اينکه در مطلب قبلی گفتهبودم ايران از گروههای تررویستی مثل حماس وحزبالله دفاع میکند، دليل دارد. از ديد من هدف سياسی هرچقدر مشروع و موجه باشد، روش آن نبايد تروريستی باشد. چرا که طبيعتا هدف هر گروه سياسی از ديد خودش مشروع است و از ديد دشمنش نه. درنتيجه در مبارزهی سياسی هدفها اهميت ندارند، چون نسبیاند. چيزی که مطلق است روش است. بنابراين ممکن است حماس و حزبالله، مجاهدين خلق، جدايیخواهان باسک، يا حتی اگر با همين استدلال ببينيم، القاعده (چون برای دشمنیاش با غرب ايدئولوژی دارد)، گروههايی تروريستی هستند، چون روششان خشونتآميز است و با خونريزی میخواهند از طرفشان امتیاز بگيرند.
خلاصه اينکه برای تصميم گيری دربارهی يک گروه سياسی، بايد به روشش نگاه کرد، نه هدفش.
تکميل: عمل خشونتآميزی که بر ضد نيروی نظامی گروه مقابل انجام شود در اغلب موارد مصداق تروريزم نيست. بنابراين اگر حماس و حزبالله و امثال آنها فقط سعی در ضربه زدن به نيروی نظامی و انتظامی طرف مقابلشان کنند، کارشان تروريستی قلمداد نمیشود. ولی به محض اينکه خشونت سيستماتيکشان مردم عادی کوچه و بازار را نشانه بگيرد، عملشان تروريستی است. يعنی دقيقا کاری که حماس مدتی است با حمايت علنی ايران و ياسر عرفات دارد میکند و فقط باعث قویتر شدن تفکر راست افراطی اسراييل شده است. البته اين واقعا بحث پيچيدهای است و نمیتوان مطلقا با آن موافق یا مخالف بود. اما بهرحال چون در رسانههای ايران امکان بحثش نيست، خوب است که در اينترنت میشود اين کار را کرد.