«خرتوخر اسلامی ايران» بهترين اسمی است که میشود برای نوع حکومت ايران گذاشت. آخرين نمونهاش همین ماجرای فيلترکردن وبلاگها است که واقعا معلوم نيست کی به کی است. پارسآنلاين میبندد، وزير میگويد باز کنيد، بعد خود مخابرات يکسری را میبندد و يک سری را باز میکند، بعد دوباره وزیر میگويد همه بايد باز باشند و هر کی بسته غلط کرده، پارسآنلاين اين وسط ضايع میشود و مجبور به مغذرت خواهی میشود، بعد دوباره تازه دستور فيلترينگ به بعضیهای ديگر میرسد، و بعد خلاصه آخرش هيچکس نمیداند که ماجرا چيست. میآیند گرهاش را باز کنند، اينقدر خودشان گهگيجه گرفتهاند که بدتر صدا گره هم به آن میزنند. واقعا که عجب سيستم اداری هماهنگی داريم. معلوم نيست سالی چقدر از بودجهي ممکلت در امور خيلی مهمتر و گرانتر سر اينجور خرتوخریها به هوا میرود.
بهرحال آنطوری که ردهت در وبلاگش نوشته و آمار وبلاگهای بلاگاسپاتی هم نشان میدهد، پرشينبلاگ در همهجا تقريبا باز شده است (بجز برای کاربران پارسآنلاين بخاطر دعوای دوطرفهشان). اما بلاگاسپات فعلا در همهجاهايی که از مخابرات سرويس میگيرند، بسته است. حالا وبلاگ خودم را نمیگويم که حدس میزنم جزو آنهایی باشد که بطور مشخص و جداگانه فيلتر شده.
ولی واقعا مگر قرار نبود همهی وبلاگها باز شوند آقای وزير؟ مگر نگفتتيد که اشتباه بوده؟ پس چرا خود مخابرات بلاگاسپات را فيلتر کرده؟
تکميل:
- آی.تی.ايران خبر میدهد که مجلس ايران قرار است ماجرای بسته شدن وبلاگها را بررسی کند. خدا کند اگر کسی از بين آنها خوانندهی «سردبير:خودم» هم بوده، هوای ما را هم بجز بلاگاسپات داشته باشد.
- سرگردون خبرها و مطلبهای مربوط به اين موضوع را در مقالهی جالبی جمعبندی کرده.