سيبستان چند وقت پيش دربارهی وبلاگ نوشته بود:
فکر کردم نوشتن در وبلاگ مصداق آرامش در حضور ديگران است. يا اگر آرامش در نوشتن است و هيجان در ديدن واکنش ها به هر تقدير عرضه انديشه است به عموم. انديشه ای که علی الاصول اگر در چارچوب منطق رسانه ای ماقبل اينترنت طرح می شد بين دوستان همدل و علاقه مندان بحث بايد می ماند اما حالا گرچه هنوز مخاطبان اصلی اش همان گروه ياد شده است اما باب بحث باز است. انگار در رواق مدرسه ای يا زيارتگاهی يا کافه دانشکده ای بحث می کنيم و افراد در گذر هم سخنان ما می شنوند و آزادند ان قلتی بگويند و بروند يا تا ان قلت ديگری بايستند و نظاره کنند. پس وبلاگ سگالش است در حضور ديگران. مثل عشقباری بر کنار ساحل است يا بر نيمکت پارکی يا در اتاق خوابی شيشه ای.
وبلاگ دموکراتيزه کردن زبان است و رابطه و انديشه. و در آن جريان دارد شط سرکش سرکشندگان. وبلاگ همان باغ بهشت صفتی است که تا دست فواره خواهش شد به ميوه سخن ديگری می رسد. تنها کليک بايد کرد. همين.