برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۷ مرداد ۱۳۸۲ | 18 August 2003

 شاهرودی از خاتمی ياد می‌گيرد

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Khatami has been more of a teacher than a politician. That's why he is so ineffective.

شاهرودی، رييس قوه‌ی قضاييه، هرچند وقت يک‌بار می‌آيد و يکی درميان ، يک مزخرف و يک حرف‌حساب می‌زند و دوباره ناپديد می‌شود. جديدترين حرف‌های او اين است:

در سال ‌های اخير در حوزه بيان و قلم، چارچوب‌ های اصلی فرهنگی رعايت نمی ‌شود در حالی ‌كه هر كشوری برای خود چارچوب‌ هايی اصلی را به عنوان خط قرمز مد نظر قرار داده و رعايت می ‌كند و حتی دموكراسی نيز دارای مبانی و چارچوب‌ هايی است كه عدم رعايت آنها به هرج و مرج منجر خواهد شد... حتی در كشورهايی كه حكومت خود را دموكراسی ناميده ‌اند، اگر عليه دموكراسی مطلبی نوشته شود با آن برخورد می ‌شود و قوانين سختی نيز در اين كشورها در عرصه مطبوعات حاكم است.

اگر دقت کنيد می‌بينيد که استدلال‌های محافظه‌کارانه‌ی خاتمی در اين حرف‌ها چقدر اثر گذاشته است. خاتمی که انگار معلم فلسفه است، نه رييس جمهور، هميشه وقتی درباره‌ی دموکراسی و آزادی می‌خواهد تعريف کند، سريع همان واژه‌ی کليدی‌اش «البته» را هم پشت‌بندش می‌چسباند و بزدلانه اضافه می‌کند که آزادی در دموکرات‌ترين کشورهای جهان هم مطلق نيست وگرنه به هرج و مرج منتهی می‌شود. او هميشه جوری حرف می‌زند که انگار تمام مردم هرج و مرج می‌خواهند و هميشه «البته»‌های او بجای اينکه معطوف به اقليت ديکتاتور مذهبی باشد، خطاب به اکثريت مردم است که بدبخت‌ها آن‌قدر گير آزادی‌های اوليه‌ی فردی هستند که اصلا نمی‌دانند آزادی‌ای که تنه به هرج‌ومرج بزند چه شکلی هست.

برزگ‌ترين اشتباه خاتمی اين است که در غياب سيستم قضايی بی‌طرف، خودش می‌خواهد نقش داور بی‌طرف را به عهده بگيرد و برای همين هميشه ظاهرا بی‌طرف است. اما اين بی‌طرفی، نتيجه‌اش هميشه به نفع اقليت مستبد مذهبی تمام می‌شود، چون قدرت بيش‌تری دارد. درست شبيه برنامه‌ی بخشش ماليات جرج بوش که ظاهرا به نفع همه است، ولی در واقع هميشه به نفع ثروتمندان است.

از همين زاويه، حرف‌های چند وقت پيش حجاريان هم معنی بهتری پيدا می‌کند که می‌گفت خاتمی بايد از همان اول يک حزب فراگير مردمی می‌ساخت و با تکيه بر آن و به عنوان رهبر يک جنبش سياسی حزبی مشخص، می‌رفت به جنگ قدرت کم‌مساحت ولی عميق مستبدان مذهبی.

حالا البته ديگر دير شده و متاسفم که خاتمی محبوب و محترم و قدرت‌مند ۶ سال پيش، به يک موجود ذليل، حقير و بی‌خاصيت تبديل شده که حتی اگر همين الان هم استعفا بدهد، هيچ فايده‌ای ندارد. برای همين هم هيچ انتظاری از او ندارم، هر کاری بکند ديگر هيچ اثری ندارد. مثال عوامانه و ساده‌پسندش اين است که اين تيم پرطرفدار آنقدر با آبروريزی گل خورده که تماشاچی‌ها ورزشگاه را خالی کرده‌اند. خاتمی دارد برای خودش بازی می‌کند و همين‌طور هم مرتب گل می‌خورد تا اينکه بالاخره سوت را بزنند.

از يک‌جايی بالاخره بايد در اين مملکت جا بيفتد که موضوع سياست قدرت است، نه عدالت؛ سياستمداران هم بايد دنبال قدرت (طبيعتا محدود به دموکراسی و قانون) باشند، نه دنبال عدالت. اين يکی از کليد‌های مشکلات ايران است به نظر من.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

Many thanks for calling us:badbakht ha

حسين! من از قديما، از زمان مرحوم «عصر آزادگان» هر چي که مي نويسي مي خونم. توي کامپيوتر هم شايد به پيش کسوتي قبول ات نداشته باشم، ولي شک نکن که توي وبلاگ نوشتن، پيشکسوتِ همه ي مايي. سعي کن حداقلي از انصاف رو رعايت کني. به جان هرکي دوست اش دارم، حرفايي که در مورد کامپيوتر مي زني، خيلي خوندني تره از تحليل هاي سياسي ت. اونا رو با صداقت مي نويسي و اينا رو با يه جورايي عصبيت. هر چند که از سياست بيشتر از اين هم نمي شه انتظار داشت. ببين لعنتي چي به روزِ «حودر» ما آورده.

