برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • خداحافظ ارنی ايوز

    محافظه‌کاران اونتاريو بد شکست خوردند و درنتيجه ارنی ايوز محافظه‌کار با آن صدای تودماغی‌اش گورش را گم می‌کند

  • مستقيم از خط مقدم

    نوشته‌ها و خاطرات ويرايش نشده و مستقيم سربازان آمريکايی در عراق و افغانتسان

  • ماشين‌بازی

    برای مردهایی که ماشين‌ها را بيشتر از زن‌ها دوست دارند

  • OpenOffice.org 1.1

    جايگزينی مجانی و باز برای مايکروسافت آفيس

Excerpt: New book by Michael Moore asks tough questions about Bush-Bin Laden family ties

کتاب تازه‌ی مايکل مور با نام Dude, where is my country پريروز به بازار آمده. اين کتاب که شايد بتوان آن‌ را نتيجه‌ی تحقيقات مور درباره‌ی روابط خانواده‌ی بوش با خانواده‌‌ی بن لادن دانست، در واقع مبنای فيلم مستند بعدی مور هم خواهد بود که الان در حال ساختش است و سال آينده نمايش داده می‌شود.

روزنامه‌ی گاردين چند بخش از کتاب را تاحالا منتشر کرده که مهم‌ترين آنها هفت سوال‌ مور از بوش است که گفته بالاخره روزی از خود او خواهد پرسيد. مثلا يکی از سوال‌های اين است: ‌«چرا اجازه داديد يک هواپيمای خصوصی سعودی درست چند روز بعد از ۱۱ سپتامبر راه بيفتد و تمام خاندان بن‌لادن را در شهرهای مختلف جمع کند و از آمريکا خارج کند،‌بدون اينکه اف.بی.آی هيچ تحقيقی دراين باره بکند؟»

در صفحه‌ مخصوص گاردين برای مايکل مور، بجز يک مصاحبه، يک مطلب جالب هم با نام «ده نکته‌ای که درباره‌ی مايکل مور نمی‌دانيد» هست که جالب است. مثلا اينکه نيويورک تايمز هرگز کتاب قبلی او يعنی Stupid White Men را بررسی نکرده، درحالی که این فيلم ۵۹ هفته در جدول پرفورش‌ترين کتاب‌های اين روزنامه بوده است. يا اینکه او يک شهروند افتخاری کانادا است. پرونده‌ی کاری او هم خواندنی است.

