يکی از کسانی که آدم اين روزها شديدا به او احساس نياز میکند، مهرانگيز کار، فعال حقوق زنان است. حدود يک سال و اندی پيش، به خانم کار که فکر کنم الان در واشنگتن يا شايد هم نيويورک به همراه دختر کوچکترش زندگی میکند، پيغام رساندم که شما اگر وبلاگ داشته باشيد خيلی خوب میشود. دختر بزرگ خانم کار البته اينجا در تورنتو زندگی میکند و خلاصه به کمک او يک وبلاگ به اسم مهرانگيز راه انداختيم و قرار شد که نوشتن اين وبلاگ بطور مرتب شروع شود.
منتها نمیدانم چی شد که هرگز هيچ چيزی در اين وبلاگ نوشته نشد جز جملهی «ازحالا به بعد ماآماده تايپ کردن مطالب شما هستيم.» که فکر کنم ليلی يا شوهرش نوشته بودند که به مادرشان اعلام آمادگی کنند.
حالا اين روزها به دنبال رای مجلس با پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان، راستیهای سنتی با تمام نيرویشان شروع کردهاند به حمله به اين تصميم و زمينهسازی برای اينکه اگر شورای نگهبان آن را رد کرد، زنها ساکت بنشينند و زياد اعتراض نکنند. (شادی صدر در وبلاگش، در مطلبی با عنوان «اختلاط در حمام» خيلی خوب به اين جوسازیهای ظاهرا مذهبی اشاره کرده است.) خانم کار يک کتاب يادم هست نوشته به اسم رفع تبعيض از زنان، دقيقا با همين موضوع که کجاهای قوانين ايران با کنوانسيون رفع تبعيض از زنان نمیخواند.
به نظرم شديدا جای نظرهای خانم کار دربارهی اين ماجرا و نوشتههايش برای آگاه کردن بيشتر کسانی که زياد اهل کتابخواندن نيستند، ولی مسايل زنان برايشان مهم است، خالی است. کاش میشد يک نفر ايشان را تشويق میکرد که نوشتن وبلاگ را بالاخره شروع کند، و تاثير و برد زياد آنرا نشان میداد. خيلی حيف است که آدم تريبون شخصی به اين آمادگی داشته باشد و استفادهای از آن نکند.