متاسفانه يا خوشبختانه بايد اعلام کنم که تبديل شدن خانم عبادی سکولار به آيتالله شيرين عبادی، دقيقا نشانهی وارد شدن او به سياست است. چون اگر قرار بود به سياست، يا بطور دقيقتر بازی قدرت، توجهی نداشته باشد، لازم نبود که بخواهد برای آرام کردن تندوروهای مذهبی ضد دموکراسی، اينهمه اصرار کند که اسلام با دموکراسی و حقوق بشر سازگاری دارد و مرتب دربارهی احکام حکومتی و ديگر گريزگاههای فقهی شيعه داد سخن براند.
درضمن از تمام کسانی که واقعا عقيده به سازگاری اسلام با حقوقبشر دارند، خواهش میکنم تکليفشان را فقط با همين يک آيه از قران که به صريحترين شکل ضد زن، Sexist و ضدحقوقبشر است روشن کنند:
الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله و اللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع و اضربوهن فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان الله كان عليا كبيرا (سورهی نساء، آيهی ۳۴)
حتی ترجمهی محافظهکارانه و پر از پرانتز مکارم شيرازی هم نمیتواند مشکل اين آيه را برطرف کند:
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (اما) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.)
از نظر منطقی همين يک مثال نقض کافی است که بگوييم اسلام با حقوق بشر سازگار نيست. درنتيجه تمام تلاشهای کسانی که میخواهند با اهميت دادن به فقه نسبتا منعطف شيعه، راه را برای يک جور ترکيب از اسلام و حکومت باز کنند، در نهايت فقط به قدرت گرفتن ايدهی ولايت مطلقهی فقيه، بدترين محصول همين سيستم منعطف شيعه، میانجامد.
اگر کسی میخواهد اوضاع ايران را به شکل ريشهای درست کند، بايد قدرت استدلالش را برای نشان دادن ناتوانی مذهب (نه فقط اسلام، هر مذهبی) از تعيين روشهای حکومت دموکراتيک متمرکز کند، نه برای اثبات دو چيزی که تناقضشان مثل روز روشن است. اين هم فقط مسالهی اسلام نيست. اصولا بيشتر دينهای عمده، تناقضات اساسی با حقوق بشر دارند و با هيچ مالهای هم نمیتوان آنها را مخفی کرد. بايد سوال را عوض کرد، چون جواب سوال فعلی در نهايت همين ايران اسلامی است که میبينيد.
به نظر من خدمتی که در اين سالها مصباح يزدی به ايران میکند بيشتر از روشنفکران دينی است که میخواهند بهزور اسلام و حقوق بشر و دموکراسی را به هم بچسبانند.
تکميل:
- اتفاقا چون اظهارنظرهای جديد خانم عبادی در دفاع از اسلام کاملا نيت سياسی دارد، مطمئنم که او میخواهد نقشی بزرگتری در معادلات سياسی ايران بازی کند و درنتيجه تئوری اينکه او میتواند رهبری اپوزيسيون داخل حکومت را به عهده بگيرد يا حتی به رياست جمهوری هم فکر کند، تقويت میشود. اگر غير از اين بود، خانم عبادی به اين جور ملاحظات و حرفهای مصلحتی احتياجی نداشت. آدمی که دنبال قدرت سياسی باشد (که اصلا هم بد نيست) بيشتر شبيه مهاجرانی رفتار میکند تا کديور. (اين تمثيل البته جای استدلال را نمیگيرد، ولی به فهم آن کمک میکند. تو را بخدا به اين دوتا ديگر گير ندهيد!)