با پدرام معلميان دو سه ماه پيش که آمده بود تورنتو حرف میزديم راجع به همه چيز و رسيدیم به اينکه آيندهی ايران چه میشود و اينها. پدرام میگفت که نسل جديد ايران هيچ چيز از فعاليت سازمانيافتهی سياسی نمیداند و برای همين اگر فرض کنيم که يک شب بگويند ديگر جمهوری اسلامی وجود ندارد، به احتمال زياد تمام مملکت سريع به دست مجاهدين خلق يا امثال آن میافتد و تمام. او میگفت اينها اينقدر در اين جور کارها قوی و بینقصاند که با وجود تعداد کمشان میتوانند به راحتی هرکاری بکنند.
اين البته وجه بيشتر امنيتی گروههای سازماندهی سياسی است که الزما چيزی نيست که ما در آن ضعيفيم. ما اصولا در بخشهای مديريتی و سازمانی سياسی هم شديدا ضعيفيم. به عبارت ديگر معنی عملی دموکراسی را دقيقا نمیدانيم چيست و هيچوقت نمونهی خوبی از آن نديدهايم که بخواهيم از آن الگو بگيريم. مثلا فرض کنيد قرار میشود يک حزب يا سازمان سياسی راه بيندازيم. اغلبمان اصلا نمیدانيم بايد از کجا شروع کنيم، چطور عضو بگيريم، چطور اعضا را در تصميمگيریها بطور دموکراتیک شريک کنيم، چطور مبارزهی انتخاباتی کنيم، چطور پول برای کارهايمان جمع کنيم و...
دليل اينکه چرا اين تجربه از نسل قبل به نسل ما نرسيده تا حد زيادی مشخص است. جمهوری اسلامی آنقدر هزينهی فعاليت سياسی غيرتودهای --يعنی غير هياتی-- را در اوايل دههی ۱۳۶۰ بالا برد که نسل پدران و مادران ما با شنيدن کلمهی «حزب» چيزی جز خاطرههايی تلخ از جوانی ازکفرفته و دوستان از دسترفتهشان در ذهن نمیآورند. درنتيجه از همان بچگی روند انتقال تجربهی سياسی را به فرزندانشان قطع کردند و شديم آنچه که میبينيد. پر از انرژی و اعتراض، ولی بدون کمترين اثر مستقيم. فقط گاهی بلديم برويم رای بدهيم و همين. البته خود دولت هم سهم داشته که هرگز اجازهی شکل گرفتن گروههای سازمانيافتهی دموکراتيک سياسی را نداده. ولی اين به نظر من فرع بر آن چيزی است که گفتم.
برای همين جالب است که وقتی گروههای نسبتا سازمانيافتهی اپوزيسيون را میبينيد، همه از همان نسل جوانان قديم هستند و نفوذشان هم اغلب در بين همسنوسالهای خودشان است. سلطنتطلبها، جمهوریخواهان و بقيه هيچکدام در بين جوانان پايگاه اجتماعی ندارند و در نتیجه، بقول پدرام، اگر حکومت عوض شود باز همانها سر کار میآيند و مملکت را میچرخانند، نه مايی که در اکثريتيم و به قاعده بايد بخش بزرگی از امور را کمکم بچرخانيم. به همين دليل باز شکاف بين مردم و حکومت حفظ خواهد شد، چون اکثريت نقشی در تصميمگيریهای اصلی نخواهد داشت.
حالا پدرام که تجربهی بسيار خوبی از کار کردن در حزب NDP (حزب نودموکراتها) را دارد، میخواهد فردا در تورنتو در همين باره صحبت کند و ما را تشويق کند که برويم و عضو گروههای سياسی کانادايی شويم و یاد بگيريم که دموکراسی در عمل يعنی چه و سيستم سياسی مبتنی بر حزبهای سياسی چطور عمل میکند.
صحبتهای پدرام روز شنبه، ساعت چهار و نيم بعد از ظهر در اتاق ۳۱۳ ساختمان Claude Bissell (شمارهی ۱۴۰ St. George، روبروی کتابخانهی Robarts) برگزار خواهد شد. اطلاعات بيشتر را از وبسايت کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو بگيرید.