برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • حزب خران

    برای آنهايی که به خريت خود شک دارند

Excerpt: Shirin Ebadi has been trying to find a way of merging human rights and democracy with Islam. Particualrely since she has won the Nobel Peace Prize. This is a big sign that she wants to play in the political arena, as opposed to what she had initially said.

متاسفانه يا خوشبختانه بايد اعلام کنم که تبديل شدن خانم عبادی سکولار به آيت‌الله شيرين عبادی، دقيقا نشانه‌ی وارد شدن او به سياست است. چون اگر قرار بود به سياست، يا بطور دقيق‌تر بازی قدرت، توجهی نداشته باشد، لازم نبود که بخواهد برای آرام کردن تندوروهای مذهبی ضد دموکراسی، اين‌همه اصرار کند که اسلام با دموکراسی و حقوق بشر سازگاری دارد و مرتب درباره‌ی احکام حکومتی و ديگر گريزگاه‌های فقهی شيعه داد سخن براند.

درضمن از تمام کسانی که واقعا عقيده به سازگاری اسلام با حقوق‌بشر دارند، خواهش می‌کنم تکليفشان را فقط با همين يک آيه از قران که به صريح‌ترين شکل ضد زن، Sexist و ضدحقوق‌بشر است روشن کنند:

الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله و اللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع و اضربوهن فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان الله كان عليا كبيرا (سوره‌ی نساء، آيه‌ی ۳۴)

حتی ترجمه‌ی محافظه‌کارانه و پر از پرانتز مکارم شيرازی هم نمی‌تواند مشکل اين آيه را برطرف کند:

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (اما) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.)

از نظر منطقی همين يک مثال نقض کافی است که بگوييم اسلام با حقوق بشر سازگار نيست. درنتيجه تمام تلاش‌های کسانی که می‌خواهند با اهميت دادن به فقه نسبتا منعطف شيعه، راه را برای يک جور ترکيب از اسلام و حکومت باز کنند، در نهايت فقط به قدرت گرفتن ايده‌ی ولايت مطلقه‌ی فقيه، بدترين محصول همين سيستم منعطف شيعه، می‌انجامد.

اگر کسی می‌خواهد اوضاع ايران را به شکل ريشه‌ای درست کند، بايد قدرت استدلالش را برای نشان دادن ناتوانی مذهب (نه فقط اسلام، هر مذهبی) از تعيين روش‌های حکومت دموکراتيک متمرکز کند، نه برای اثبات دو چيزی که تناقض‌شان مثل روز روشن است. اين هم فقط مساله‌ی اسلام نيست. اصولا بيشتر دين‌های عمده، تناقضات اساسی با حقوق بشر دارند و با هيچ ماله‌ای هم نمی‌توان آنها را مخفی کرد. بايد سوال را عوض کرد، چون جواب سوال فعلی در نهايت همين ايران اسلامی است که می‌بينيد.

به نظر من خدمتی که در اين سال‌ها مصباح يزدی به ايران می‌کند بيشتر از روشن‌فکران دينی است که می‌خواهند به‌زور اسلام و حقوق ‌بشر و دموکراسی را به هم بچسبانند.

