ايسنا بدون هيچ مناسبتی ناگهان چند مطلب دربارهی وبلاگها کار کرده است که با اينکه بيشتر ديدگاهی کنترلی و منفی دارد، باعث اين میشود که مردم به شناختن وبلاگها کجنکاوتر بشوند.
در اين مصاحبهها، مصاحبهشوندگان نتوانستهاند بدبينی خود را نسبت به اين پديدهی بیمرکز مخفی کنند. مثلا دکتر علیاصغر کيا، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، نظارت يا محدوديت بر وب لاگ نويسي را بسيار ضروري دانسته و گفته:
اين نظارت بايد طبق سياست و آيين نامهي مدوني صورت گيرد و ضمن جلوگيري از برخوردهاي خودسرانه، از محدوديت ايجاد كردن توسط نهادهاي غير مسوول ممانعت شود.
دکتر علیاکبر قاضیزاده هم که استاد دانشگاه است و در زمان «عصر آزادگان» هم مطالب مرا تصحيح میکرد، با اينکه نظر مثبتتری به وبلاگ دارد، ولی باز هم به نوعی مخالف آزادی مطلق آنان است، چيزی که اساس و جوهرهی وبلاگ است. او به ايسنا میگويد:
در جامعهاي مانند ما به دليل حساسيتهاي موجود، جلوگيري كردن و ايجاد محدوديت براي وبلاگهاي ناشناس با مطالب غير روشن بديهي و طبيعي به نظر ميرسد، اما وجود وبلاگها با هويت مشخص كه در حد و حدود قوانين كشور عمل ميكنند لازم و مفيد است... برخورد با پديدهي وبلاگ نويسي بايد به گونهاي دور از لجام گسيختگي و با درنظر داشتن خرد حرفهاي جامعه، انجام شود تا اين امكان يكباره از كل جامعه گرفته نشود، همچنين وبلاگ نويسان بايد با در نظر گرفتن بايدها و نبايدها و شرايط يك روزنامه و مجله در جامعه با اين پديده برخورد كنند.
ولی ضايعترين حرفها را آقايی به نام دکتر يعقوب فرجامی از دانشگاه تهران زده:
وب لاگ فضاي بازي است كه استفادهي كنترل نشده از آن ميتواند به مسخ و به بردگي كشيدن افكار جوانان منجر شود. اگر كنترل جدي بر دنياي وب لاگ صورت نگيرد در آينده تاثيرات منفي خيلي زيادي بر ايدئولوژي، باورها و تفكرات جوانان خواهد گذاشت و اين پديده ميتواند باعث كنترل كردن جامعه از سوي افراد پليد شود.
جناب دکتر فرجامی آخر سر نتوانسته خود را کنترل کند و اضافه کرده:
بايد فضاهاي مفيدي براي پاسخگويي دقيق به پرسشهاي جوانان ايجاد شود و با نزديك كردن آنها به قرآن و شناساندن واقعيتهاي ديني به آنها جوانان را كه چشمان تيزبين و قلب حساسي دارند، ياري داد.
واقعا شما باشيد چه چيزی به اين يارو میگوييد؟