من هيچ دفاع و تلاشی برای آزادی اين دو نفری که از تلويزيون ايران به اسم مستندساز در آمريکا عراق دستگير شدهاند نمیکنم. ايران از همان اول به اسم خبرنگار و ديپلمات و امثال آن، مامور اطلاعاتی و سپاهی به اين طرف و آن طرف جهان میفرستاده و اين دوتا هم، هرچند سابقهی شبههنری داشته باشند، دليل نمیشود که آمريکا آنها را الکی دستگير کرده باشد. خود سخنگوی نيروهای ائتلاف هم گفته که آنها «در حال فيلمبرداری از تحرکات نيروهای ائتلافی» بودند که دستگير شدند و گفته الان دارند بازجويی میشوند و بزودی آزاد میشوند.
حالا يکسری از اين جوجهحزباللهیهای ساده و خرحزباللهیهای غيرساده ورداشتهاند برای آزادی آنها وبسايت درست کردهاند و هی ايميل میدهند به اينطرف و آن طرف که وای بجنبيند که آمريکا حقوق بشر را نقض کرد و خبرنگاران ما را دستگير کرد. آن وقت خودشان شبيه همينکار را میکنند و میزنند طرف را که زنی هم هم بوده، میکشند و بعد هم با پررويی حاشا میکنند.
شما را به خدا فقط به قيافههای اين دو نفر نگاه کنيد، کجايشان به مستندساز غيوابسته به اطلاعات سپاه میآيد؟ جالب اينجا است که هيچکس هم تحويلشان نمیگيرد و خيلیها هم شايد بگويند حقشان است. اين را در وبلاگهای انگليسیمان هم بايد بنويسم تا اين خارجیهای آزادیخواه گول اين حزباللهیهای شياد را نخورند.
تکميل: امروز به نقل از سياست روز (روزنامهی وابسته به سپاه) نوشته: «آيا واقعاً ارزش يك خبرنگار كه سالها از كشورش دور بوده و كمترين تعلق را نسبت به آب و خاك كشور و مردم سرزمينش داشت از دو مستندساز كه براي اين مردم از شهر و ديار خود دور شده و به عمق خطر رفتهاند بيشتر است؟ چرا تاكنون كسي كميته تحقيق براي آزادي آنها تشكيل نداده است؟» واقعا با اين موجودات بیحيا و وقيح چه بايد کرد؟
توضيح:
قضاوت من دربارهی اين دونفر بر اساس دليلی است که فرماندهی نيروهای ائتلاف برای دستگير کردن اين دو آورده است، نه قيافهشان. اما قيافهشان هم تاييدی است بر اينکه اين دو به چه جور گروههايی وابستهاند. چه کسی اصولا گفته است صورتها به باطنها ربطی ندارند؟
درضمن دولت ايران تاحالا بارها خبرنگاران خارجی را دستگير کرده و از آنها بازجويی کرده. آخرين نمونهاش خبرنگاران بی.بی.سی که چند روز پيش شرحش را نوشتم.