تکميل:
- اتفاقا چون اظهارنظرهای جديد خانم عبادی در دفاع از اسلام کاملا نيت سياسی دارد، مطمئنم که او می‌خواهد نقشی بزرگتری در معادلات سياسی ايران بازی کند و درنتيجه تئوری اينکه او می‌تواند رهبری اپوزيسيون داخل حکومت را به عهده بگيرد يا حتی به رياست جمهوری هم فکر کند، تقويت می‌شود. اگر غير از اين بود، خانم عبادی به اين جور ملاحظات و حرف‌های مصلحتی احتياجی نداشت. آدمی که دنبال قدرت سياسی باشد (که اصلا هم بد نيست) بيشتر شبيه مهاجرانی رفتار می‌کند تا کديور. (اين تمثيل البته جای استدلال را نمی‌گيرد، ولی به فهم آن کمک می‌کند. تو را بخدا به اين دوتا ديگر گير ندهيد!)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«محمود فرجامی»
«هوشنگ دودانی»
«جواد کاشی»
«نگارک‌ها»
«فانونایت»
«من راه نشین»
«آچار فرانسه»
«آزاده عصاران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«صفا در ال.ای»
«نانا»
«۳۵ درجه»
«هادی خرسندی»
«فالشیست»
«یک پزشک»
«آزادنويس»
«گردباد»
«سینا دیلی»
«کمال»
«کتابلاگ»
«حقوق‌دان پاریسی»
«شب پیشگویی»
«دستنوشته‌ها»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«میرزا پیکوفسکی»
«ف.م.سخن»
«تبعیدی عصبانی»
«آق بهمن»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«نگاه نو»
«کافه ناصری»
«ناهید رکسان»
«نیما دارابی»
«تکینسون»
«بامدادی»
«خیاط باشی»
«مهستی شاهرخی»
«کوروش علیانی»
«پاک‌نویس»
«خوابگرد»
نازخاتون
کلنگ کمونیست کارگری
غلاف تمام فلزی
منبر دات نت
تادانه
بابک داد
لیلی نیکونظر
مهدی محمدی
حسین نوش‌آذر
حنیف مزروعی
آرش غفوری
آی‌تی.ايران
حسین پاکدل
روزنامه نگار نو
زيتون
ایران‌شهر
زهرا
حاجی واشنگتن
مازوخیسم محاسباتی
کیبرد آزاد
نقیز
ملکوت
زیتون پرورده
شاخ به شاخ
مسعود ده‌نمکی
شکرخواه
سهیل کریمی
مسعود بهنود
علیرضا خدابخش
کامپیتور و ارتباطات
امور ایران
نسرین افضلی
مریم مومنی
کریم ارغنده‌پور
فروغ
بی‌بی‌گل
لات‌لند
جمهور
پاگرد
لگوماهی
ddmmyyyy
بلوط
عبدالقادر بلوچ
خط قرمز
خبرنگار مسلمان
پاسداران
پسر فهمیده
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
موج
هادی نیلی
ابراهیم اسکافی
شنا در شنزار
سبیل طلا
مسیح علی‌نژاد
زن نوشت
چرک‌نویس
اکبر منتجبی
شرح
فریادناممه
سهند شمس
احمد جلالی
دلبستگی
علیرضا شیرازی
علیرضا شیرازی
پویان طباطبایی
مریم اينا
بی اجازه کوچیکترا نه
دردنوشته‌ها
میرزا
از پشت یک سوم
آن سوی دیوار
فوکو بلاگ
توکا نیستانی
یک وحید
عباس معروفی
کلاشینکف دیجیتال
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
بازیگر آماتور
طاها بذری
شبنم طلوعی
خاکریزیسم
پویان و سیما
ضدمورچه
خانوم حنا
سرزمین آفتاب
شهاب اسفندیاری
محبوبه حسین‌زاده
کافه اندیشه
فانوس خيال
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
ارزیابی‌های شتابزده
سولوژن
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
هنوز
فلیسوف مآب رمانتیک
شب‌نامه‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
خورشید خانوم
امید معماریان
مژده
پیاده رو
چلـــغوز
حسام‌الدین آشنا
خسرو نقیبی
مريم نبوی نژاد
روزها
انتخاب زنان
وب‌نگاشت
نسل خمینی
عنکبوت
نیکی اخوان
مشکات
سایه
افسون فسرده
آشپزباشی
مرد تنها
پرگلک
زمستان است
یک استکاان چای داغ
نگفتنی‌ها
کلفه گینزبورگ
تبرمرد
سیبستان
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
حامد قدوسی
من و مانی
امشاسپندان
سلمان
شبح
کاملیا انتخابی فرد
روزنه
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
علی مزروعی
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
ققنوس
بارانی آبی
دوم دام
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
علی معظمی
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
امنزیاک
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
چخوف منو نديدی؟
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
آدم و حوا
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
احسان
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
خارج از جعبه
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
ایمیان
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
بیروت ریپورت
مرتضی نگاهی
نظرات ديگران

آقا حسین، با این مطلبت نظرم نسبت به تو کاملا عوض شد. به هر حال ماه مبارک رمضان بر تو هم مبارک.