آقای سردبیر سلام

ما خیلی خوشحالیم که بعد از دو ماه چشممان به جمال مجله تان روشن شد

هر جا هستی موفق و سرخوش باشی و امیدوارم دیگر گرفتار فیلتر نشوی

با احترام

روزبه رضوی

اين البته حق تواست که اينجا هرچه خواستي بنويسي اما اظهار نظرهاي سياسي به تمام معناي کلمه تهوع آور است.

اين تحلِلت محشره حرف نداره حرف دل من بود خِلی ساده و موثر و حقيقی آفرين

تا سخن از كدام سياست بزنيد. آن سياستي كه تن‌ها هدفش قدرت است با كثافت معادل و سياستمدار اين عرصه نيز هم. آن دولتمردي را بايد ستود كه دغدغه‌اش خدمت است.

Sorry I am unable to type in Farsi now. I am not a Khatami pro but I just wanted to say that your analysis on what Shahroodi said and relating it to Khatami was absolutely nonsense

يك نكته خيلي مهم اين است كه خاتمي را مردم آوردند نه مثل بقيه جاها او رهبر يك جنبش سياسي يا مردمي و غيره باشد او و طرفدارانش (كارگزاران و مجمع روحانيون) ‌فكر مي كردند او بالاخره راي زيادي مي آورد و آنها در بازي قدرت باقي خواهند ماند اگر چه كمتر از قبل

اون حاج آقايي كه اومدن به رضا شاه خرده گرفتن بهشون ميخواستم بگم: پدر جان اگر همون رضاشاه نبود آلان در ايران تلفني نبود كه تو به اينترنت وصل بشي و اگر اون نبود خيابون و ماشيني نبود و هزاران چيز ديگر. بعضي وقتها ديكتاتورهايي مانند رضاشاه لازم هست براي مردمي كه رام شدني و آدم بشو نيستند. البته حساب او با پدرش جداست. رضاشاه اگر كسي را كشت براي وطن بود نه براي قدرتش.

ادامه مطلب - زياد هم وضع شان با مردم امروز ما فرقی نمی کرده ( قابل توجه دوستان مارک زن من به شخصه با هر نوع حکومت سلطنتی مخالفم!)

3- در پايين مطالبت نوشته ای که - حق ويرايش نظرات برای صاحب سايت محفوظ است.. - نظرات بی‌ارتباط با موضوع پاک می‌شوند که اين دو به خوبی تاييد کننده حرف های خاتمی هستند

دو سه نکته ديگه هم درباره اين مطلبت هست

1- اينکه می گي "موضوع سياست قدرت است، نه عدالت " در حقيقت شروع مشروعيت دادن به حکومت های ديکتاتوری است .هر چند که در ته اش اضافه کردی "محدود به دموکراسی و قانون" ولی فراموش نکن که مجلسی که دست آورد مشروطه بود ظرف يک روز قانونی صادر کرد که حکومت شاهنشاهی آريامهر را بوجود آورد. تاريخ ما پر است از فرمانروايانی که ابتدا با حمايت مردم به حکومت رسيدند و در طی چند سال تبديل شدند به حکام ظالم وديکتاتور

2- اگر به دوران آخر قاجاريه و ابتدای سلطنت رضا شاه نگاه کنی می بينی که هرج و مرج و آشوب و گرانی و ... باعث شد که مردم به راحتی از دموکراسي ساده ای که در اثر مشروطيت بوجود آمده بود چشم بپوشند و زير بار يک سلطان خلق الساعه بروند که بتواند برايشان امنيت و فراوانی رو به ارمغان بياورد و با مطالبی که تو گفتی به خوبی معلوم می شود که زياد هم وضع شان با مردم امروز ما فرقی نمی کرده ( قابل توجه دوستان مارک زن من به شخصه با هر نوع حکومت سلطنتی مخالفم!)

3- در پايين مطالبت نوشته ای که - حق ويرايش نظرات برای صاحب سايت محفوظ است.. - نظرات بی‌ارتباط با موضوع پاک می‌شوند که اين دو به خوبی تاييد کننده حرف های خاتمی هستند

هودر جان .سلام.وقتی مطلبت رو با شاهرودی شروع کردی اصلا فکر نمی کردم بتونی به خاتمی ختم اش کنی واقعا که در اين زمينه استاد شدی. اما من هنوز هم کمی به خاتمی اميدوارم و ترجيح می دهم ازش به خاطر تغييراتی که تونست بوجود بياره قدردانی کنم نه اينکه به خاطر کارهايي که نکرده ازش خرده بگيرم. البته هر کسی آزاده هرجور که خواست فکر کنه

in siasate yeki be naal yeki be mikh badtare chon adam taklifesho ba taraf nemidoone kash hame mesl mesbah boodan va maknoonate ghalbishoono migoftan