دماسنج بالاخره راه افتاد. ايدهاش را که از وقتی بلاگدکس را ديدم (راستی، سازندهاش کمرون مارلو برای کنفرانس پژوهش اينترنت تورنتو میآيد اينجا.) داشتم. ولی وقتی که ديدم احمد انوری سرخط را ساخته و کمکم فهميدم بچهی باحال و وبلاگباز و اينکارهای است، به او پيشنهاد دادم که اگر دوست دارد با هم میتوانيم این کار را بکنيم. البته با هم که چه عرض کنم. اصل کارها را او کرده و من فقط قيافهاش را درست کردهام و هوای کيفيت کلی کار را داشتهام.
برای کسانی که نمیدانند اصولا Blogdex چيست بايد بگويم که يک جور محبوبيتسنج اينترنتی است برای خبرها و وبسايتهای تازه. درواقع با تحليل لينکهایی که مردم در وبلاگهايشان به اينطرف و آنطرف میدهند، هر روز يک فهرست درست میکند از جاهايی که مردم بيشتر به آنها لينک دادهاند و درنتيجه لابد موضوعاتی هستند که عدهی زيادی را درگير خود کردهاند. البته اين عدهی زياد هيچ ربطی به جامعهی کلی ندارند و اصلا نمیةوان آن را تعميم داد. درواقع بيشتر نشان میدهد که توی کلهی جوانان اينترنتباز انگليسیزبان دنيا چه میگذرد. قبلا يک چيزهایی راجع به اين جور سنجهها نوشتهام.
دماسنج هنوز خيلی ايراد دارد: بانکاطلاعاتیاش هنوز بهينه نيست، فيلترش هوشمند نيست، راهی برای اينکه مردم وبلاگهای جديد اضافه کنند ندارند، آرشيو ندارد، جستجو ندارد، بخش خبر ندارد و... ولی همهی اينها را به مرور اضافه میکنيم. حتی ممکن است اگر احمد قبول کند آن را به شکل اوپنسورس بدهيم بيرون که کلا هرکس خواست بتواند با آن محوببيتسنج خود رادر هر زمينهای که خواست و با هر فهرستی که دوست داشت درست کند. فکر نمیکنم کسی تاحالا اين کار را کرده باشد.
در مجموع ايدهی فهرست کردن چيزها بر اساس محبوبيت، مفهوم جديدی است که در اينترنت در اين دو، سه سال خيلی گرفته است. حتی از نظر فلسفی/تکنيکی هم سوالهايی دربارهی اصالت و ارزش آن هست. مهمترينش اينکه آيا خود اين فهرست مزاحم روند طبيعی رشد محبوبيت چيزها نمیشود؟ آيا میتوان محبوبيت مثلا لينک شمارهی يک جدول را اصيل و واقعی دانست؟ اصولا پرطرفدار بدون يک چيز چه ارزشی دارد؟ ولی فکر میکنم که در زبان فارسی ايران اين اولين بار است که چنين چيزی به اين شکل ارايه میشود و با توجه به تعداد زياد وبلاگهای فارسی میةوان کارش را دقيقتر هم کرد. هرچند که کلا وبلاگدارهای ايرانی خيلی کم به اين طرف و آنطرف لينک میدهند که دلايلش بحث مفصل میطلبد و اتفاقا يکبار ديگر هم قبلا دربارهاش نوشته بودم.
تکميل: الان به نظرم رسيد که تاحالا در تمدن مدرن، پول بهترين ابزار برای سنجش محبوبيت چيزها بوده است. مثلا جدول پرفروشترين فيلمها، آهنگها و... اما برای چيزهايی که معادل پولی نداشته و قابل خريد و فروش نبودهاند، مانند مطالب داغ سياسی-اجتماعی روز که مردم دربارهاش حرف میزنند يا فکر میکنند، درست کردن اين فهرستها خيلی سخت بوده. اما پيدايش وبلاگها که در واقع تقريبا فتوکپی عمومیشده و قابل جستجوی مغزهای مردم دنيا است، اين امکان را داده که بشود چنين کاری کرد. شک ندارم که يکی از مهمترين هدفهای گوگل از خريدن بلاگر همين بوده است که اين اطلاعات را جمع و تحليل کند و به انواع محتلف ارایه کند و بفروشد. بعيد نيست که به زودی يک جور محبوبيتسنج اساسی هم خودش راه بيندازد که واقعا بايد ديدنی باشد.