جناب شنبليله. اگر شما زني را پيدا كرديد كه حاضر باشد خرج شوهرش را بدهد بنده خودم چاكرشم. مطيعش هم خواهم بود. كتك هم دلش خواست بزند. فقط بنده را از حامله شدن معاف فرمايند. بابا اين حرفها كدام است ؟! زن جماعت خلق شده است كه از مرد جماعت سواري بگيرد نق هم بزند.

az oonjaei ke aghaye derakhshan khodeshun ro aghle kol midoonand ye soal azashun dashtam eslam ro ba kodoom gh minevisan? too ke 2ta ketabam ham nekhoondi chera edeat inghadr ziade

fareeba jon dast mareeza!!!!!!!!!!! mageh to bahashon khabidy?????????agar khabidy etelaalat bishtary az oonha be ma bedeh ke ma zaneshon nashim .

و همانا انسان را آفريديم و به او عقل داديم و دستور داديم برود آدم شود و دو هزار سال فكر كرد و آدم نشد و فرشتگان گزارش دادند از گاو نفهم تر و از الاغ خر تر و از موش ترسو تراست و خداوند داناست و زندگي زيباست و شما نميدانيد . اي كساني كه ايمان آورديد انقدر زور نزنيد چون زورتان نميرسد و اين همين است كه هست اگر نميخواهيد برويد بميريد و اگر ميخواهيد پس ديگر نق نزنيد و انقدر فكر نكنيد كارتان را بكنيد و با خودتان حال كنيد شايد رستگار شويد.

بابا شنبلیله دمت گرم :) این جریان ارسطو رو که گفتی نیم ساعته افتادم رو زمین دارم میخندم! :)

در ضمن ايراد به حكم راندن يك شخص يه شخص ديگر نيست ايراد بدين است كه در اين آيه به وضوح از برتري جنس نر سخن رفته و به نظر من اين يك اشكال است.

محسن جان شما اعتقاد داريد كه اين نوشته درست است و اين فرض شماست سپس بر اساس اين فرض نوشته را طوري تعبير ميكنيد كه هماهنگ با قوانين امروزي باشد و در نتيجه فرض شما باطل نشود. اعتقاد داريد كه بايد تفسير امروزي نسبت به حرف ۱۴۰۰ سال پيش داشت با اين شيوه استدلال هيچ كس درهيچ زمان حرف غلطي نزده است مثلا اگر ارسطو گفته زمين صاف است. ميشود گفت چون سخن وي براي ۲۰۰۰ سال پيش است بايد با قوانين امروز آنرا برداشت كرد و زمين گرد است و در عين حال سخن ارسطو صحيح.

محسن جان شما اعتقاد داريد كه اين نوشته درست است و اين فرض شماست سپس بر اساس اين فرض نوشته را طوري تعبير ميكنيد كه هماهنگ با قوانين امروزي باشد و در نتيجه فرض شما باطل نشود. اعتقاد داريد كه بايد تفسير امروزي نسبت به حرف ۱۴۰۰ سال پيش داشت با اين شيوه استدلال هيچ كس درهيچ زمان حرف غلطي نزده است مثلا اگر ارسطو گفته زمين صاف است. ميشود گفت چون سخن وي براي ۲۰۰۰ سال پيش است بايد با قوانين امروز آنرا برداشت كرد و زمين گرد است و در عين حال سخن ارسطو ثواب.

shabelileh عزيز: به اصل اسندلال توجه کن. در فرض مو ضوع هم مي توان اشکال «حقوق بشر» وارد کرد. يعني کارمند هم بشر است. نيست؟ معلوم است که رابطه کارفرما - کارمند بحث جنسيت نيست و استدلال به جنسيت نظر ندارد اما زندگي مشترک ناچارا از دو جنس مخالف تشکيل مي شود

محسن جان دقيقا بخاطر همين دلايلي كه اوردي اسلام با حقوق بشري كه مورد قبول جهان است سازگار نيست . خيلي ساده : هيچ دليلي نداره مدير شركت حتما مرد باشه . ولي خودمونيم مديريت زنها هم خيلي تخميه يكيشون اينجا دهن مارو سرويس كرده زنها خداي Detail Management هستند.

جان کلام حسين اقا مثله کردن يک مجموعه قوانين و بي دقتي به نوع نگارش و ادبيات قانوني که در ۱۴۰۰ سال بيش نوشته شده و عدم تلاش براي تبديل به نگارش و ادبيات امروزي و سبس نتيجه گيري کردن بر ان اساس شرط مروت ازادگي و درستي نيست!

