يکی از باحالترين عرصههايی که در ايران پس از برافتادن حکومت الله باز میشود، تلويزيون است. در بين انواع برنامههای تلويزيونی هم، شوهای واقعگرا يا reality show. اين نوع برنامه درست است که در اينجا خيلی سطحی و بدردنخور است، ولی در جامعهی سنتی ايران از آن خيلی استفادهها میتوان کرد. بيشتر هم در همين جهت «فردگرايی» و برهم زدن رياکاری و نهانروشی سنتی حاکم بر جامعهی ايران که باعث شيوهی بسيار محدودکنندهای از تقسيمبندی عرصهی عمومی/خصوصی میشود. بیخودی پيچيدهاش نکنم. يک مثال میزنم.
يکی از شوهای موفق واقعگرا در بريتانيا که اتفاقا بی.محصول بی.بی.سی هم هست، دربارهی بد لباس پوشيدن آدمها است. در اين برنامه که اسمش هست «چه چيز نپوشيم» يا "What not to wear"، دو زن متخصص در مد و طرز لباس و آرايش، هر دفعه يک زن يا مرد خيلی بدلباس و بدسليقه را به درخواست مخفيانهی اطرافيانش انتخاب میکنند و سعی میکنند به او کمک کنند تا کمی به سر و وضعش برسد. در واقع به او ۲۰۰۰ پوند میدهند و کمکش میکنند که دست از عادتهای ضايعش در لباس پوشيدن و آرايش کردن دست بردارد و لباسهلی جديد خوب بخرد.
اول از او مدتی يواشکی در جاهای مختلف فيلم میگيرند و لباسپوشيدنش را به طرز بیرحمانهای نقد و بررسی میکنند، بعد يک دفعه میريزند سر طرف و به او خبر میدهند که برای برنامه انتخاب شده. بعد میگويند که طرف همهی لباسهايش محبوبش را بياورد و جلوی اينها بپوشد تا اين دو زن متخصص مد ايرادهايش را باز هم بیرحمانه بگويند. فيلم را هم دوباره جلوی خودش نشانش میدهند. بعد او را میفرستند که با توجه به نکاتی که يادش دادهاند برود و برای خودش لباس بخرد--اين وسط زيرکانه تبلئغ مغازهها و مارکهای لباس هم میشود. اگر طرف خيلی پرت باشد باز هم میروند و کمکش میکنند و لباسهايی را که خود برايش انتخاب کردهاند با موافقت خودش میخرند. بعد هم او را نزد همان کسانی میفرستند که درخواست فرستادن طرف را به اين برنامه کرده بودند تا ببينند عکسالعمل آنها چيست و نيز اينکه رفتار و روحيهی خود طرف بعد از خوشگل و خوشلباس شدنش چيست.
شايد برای مردها زياد جالب نباشد، ولی برای خانمها حتما هست. بخصوص که دو متخصص، خيلی شيک و بیرودربايستی و با يک طنز گزندهای جزييات مشکلدار لباس پوشيدن طرف را میگويند که آدم از خنده میميرد. جالب اينجا است که انگار بريتانیايیها خيلی در شنيدن انتقاد پوستکلفتاند و اصلا ناراحت نمیشوند از شنيدن و گفتن اين همه متلک و شوخی و انتقاد. (سايمون، داور بیرحم بريتانيایی American Idol را يادتان هست؟)
نکتهی باحال برنامه اين است که فقط زنهای لاغز و جوان را نشان نمیدهد و از طرف ديگر هم از هيکل هيچکس، باسن گندهاش يا شکم بيرونآمدهاش هيچ ايرادی نمیگيرند و سعی نمیکنند آن را تغيير دهند. (اگر نسخهی آمريکايیاش ساخته شود حتما اين طوری میشود که گفتم.) بلکه به طرف میگويند مثلا اگر سينههای تو سايز D هستند بهتر است از پوشيدن سينهبند سايز B دست برداری، چون اينطوری انگار چهارتا سينه داری! و خلاصه از اين قبيل نکات جزيی باحال و فوقالعاده بدردبخور که اتفاقا در وبسايتشان هم به همراه راهنمايی مفصلتر برساس خصوصيات هيکلتان و قيافهتان هست.
برای اين نصيحتهای جزيی را میتوانيد بر اساس خصوصيات هيکلتان و قيافهتان بخوانيد. همينطور راهنمای لباس پوشيدن
هرچند اين برنامه هم موضوع عميقی که با مغز آدمها سروکار داشته باشد ندارد، اما لااقل چيز بدردبخوری است. برای همه؛ چه زن، چه مرد، چه پيرو چه جوان. (ياد سخنرانی رهبر انقلاب افتادم چرا؟!) فکرش را بکنيد که حالا اگر میشد چنين برنامهای را برای مردهای ايرانی (که واقعا بايد اعتراف کنم اغلب در لباس و کفش پوشيدن آخر ضايع و جواديم) درست کرد، تبديل میشد به پربينندهترين برنامه بين خانمهای ايرانی.
فکرش را بکنيد. عباس آقا را میايستادند جلوی آيينه و از مدل مويش گرفته تا کفشش را بیرحمانه نقد میکردند و بعد لیاس و کفش ی خوب تنش میکردند و میفرستادنش پيش زن و بچهاش. بدجوری بايد ديدنی بشود. حتی به نظر من شايد الان هم بتوان در همين سيستم تلويزيون جمهوری اسلامی آن را ساخت. به شرطی که در شبکهی تهران ساخته شود و سعی نکنند طرف را مثل مجریهای جوادمخفی و حزبلمخفی تلويزيون دربياورند.
حاشيه: همانطور که چندبار ديدهايد من اساسا برای «ظاهر» اهميت زيادی قايلم و عقيده دارم که ظاهر پديدهها بسيار مهم و معنیدار است. الکی هم نيست، پشتش فلسفه دارم که يکبار بعد مفصل مینويسم.
تکميل:
- برنامه مثل اينکه خدمت مردها هم میرسد در قسمتهای اخيرش.
- کسانی که در بريتانيا نيستند و از موهبت الهی بی.بی.سی بیبهرهاند، برنامه را در BBC Canada و BBC America هم میتوانند ببينند.