهمشون به رحمت خدارفته بودند. زيدي ازش مي پرسه كه اسم شوهرات يادته ميگه نه. مي پرسه كدوم يكي بهتربوده ميگه بهتري مهتري من حاليم نيست فقط ميدونم همه شون از من يه چيز مي خواستن حالاحكايت ماهست واين كشورهاي غربي.اگه قراره اتفاقي بيفته وتغييري حاصل بشه نبايد مثل آن دهقان درداستان بلدرچين چشم به كمك ديگران داشته باشيم خودمون بايدآستين هاروبالابزنيم

البته درمقام مقايسه روش اروپاييهانسبت به امريكايي هادردآني اش كمتره چون اروپاييهابخصوص انگليسيهاباپنبه سر ميبرند ولي آمريكاييهابه سبك اجدادگاوچرونشون بايورش وخشونت مسايلشون راباملتها حل ميكنندولي نتيجه يكي است.چون بهرحال ازكيسه مردم خرج ميشودودودش بيشتر توچشم مردم ميرود.چون درست است كه اروپابافشارمثلااعدام ياسنگسارراحذف ميكندولي در كنارش باامتيازات اقتصادي كه مي گيردياديكته هايي كه به اقتصادآن كشورميكند مانندتوصيه هاي بانك جهاني وصندوق بين المللي پول كه درموردايران حذف يارانه ها خصوصي سازي،تك نرخي كردن ارزونظايرآن بوده بدون توجه به اينكه‌آياآنكشور شرايط اجراي آن رادارديا خيرموجب افزايش شكاف طبقاتي وازهم پاشيدگي اقتصادي آن كشورمي شودكه نمونه اش رادربرنامه هاي خصوصي سازي درايران مي بينيمبيشتردنبال منافع اقتصادي خودهستندمثلادرجنگ عراق ديديم كه بيشترنگران قراردادهاي خودبارژيم بعث بودندووقتي ديدندآمريكاباتوسل به زور درمدت غيرمترقبه وكوتاهي به پيروزي رسيده ازبوش هم بوش ترشدند.بهرحال فشارازخارج درهرشكلش خواه نظامي وسياسي براي هيچ كشوري مطلوب نيست وسرنوست هركشوري بايدتوسط مردم همان كشوررقم بخورد.مخصوصا درموردمردمايران كه داراي تمدني كهن بوده وزماني يكي از دوتمدن مقتدرجهان بوده ورشدوبلوغ خودراهمواره نشان داده زشت است كه اروپاييها كه دراوج تمدن ايران بربربودند ياآمريكاييهاي گاوچرون تعيين تكليف كنند.معروفه كه يه فاطمه خانومي بوده كه 7تاشوهركرده بودوهمشون به رحمت خدارفته بودند. زيدي ازش مي پرسه كه اسم شوهرات يادته ميگه نه. مي پرسه كدوم يكي بهتربوده ميگه بهتري مهتري من حاليم نيست فقط ميدونم همه شون از من يه چيز مي خواستن حالاحكايت ماهست واين كشورهاي غربي.اگه قراره اتفاقي بيفته وتغييري حاصل بشه نبايد مثل آن دهقان درداستان بلدرچين چشم به كمك ديگران داشته باشيم خودمون بايدآستين هاروبالابزنيم

in the end the resistance was known for one thing - they simply would not participate. not in the 24-hour economy, the 60-hour work week, the flag waving parades, the media manias, the prmanent fear, the cheers for the troops. And then there was their mark, of course. it crept into daily life, until it became a constant reminder that these really were bleak times. until one day you no longer knew who was in control - the emire that was everywhere - or this invisible revolution. (www.adbusters.org)

تو يه 5 تومني بزاري كف دست ملا ديكه نمي توني بگيريش، چه رسد به حكومت!

اولا این حرف اصلا امکان پذیر نیست . امریکا برایش فرق نمی کند که چه کسی حاکم باشد مهم تامین منافعش است.فشارهای اقتصادی خارجی در درجه اول دودش به چشم ملت میرود نه حاکمان پس کسانی که با این روش موافقند پس به ضررمردم هستند البته خودشان در خارج حقوق خوبی دارن وکیف میکنند رضا پهلوی در یکی از ای سخنرانیهای جدیدش گفت ثروت من برابر با دو برابر فروش نفت جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا اکنون است .یعنی ما تا بیست وپنج سال دیگر نفت بفروشیم تازه فروش نفتمان به اندازه پول او است . براستی از کجا اورده است. پدر بزرگش که یک خر چی بیش نبود . پس همه میدانند این سرمایه راپدرش از ملت ایران دزدیده است وحقوق خوبی هم به کارکنانش میدهد

البته من طرفدار سياست امريکا نيستم ولی بايد مطمئن باشيم که هيچ کشوری (از جمله کشورهای طرفدار آزادی و دموکراسی مانند فرانسه آلمان و انگليس) دلشون به حال ايران نسوخته و وقتی که جاش باشه از همه کشورها نژاد پرست تر هستن. اونا فقط نگران قراردادها و روابط خود با ايران هستن. از جمله شرکتهای نفتی انگليسی و فرانسوی مثلBP, Shell, Elf, Total و شرکتSiemens آلمان که تجهيزات جاسوسی و پارازيت را در اختيار سربازان گمنام قرار می ده. البته من به کار اين شرکت ها اعتراض نمی کنم چون اين تجارت اونهاست ولی اگر آقای جک استرا مياد و ميگه ايران بايد از داخل درست بشه نگران قراردادهایBP, Shell, Lloyds هست نه مردم و دموکراسی در ايران!