ج- کارمندان شرکت موظف به بيروي از دستورات اداري مدير هستند. د-از انجا که کارمندان حقوق شرکت را مي گيرند موظف به حفظ اسرار شرکتند و تمامي اثار اقتصادي ايشان متعلق به شرکت ميباشد. ه- چنانچه کارمندان از وظايف خود تخطي کنند در مرتبه اول به انان اخطار داده مي شود و- در صورت ادامه تخطي به صورت موقت قسمتي از حقوقشان برداخت نمي شود ز- در صورت تخلف بيشتر و جدي تر ايشان به دادگاه کشانده شده و به مدت معيني در زندان تنبيه مي شوند.

۵- ايا در جامعه داراي «حقوق بشر» شما متن ايه را مي توان با جايگزيني شوهر با «اکثريت جامعه» و زن با «کارمندان دولت منتخب اکثريت جامعه به خصوص رييس جمهور وزرا قضات » و باره اي تغيرات جهت هماهنگي موضوع به عنوان قانون در مجلس تصويب کرد؟

جان کلام حسين اقا مثله کردن يک مجموعه قوانين و بي دقتي به نوع نگارش و ادبيات قانوني که در ۱۴۰۰ سال بيش نوشته شده و عدم تلاش براي تبديل به نگارش و ادبيات امروزي و سبس نتيجه گيري کردن بر ان اساس شرط مروت ازادگي و درستي نيست!

حسين آقا

من تنها چند سوال ميکنم شايد در برداشت غلط خود تجديد نظر کنيد:

۱- آيا متن ايه را در فضاي کلي حقوق متقابل اقتصادي-اجتماعي زن و شوهر تفسير نموده ايد؟

۲- چرا متن ايه اشاره به زن و شوهر دارد اما تفسير شما اشاره به زن و مرد؟ دقت نماييد که علي رغم استفاده از کلمات رجال(مردان) و نساء(زنان) اشاره به عدم هم خوابگي دليل بر رابطه همسري بين مرد و رن مورد اشاره ايه است.

۳- ايا به تمامي حقوق و وظايف متقابل زن و شوهر در حقوق اسلام اگاهيد؟

۴- ايا در جامعه داراي «حقوق بشر» مورد اشاره شما داشتن يک شرکت اقتصادي و رعايت قوانين زير ناقض «حقوق بشر» است:؟ آ- سهام دار اصلي و مدير عامل شرکت «رياست» شرکت را به عهده دارد. ب- وي اين مزيت را به خاطر در گير کردن بول و سرمايه و داشتن تحصيلات عالي مديرت داراست. ج- کارمندان شرکت موظف به بيروي از دستورات اداري مدير هستند. د-از انجا که کارمندان حقوق شرکت را مي گيرند موظف به حفظ اسرار شرکتند و تمامي اثار اقتصادي ايشان متعلق به شرکت ميباشد. ه- چنانچه کارمندان از وظايف خود تخطي کنند در مرتبه اول به انان اخطار داده مي شود و- در صورت ادامه تخطي به صورت موقت قسمتي از حقوقشان برداخت نمي شود ز- در صورت تخلف بيشتر و جدي تر ايشان به دادگاه کشانده شده و به مدت معيني در زندان تنبيه مي شوند.

۵- ايا در جامعه داراي «حقوق بشر» شما متن ايه را مي توان با جايگزيني شوهر با «اکثريت جامعه» و زن با «کارمندان دولت منتخب اکثريت جامعه به خصوص رييس جمهور وزرا قضات » و باره اي تغيرات جهت هماهنگي موضوع به عنوان قانون در مجلس تصويب کرد؟

جان کلام حسين اقا مثله کردن يک مجموعه قوانين و بي دقتي به نوع نگارش و ادبيات قانوني که در ۱۴۰۰ سال بيش نوشته شده و عدم تلاش براي تبديل به نگارش و ادبيات امروزي و سبس نتيجه گيري کردن بر ان اساس شرط مروت ازادگي و درستي نيست

shoma ke dar morede harfe khanoome ebadi ezhare nazar mikonin ,paie sohabatesh neshastin? dar morede hamin jomlashoon migan : yek shishome mardome donya mosalmoon hastan ,pas age begim ke eslam ba hoghooghe bashar sazgari nadare bayad 1/6 mardom jahan ro nadide begirim . be nazare ishoon bayad ba ahkame sanavie ghavanin o berooz kard va in do maghoolaro sazgar kard.

hich adami hagh nadarad bar khalaf meil ma harf 1bezanad, vagarna vay be halash , hata gagar khanom ebade v barnde jaieza solh nobel bashad eslam hich monafate ba hoghogh bashar nadarad beshart anke ba feghhe poya barrase shavad kadevar ke khod shoma az vey tarif karded nemona barez v ashekar an ast.

