همين الان از سخنرانی خانم آذر نفيسی برگشتهايم. خيلی خيلی جالب است که بيشترين تمرکز فکری خانم نفيسی بر اهميت «فرديت» در ايران بعد از انقلاب است. چون اين دقيقا چيزی است که تمام مفهوم وبلاگ را بطور کلی، و نيز اهميت ويژهی آن را در ايران بطور خاص شکل میدهد. پروژهای که او در دانشگاه هاپکينز با عنوان «گفتگو» دنبال میکند مقدار زيادی وابسته به نوشتههای ساده و خودمانیای است که جوانان دانشجوی ايرانی و آمريکايی مینويسند. برای همين است که داستان وبلاگ در ايران بايد خيلی خيلی برای خانم نفيسی و پروژهاش جالب باشد. سعی میکنم در اين چند روز او را گير بيندازم و نشان بدهم اين دنيای تودرتوی اعجاب انگيز را.
تکميل:
- گفتگوی آذر نفيسی با ماهنامهی آتلانتيک
- نقد مارگارت اتوود بر سه کتاب ايرانی از جمله خواندن لوليتا در تهران
- بررسی گاردين از خواندن لوليتا در تهران
حاشيه:
- برای کسانی که خانم نفيسی را نديدهاند بايد بگويم که او دقيقا معنی کلمهی Elegantاست.
- چندتا از شاگردها سابق او آمده بودند که خانم نفيسی را خيلی هيجانزده کرده بود.
- اين حاشيه نوشتن را دوست ندارم. عين کيهان میشود!