چه حرفها مي زني ها؟ بنده و شما و اتحاديه اروپا و امريكا و كروبي و ناطق نوري و مصباح يزدي و موحدي كرماني و واعظ طبسي و خاتمي و اينها كه نمي توانيم براي فرستاده خدا و رهبر مسلمانان جهان و كهكشان تعيين تكليف كنيم كه پدر من. ايشان از طريق مجلس خبرگان دستوراتشان را مستقيم(!) از شخص خدا مي گيرند. جمع و جور كردن ما و تعويض پوشك ما هم جزء وظايفشان است!

سلام. دنبال يك بهانه مي‌گشتم كه از شما و لينكدوني خيلي خوب شما تشكر كنم. اينم بهانه! شرمنده كه بي‌ارتباط با موضوع بود. مي‌تونيد پاكش كنيد.

اميد واريم كه اين چنين شود ... راستي چرا اون خبر دانشگاه الزهرا رو ننوشتي ... فكر ميكنم خيلي چيز جالبي باشه ..

kamelan movafegham ba nazaryeye in agha!:D

hala bazam begin Sajadi cherto pert mige,maraz khod esterajistbiniro nega kon,ieki nist bege baba to na tajrobeie siasi dari gheir az chand maghale dar jame va haiat ke siais nabod na savad modavan siasi dari che shekli bekhodet jorat midi esterateji bechini....

تمام فکر و ذکر یه نفر و یا یه گروه ابراز تنفر و انزجار از یه شخص (بوش) و یا کشور بشه (آمریکا) و بعد میبینیم این کشور فاصله وحشتناکی با رقبای خود در هر زمینه داره عقل حکم میکنه که به گفته های (ابراز تنفر) اون گروه و اون شخص باید شک کرد

ظاهرا چاره کم هزینه تری وجود ندارد. مردم هم که به دانشجوها نپیوستند.و با عقل نقاد خود امنیت رو به هر نوع اشوبی ترجیح می دهند. بهترین راه در حال حاظر افزایش نهاد های مدنی است. چیزی که قدرت حکومت را مهار می کند.

فكر می‌كنم بد نبود برای لينك دادم به رم كولهاس به جای استفاده از greatbuiling.com، به سايت دفتر اصلی خودش(OMA) كه به روزتر هست لينك می‌دادی.

جواب اینقدرها هم ساده و راحت نیست. وقتی که یکی از دو طرف درگیر باشی، این جواب به نظر درست میاد. دقیقا طرف مقابل هم اینطور فکر میکنه یک کمی فشار بیشتر ... یک نگاه به نوشته ام در باره تئوری بازی بنداز: http://pinocchio.crimsonblog.com/archives20030601.html#41318

حالا شما برو ۱۰۰ سال ديگر هم به اين فکر کن که چطور رهبر را وادار به اين و ان کرد. به جاي اين حرفها بايد به اين فکر کرد که چطور مي توان نظام موجود را سرنگون کرد و در عين حال با پروپاگاندا افکار عمومي را به سويي سوق داد که تجربه ۵۷ تکرار نشود.

من نميدانم بعضي از کجايشان در اورده اند که تغييرات سريع همراه با خشونت برنامه ريزي شده بي نتيجه است و اينگونه نتيجه مي گيرند که از دل خشونت دمکراسي زاده نمي شود، عده اي ديگر هم با نگاه به انقلاب ۵۷ اين موضوع که هيچ کس دليل علمي و ثابت شده اي هم برايش ارائه نمي کند( چون وجود ندارد) را همينطور بدون انکه بفهمند تکرار مي کنند. من فکر مي کنم خشونت و اشوب تنها ابزاري است که مي توان با استفاده از ان در اين جاده جلو تر رفت. روند دمکراسي در جامعه ايران به قول جامعه شناس ها ، به bottle neck اي رسيده که براي عبور از ان بايد در سيستم موجود تحول اساسي بوجود اورد چرا که اين سيستم گنجايشي بيش از اين ندارد و چنان که در ۷ سال اخير ثابت شده بوجود اوردن اين تحول از راههاي مسالمت اميز امکان پذير نيست. حالا شما برو ۱۰۰ سال ديگر هم به اين فکر کن که چطور رهبر را وادار به اين و ان کرد. به جاي اين حرفها بايد به اين فکر کرد که چطور مي توان نظام موجود را سرنگون کرد و در عين حال با پروپاگاندا افکار عمومي را به سويي سوق داد که تجربه ۵۷ تکرار نشود.

نمي دونم روشي كه گفتي عملي هست يا نه. ولي چيزي است كه من هم هميشه بهش فكر مي كنم و بنظرم كم هزينه ترين و بهترين راه در ايران است. خيلي باهات موافقم!

نمیدونم تو کانادا هم اگر آدم زیاد صبر کنه زیر پاش علف سبز میشه یا جنگل؟ ولی به هر حال تو میتونی به صبر کردنت ادامه بدی تا رهبر تغییرات را انجام بده. خوش بگذره...