بفرماييد ببينم آقاي درخشان اين جمله با حقوق بشر شما مي خواند يا نه: هر كارگري موظف است دستورات كارفرماي خود را تا جايي كه خلاف قوانين موضوعه نباشد و در حيطه قرارداد باشد رعايت كند. خوب بنده خدا “ اسلام در مورد ازدواج دائم مرد را موظف به تامين مخارج خانواده و امنيت خانواده كرده است. آيا غير منطقي است بر اين اساس مرد رئيس و مدير خانواده باشد؟ شايد بفرماييد اصلا نبايد مرد مسئول امنيت و مخارج خانواده باشد. در اين صورت اسلام نيز با شما موافقت دارد چرا كه در ازدواج موقت كه مسئوليتي متوجه مرد نيست اطاعت از شوهر نيز بر زن واجب نيست. به عبارتي اسلام اختيار را به خانمها داده است اگر دوست دارند با شوهرانشان برابر باشند عقد غير دائم را انتخاب كنند و آزادانه شغل مطابق با شان خود انتخاب كنند آزادانه تحصيل كنند و در مسائل جنسي نيز آزادانه تماس با شوهر خود را بپزيند يا رد كنند. اما اگر خانمها دوست دارند از كشيدن بار مسئوليت راحت باشند و خر باربري به نام شوهر تمام مسئوليتهاي خسته كننده خانواده را بر عهده داشته باشد عيبي ندارد اما در اين حالت اسلام چنين خانمهايي را موظف به اطاعت از شوهرانشان مي داند و اين هيچ لطمه اي به حقوق بشر از ديدگاه من نمي زند.

من نمی دانم تو اين رو نوشتی که به عبادی ياد بدی که اسلام چی می گويد و يا می خواهی بگی عبادی دروغگو رذلی است که حرفش با قلبش يکی نيست؟ طبق معمول هم خيلی سطحی استد لال می کنی. اخه کی می خواهی ياد بگيری که مفاهيمی مانند اسلام، دموکراسی و ... مفاهيمی نيستند که به يک کليت ثابتی اطلاق شوند و يک فهم ثابت از انها استنباط شود. بابا يک خورده مطالعه کن . اگه برای مردم عامی می نويسی که هيچ ولی اگر برای گروهی که اهل مطالعه هستند می نويسی بايد بيشتر بخوانی و کمتر حرف بزنی. ما که نااميد شديم تورو در قاموس يک روشنفکر ببينيم.

All religious crap aside, what stroke me is the fact that in a %100 traditional Iranian act, you started insulting her as soon as she said something that was unsuitable to you! (Well I take that Ayatollah title as an insult, some may actually like it!), I mean c’mon man, two weeks ago you were campaigning for her presidency and now you’re putting her down! It about time you started thinking a bit about what you say about people before saying it, so that you wouldn’t have to change it so fast, and I know its not related but what is up with all this load of crap about music religion and prophet DJs and X? Only a loser would still be clubbing, shaking his booty and taking X after his 30s, for god’s sake man you’re neither single nor 19!

Like I was the one who was suggesting the: EBADI FOR PRESIDENTjust less tahn two weeks ago

حرفت درسته و من قبول دارم که البته باید بگم تمرکز که بر اثر اون دعا و نیایش ایجاد میشه میتونه اعتماد به نفس آدم رو ببره بالا و سختی ها قابل تحمل تر بشه ! دین برای کمال انسان هست و به نظر من روی آوردن به دین با توجه به مشکلات مادی اشتباه بسیار بزگی هست.

to fekr mikoni ki hastiiiiii , HOSEIN DERAKHSHAN,aval az hame vaziate khodet ro moshakhas kon bad arajif bebaf. rastiiiii MAR MARET umad??????? aslan begu chejuri umadiiiiiii ba che madrakiiiiii?ba che savadiii? tu un kale puket ke hichi nist ,inam masalan sitette , "emrooz raftam koli abe ju khordaaaaaaam, mar maram nist ,bad bakht irani ke bekhad to dar moredesh tasmim giri bokoni bedarde sifon keshidan ham nemikhoreeeee ,ye adame bedune hoviaaaaaaaaaaaat , ye mojude bi arzeeeeesh , LASHIIIIIIIII