راستش را بخواهيد به نظر من مايکل مور کمی زيادی شلوغ می‌کند و استاد جنجال درست کردن است. ولی وجود اين جور آدم‌ها در آمريکا از نان شب واجب‌تر است، برای اينکه سوال قادرند در ذهن مردم سوال ايجاد کنند. مايکل مور آن‌قدر سوال آکادميک و تخصصی ندارد که بتواند جواب درست و حسابی به سوالی بدهد. در واقع مساله‌ی آمريکا اين است که کسی سوال در ذهن مردم مطرح نمی‌کند، نه اينکه پيدا کردن جواب آن سخت باشد. آمريکا سرزمينی است پر از جواب‌ به سوال‌هايی که هرگز پرسيده نمی‌شوند. (عجب جمله‌ای شد!)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«عرب عصبانی»
«زهرا»
«احسان»
«سبیل طلا»
«توکا نیستانی»
«مهستی شاهرخی»
«ایمیان»
«حقوق‌دان پاریسی»
«محبوبه حسین‌زاده»
«رزانیات»
«زيتون»
«آهستان»
«زیتون پرورده»
«حمید مافی»
«حسین پاکدل»
«بلوط»
«یک پزشک»
«میرزا پیکوفسکی»
«نگارک‌ها»
«حاجی واشنگتن»
«امور ایران»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«آزادنويس»
«تبعیدی عصبانی»
«گناهکار»
«نانا»
«مرتضی نگاهی»
«هادی نیلی»
«بامدادی»
«ناهید رکسان»
«پاگرد»
«امنزیاک»
«مونتاژ انتقادی»
«۳۵ درجه»
«شب پیشگویی»
«خورشید خانوم»
«حسین نوش‌آذر»
«آن سوی دیوار»
«دستنوشته‌ها»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«ملکوت»
«فروغ»
«کمال»
«جواد کاشی»
«آق بهمن»
مارسی نیومن
حامد قدوسی
یادداشت‌هایی از کابل
هادی خرسندی
من راه نشین
آزاده عصاران
فلیسوف مآب رمانتیک
علیرضا خدابخش
آچار فرانسه
خوابگرد
مرصاد امروز
محمد نوری‌زاد
سولوژن
لوبيا
نیما دارابی
فانونایت
ابراهیم اسکافی
صفا در ال.ای
مرد تنها
پویان و سیما
احمد جلالی
طاها بذری
مریم اينا
از پشت یک سوم
شاخ به شاخ
زمستان است
آرش غفوری
موج
پاک‌نویس
پسر فهمیده
فریادناممه
دلبستگی
نگاه نو
نگاه نو
جمهور
بابک داد
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
خبرنگار مسلمان
تادانه
خیاط باشی
خانوم حنا
سینا دیلی
مسعود ده‌نمکی
آی‌تی.ايران
مریم ابریشم‌کار
امید معماریان
رویای آريایی
سایه
روزنامه‌نگار ممسلمان
نازخاتون
مازوخیسم محاسباتی
نوه‌ی غلامرضا تختی
سیبستان
بیروت ریپورت
کافه ناصری
شهرزاد
هوشنگ دودانی
مرصاد
نگفتنی‌ها
سهند شمس
لیلی نیکونظر
جوانفکر
ایران‌شهر
علیرضا شیرازی
یک استکاان چای داغ
اکبر منتجبی
خسرو نقیبی
عبدالقادر بلوچ
کیبرد آزاد
آشپزباشی
پاسداران
شنا در شنزار
کامپیتور و ارتباطات
شرح
مسیح علی‌نژاد
خاکریزیسم
گردباد
منبر دات نت
مطالعات فرهنگی رادیکال
شبنم طلوعی
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
جمال
زن نوشت
کتابلاگ
پویان طباطبایی
چرک‌نویس
کوروش علیانی
نیکی اخوان
پیاده رو
کلنگ کمونیست کارگری
شکرخواه
غلاف تمام فلزی
ف.م.سخن
هنوز
دوم دام
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
مسعود بهنود
نسرین افضلی
کلفه گینزبورگ
افسون فسرده
مهدی محمدی
مریم مومنی
روزها
انتخاب زنان
کافه اندیشه
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
خط قرمز
محمود فرجامی
بی‌بی‌گل
عباس معروفی
فوکو بلاگ
ضدمورچه
سلمان
یک وحید
سهیل کریمی
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
کلاشینکف دیجیتال
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
لات‌لند
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
نوک‌تیز
۴ دیواری
نظرات ديگران

متاسفم که هموطنی چون "عمو حامد" هم مشخصا فریب تبلیغات منفی محافظه کاران افراطی آمریکا (همان هائی که اشاره کردم چقدر از مایکل مور میترسند و به هر نوعی قصد خراب کردنش را دارند) را خورده و حتی از سایت پر دروغ آنها به عنوان سند استفاده میکند. ایکاش در شناخت دشمنانمان هوشیارتر باشیم.

بايد بگويم كه اين جناب مايكل مور چندان آدم صادقي هم نيست و براي جلب توجه و شهرت‌طلبي از دروغ‌گويي نيز ابايي ندارد. مثلا بسياري از اطلاعات و آماري كه در فيلم بولينگ براي كلمباين ارايه شد جعلي و يا دستكاري شده بود (در حالي كه از يك فيلم مستند انتظار مي‌رود كه تنها واقعيات را بگويد) در همين زمينه سايتي درست شده كه مي‌توانيد براي دريافت اطلاعات بيشتر به آن مراجعه كنيد: http://www.bowlingfortruth.com/index.htm

ز شنیدن خبر جایزه نوبل خیلی خوشحال شدم.تبریک به همه زنهای با شعور و آگاه ایرانی.

If you lived long enough in west, you would have found out that people to the extreme left or right have no significance. There is also a non-written rule in English that if you want to be considered serious, you gotta be modest. Straight talks and swearing may work in real life but not in politics. I like Michael though and share some of his thoughts.

به نظر میاد کتاب جدید مایک موور جدی تر از Stupid White Men باشد. من بیش از صد صفحه اش را خوانده ام. همان طنز مخصوص و تیز بینی و در عین حال ساده نوشتن را دارد ولی این بار با کلی فاکت و اسناد بر علیه سیاست دولت بوش آمده است. نوشته های وی آدم را به سیاست دولت امریکا و تاثیر آن را بر زندگی مردم آمریکا عینی تر می کند. در ضمن روی جلد کتابی که در اینجا (انگلستان) بچاپ رسیده با نسخه ای شما در بالا گذاشته اید فرق می کند.

