چند وقت پيش به ذهنم زده بود که نمايندههای مجلس ايران عجب استفادهی خوبی میتوانند از وبلاگ برای ارتباط مستقيم با مردم حوزهی انتخابیشان بکنند. البته میدانم که هنوز خيلی از حوزههای انتخابی آب آشاميدنی درست و حسابی ندارند و حرف از کامپيوتر و اينترنت زدن برای آنها از روی شکمسير حرف زدن است. ولی نمايندگان شهرهای بزرگ میتوانند اين کار را بکنند و با اين کار مردم را از کار خود آگاه کنند. مثلا فرض کنيد که فاطمهی حقيقتجو يک وبلاگ داشت و در آن نظرش را دربارهی بحثهای مختلفی که آن روز در مجلس شده مینوشت و حتی میگفت که به هر طرحی چه رايی داده است. همينطور دربارهی اوضاع سياسی نظر میداد و فکرهايی را که برای آينده داشت مینوشت. در عين حال برای بعضی از نوشتههايش کامنت هم میگذاشت و يک نفر را هم میگذاشت که اين کامنتها را اديت کند، مطالب بیربط و فحشها و تعريفهای بیمعنی را پاک کند و حرفهای اساسی مردم را نگه دارد.
ولی در اين مدت اينقدر چيزهای مختلف پيشآمد که اصلا يادم رفت اين را بنويسم و از طرفی هم فکر میکردم خونهدار و بچهدار دوباره زنبيلهای پر از فحش و کينهشان را بياورند به استقبالم. تا اينکه مطلب بی.بی.سی را دربارهی وبلاگهای نمايندگان پارلمان انگليس ديدم و سری هم وبلاگهای چند نمايندهای که فعلا دارند میلاگند زدم. (مثلا تام واتسون، يا ريچارد الن) و خيلی خيلی کار جالب و موثری است و اميدوارم حالا که آقايان و خانمهای نماينده میبينند در انگليس هم از اين کارها میکنند، مطمئن شوند که کار بچگانه و الکیای نيست.
حتی به نظر من کسانی که میخواهند از يک شهر خاص هم برای دور بعد انتخابات مجلس نامزد شوند، میتوانند شروع کنند به وبلاگ نوشتن. شک ندارم که هر کس اين کار را بکند، چه از ميان نمايندگان فعلی و چه نامزدهای بالقوهی دور بعد، چنان محبوبيت و پذيرشی بين جوانان دانشجوی حوزهی انتخابیشان (البته اگر شهر بزرگی باشد!) پيدا میکنند که اثرش در کار يا هدف آنها صدها برابر بيشتر از ميليونها تومان پولی بیزبانی است که خرج چاپ بروشورهای صدمنيکغاز و پوسترها و عکسهای خودشان میکنند. تازه، از رسانههای خارجی هم چنان publicity و پوششی میگيرند که خودش ميليونها تومان میارزد.
آقايان و خانمهای جوان نمايندهی مجلس يا نامزد نمايندگی برای دورهی بعد. وبلاگ میتواند موثرترين وسيلهی نفوذ شما بین نسل جوان ايران باشد. آن را جدی بگيريد و خوب از آن استفاده کنيد.
تکميل: همين الان ديدم گاردين هم مطلبی درباره همين موضوع چاپ کرده و به این سوال جواب داده که وبلاگ به چه درد يک نمايندهی مجلس میخورد. در آن اشارهای هم به ايران شده به عنوان مثالی برای تاثير بسيار زياد وبلاگ در کشورهای درحال توسعه و بطور مشخص از حرکت بزرگ وبلاگستان جهانی برای آزادی سينا مطلبی (کجاست، دلم برای خودش و وبلاگش تنگ شده لعنتی!) ياد شده. خدا کند يکی از روزنامههای درست و حسابی اين مقاله را ترجمه کند تا نمايندگان مجلس بخوانند.