اصلا نمی تونم بگم که چقدر متاسفم. 11 سال آزگار تو اون مدرسه چی تو مغز شماها می کردن خدا می دونه!! خیلی متاسفم که فقط یه ظاهر خیلی سطحی و ابتدایی رو از کاملترین و بهترین دین خداوند رو میبینی. شما مشکلت اینه که فقط خیلی آدم سطحی نگر و ساده انگاری هستید! اگه یه سری آدم عوضی به اسم اسلام هزارتا کثافت کاری می کنن دلیل میشه که شما به تمام ریشه هاتون پشت پا بزنید؟ هیچ اجباری در پذیرش دین نیست راه هدایت از گمراهی شناخته شده است.

اين مسخره ترين مطلبي بود كه نوشته بودي - متاسفم براي شما

You phrased "از نظر منطقی همين يک مثال نقض کافی است که بگوييم اسلام با حقوق بشر سازگار نيست. " But I can't see this "منطق". Quran verse that you brought here is mentioning a fact that is true. Even women themselves want to be in support of a man and this verse is just giving some behaivorial advice. Who says that the today version of "Human Rights" is something so perfect and well tested that everything else including Islam should adjust itself to it or be removed?!!

midony aghay hossein derakhshan daghihan be khater hamin barkhordahy sathy shoma hast ke jaezeh NOBEL ra be kassani az ghabil shoma nadadand & be khanoom mohtaramy ke HOVIYAT khodesho ba faaliat hash sabet kardeh dadand .....khasteh nabashi aghay ayatolah HOSEIN DERAKHSHAN.

کاملا با حرفات موافقم. هرکسی اين مزخرفات بخونه می فهمه که تفکرات يه عرب ۱۴۰۰ سال پيشه نه خدايی که به قول صادق هدايت تمام هم و غمش در کاملترين دينش قوانين مربوط به تو و زير شکم انسانه. حالا شما بيا اين مزخرفات رو هزار جور تفسير کن. خب منم اگه يه فحش بهت بدم ميرم ريشه کلمه رو پيدا می کنم همچين تفسير می کنم که بگی بازم فحش بده. بيا برو اين سايت رو ببين. اينها هم يه سريشون احکامی که دقيقا تو قران آمده. اينها هم فقط اجرا می کنند!!! : http:\\irane-man-koo.tripod.com

پس بگوييد كه شما كافريد. اگر چنين در قرآن آمده باشد، پس درست است و بايد چنين كرد،‌ نه غير آن.

حودر یه نظریه دایی جان ناپلئونی! میدونی که آمریکا با اهدای جایزه نوبل مخالف بود (یا تظاهر به مخالفت میکرد) و فرانسه و انگلیس بیشترین پشتیبان (و کلا اروپا خیلی نفوذ داره تو هیت داوری) و همه چه مخاف و چه موافق تو شک برانگیز بودن این انتخاب توافق داشتن. ایران هم علیه این جایزه جبهه گرفت تا طبق معمول برعکس بشه (یعنی همه طرفدار عبادی بشن) یه بوهایی میاد عین زمانی که خاتمی رومیخواستن بیارن! به نظرم 8 سال سرکاری مقدس دیگه در پیش رو داریم!

چه عجب بالا خره تو هم فهميدی اسلام چيه ؟ بازم جای شکرش باقيه !!

از نظر منطقی همین که زنهای کشورهای استقلال یافته شوروی سابق و کشورهای بلوک شرق اروپا می ریزن توی دوبی که به شغل روسپی گری بپردازن و یا خیلی بهتره بگیم که صادرشون می کنن پس نتیجه می گیریم که زنان همیشه در حقشون اجحاف شده. از نظر منطقی آدمهایی نطر پردازی هم نه با یکی بلکه با چند تا از این روسپی ها می خوابن. از نظر منطقی در تبلیغات کشورهای اروپایی و آمریکا از زن به عنوان وسیله ای برای فروش کالا ها استفاده میشه و این صاحبان صنایع هستن که از پر و پاچه خانوم پول در میارن. من فعلا به نقد اون آیه و اون سفسطه هایی که تو طبق معمول از توش درمیاری ندارم چون تفسیر آیه در تخصص من نیست اما سفسطه تو مثل همیشه جالبه... از نظر منطقی هیچ نظامی در دنیا زنها رو به طور کامل ادا نمی کنه و اساسا این حقوق زن چیزی نادرست است مگر ما حقوق مرد داریم که حقوق زن داشته باشیم؟ زن موجودی از کره مریخ نیست.