اهمیت مایکل مور در اینه که این توانائی رو داره که مواضع خیلی جدی و گاها پیچیده جنبش مترقی رو به زبون مردم عامی و قاطی با جوک و نگاهی فکاهی مطرح میکنه و همین هم باعث شده که مرتجعین راست افراطی حسابی ازش بترسند. شاید اگر شرایط متفاوت بود و خاتمی اینجوری خیانت به اعتماد مردم نکرده بود و باعث انحراف موقتی حرکت مردم هم نشده بود، ابراهیم نبوی هم در اجرای چنین نقشی برای مردم ما موفق تر میبود.

donyaye emruze ma kheyli donyaye bi rahmiye. jahle maa ham karemun ro sakht tar mikone

Micheal Mored shyad danesh ameegh nadashteh bashad valee oon kasees keh dar atrafesh tagheer eejad mikonad khlaee az roshan fekeran faghat yeh ketabkhanan keh bad yeh modat bayad khakeshoon kard,benzar man bayad mesleh mardom adee amal kard valee mesleh yek roshan feker amal nemood ta betvan taghree eejad

در ضمن یادم رفت بگم که مردم آمریکا بی تفاوت ترین مردم دنیا نسبت سیاست هستند

اين نوشته‌ام البته به پست اخير س.خ به طور خاص ربط ندارد،‌ اما نوشته‌هاي قسمت پايين بخش نظرسنجي حسابي وسوسه‌ام کرد تا از چرايي‌شان بپرسم. در پايين نظرسنجي و در بخش "توجه" تذکر داده شده است که: "- از نوشتن نظرهای چند قسمتی خودداری کنيد. تنها يک نظر از هر نفر پذيرفته می‌شود." اين براي چيست؟ اگر لازم شد بيش از حد متعارف نوشته شود بايد چه کرد؟ از نامه استفاده کرد؟ تجربه نشان داده که هميشه پاسخ‌هايي که در جواب نامه نوشته مي‌شود قانع‌کننده نيست (البته حق پرسيدن و پاسخ شنيدن را فرض کرده‌ام) و براي همين لازم است "درک عمومي" نسبت به پاسخ‌هاي احتمالي قضاوت کند. همه‌ي پست‌ها نياز به نوشته‌ي بلند ندارند،‌ اما نوشته‌ي کوتاه فقط به درد فحش دادن و يا تمجيد کردن مي‌آيند. "- حق ويرايش نظرات برای صاحب سايت محفوظ است.." حتي اگر قبلي را موردي سليقه‌اي بدانيم (مثلا صاحب وبلاگ اصلا نمي‌خواهد نظر کسي را بداند و علاقه‌اي هم به باوراندن حرف خود ندارد که البته صحت ندارد)، اين يکي در عرف عمومي‌ي انسان‌ها پذيرفتني نيست. مطمئن نيستم،‌ اما به نظر مي‌رسد اين "حق غيرانساني ويرايش (بخوانيد سانسور گرچه بسيار بدتر از سانسورست)" آيا از عادات بد نشريات ايراني‌ست که روي س:خ نيز اثر کرده يا اين‌که به طور مستقل بروز کرده است؟ يک نشريه در بدترين حالت تنها مي‌تواند يک نوشته را به حل حذف کند وگرنه قلب آن پذيرفتني نيست. اميدوارم حسين درخشان نسبت به اين موارد تجديد نظر کند.

... و تنها متخصص سوال‌هاي بسيار تخصصي و صاحبان هوش بسيار، ايرانيان هستند که البته به علت اين‌که به طور کلي در ايران پاسخي به سوالات پيدا نمي‌شود، استعدادشان به هدر مي‌رود. علت فرار مغزها نيز به نظر مي‌رسد همين باشد.

Moore bahush nist. Amma az hamun hushi ke dare balade estefade kone. Chizi ke dar Amrica kamtar kasi balade. Cherasham az man naporsin lotfan!!! Emrouz WHSmith ketabesho didam. Amma sabr mikonam arzun she badan mikharam bebinam chejuriye!!!

آدم به شجاعی مایکل مور وجودش لازمه تا به تاریکخانه اشباح نور بپاشه!(عجب جمله ای!)ولی چه فایده مردم آمریکا اغلب نمی فهمند اهمیت حرفهای مور رو .

از جمله آخرت معلومه که این آمریکائیها و اللخصوص مایکل مور علم غیب دارن. آخه به سوالایی جواب میدن که هنوز پرسیده نشدن :):):)