چرا بايد خاتمی استعفا بدهد؟ جوابش خيلی ساده است. برای اينکه تمام فشارهای جديد روی روزنامهنگاران، فعالان سياسی و مردم عادی و نيز آبروريزیهای جديد در سطح جهانی (مرگ زهرا کاظمی، آزمايش موشکهای دوربرد، درگيری با سازمان بازرسی اتمی و...) همه و همه بخاطر آن است که تندروهای جناح راست میخواهند تمام قدرت را به دست بگيرند. آنها هيچ کار سازندهای را نمیگذارند به نتيجه برسد، چون خودشان میخواهند انجام دهندهاش باشند. خيلی از تغييراتی که مجلس و دولت خواستهاند در قانون بدهند و شورای نگهبان و مجمع تضخيص مصلحت مانع تراشيده است، چيزهايی است که خود اينها اگر در قدرت بودند تصويب میشد، حداقل برای دادن وجههی آبرومند به خودشان.
به بيان ديگر تندروهای جناح راست مردم و کل مملکت را گروگان گرفتهاند برای اينکه از شر اصلاحطلبان در ساختار رسمی قدرت خلاص بشوند. حالا به نظر من خاتمی و دوستانش دارند مردم و آبروی ایران را قربانی میکنند از ترس فروپاشی و هرج و مرج، اتفاقا همانطور که جلاییپور نوشته احتمال چنين چيزی در ايران کنونی به دليل محکم بودن نهادهای خردتر مثل خانواده، بسيار بعيد است.
مگر عبدی نگفته بود که اگر ما ببينيم طرف مقابل برای نفع شخصی خودش، ممکلت را ويران میکند ما کنار میرويم که در اين ويرانی شريک نباشيم؟ آن مثال دعوای دو مادر بر سر بچه و انتخاب بين بچهی نصفشده و بچهی سالم در دست رقيب که هی میگفتند پس چی شد؟
اصلا سوال اينکه خاتمی به چه دليل بايد استعفا دهد غلط است. الان اينقدر دير شده است که در واقع بايد پرسيد چرا نبايد استعفا بدهد! وقتی که مسووليت هيچ چيزی را نمیتواند قبول کند و توانايی عمل به بسياری از سوگندهايش را به مردم ندارد، چه رييسجمهوری است پس؟ خاتمی از آغاز دورهی دوم رياستجمهوریاش فقط يک مهره برای انجام کارهای پردردسر و حمالی رومزهی مملکت بوده و پوششی برای پوشاندن نظام فاسد و استبدادی ايران. اين يک حقيقت است که آدم از بيرون خيلی بهتر از وقتی که داخل ايران است میبيند.