من نه درباره سازگاری اسلام با دموکراسی حرفی دارم و نه درباره نا سازگاری آنها با هم . بلکه بنظر من شما حرف های خانم شیرین عبادی را بدقت نخونده اید و فقط بر مبنای یک جمله از کل حرف های ایشان اظهار نظر کردید. برای خواندن متن دقیق تر حرف های ایشان بد نیست سری به این آدرس بزنید http://www.bandeh.blogspot.com/2003_10_01_bandeh_archive.html#d1065794400000

بدون اینکه بخوام اظهار نظر خاصی در مورد اسلام و دموکراسی بکنم باید بگم به شدت از اینکه برای درستی چیزی در پی این باشیم که ان را به چیز دیگری سنجاق کنیم متنفرم!

با سلام جايی خواندم: درباره آيه شريفه ( ( الرجال قوامون علي النسا ) ) بايد معناي آن را به درستي فهم نمود .در اين رابطه بايد ابتدا درك درستي از ( ( قوام ) ) بودن مرد ودايره شمول آن داشت ، تا بتوان به دليل و فلسفه آن راه يافت . بنابراين دراينجا سه نكته بايد روشن شود : معنا، گستره و حكمت . الف ) در رابطه بامعناي كلمه ( ( قوام ) ) آمده است : ( ( القوام من القيام و هو اداره المعاش ) ) ؛ يعني ، ( ( قوام ) ) مشتق شده از ( ( قيام ) ) و آن به معناي اداره امور زندگي است ، ( تفسيرالميزان ، ج 4، ص 215 ) . ب ) گستره اين حكم محدود به روابط خانوادگي است . به عبارت ديگر اين آيه ، بيانگر برتري مطلق مرد نسبت به زن نيست وتنها مسووليت مرد در سرپرستي كانون خانواده را بيان نموده و به دنبال آن ،به برخي از توابع اين مسووليت ( مانند لزوم تامين نيازهاي اقتصادي خانواده ) اشاره مي كند .ج ) فلسفه اين حكم آن است كه به طور طبيعي مرد،توانايي بهتري براي اداره خانواده و تامين نيازمندي هاي آن دارد .از طرف ديگر زن نيازمند محيطي امن همراه با آسايش كافي است تا در پرتو آن ،بتواند به انجام وظايف ديگري كه در نظام آفرينش بر عهده او قرار داده شده است ( مانند حمل ، رشد و تربيت فرزند و ...) بپردازد .بنابراين رياست ومسووليت مرد و در راستاي آن تلاش براي اداره و تامين نيازهاي خانواده ، نه تنها امري شرعي ؛ بلكه حقيقتي تكويني و متناسب با نظام خلقت زن و مرداست . آيه فوق پس از آنكه اعلام مي دارد قوام زندگي زن يعني مسووليت اداره و تامين نيازهاي او بر عهده مرد است ، دستوراتي را در رابطه باچگونگي برخورد با برخي از مشكلات احتمالي در روابط زوجين بيان مي دارد .در اين رابطه نكاتي چند شايان توجه است : 1- دستورات صادره در اين آيه در مورد نشوز است و نشوز آن است كه زن در مقابل تكاليف اختصاصي اش يعني تمكين و عفاف بدون هيچ عذر موجهي سرپيچي نمايد .جالب اين است كه اگر زني از انجام كارهاي خانه ، بچه داري و... سرباز زند شارع مقدس هيچ حقي براي مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مردنمي تواند در اين موارد واكنش نشان دهد .بنابراين آيه فوق در رابطه بابسياري از مسايل اختلافي زوجين ساكت است و هيچ حقي براي مرد دربرابر آن قرار نداده و لذا مرد نمي تواند در اين موارد واكنشي نشان دهد.بنابراين آيه فوق در رابطه با بسياري از مسايل اختلافي زوجين ساكت است و هيچ حقي براي مرد جز در دو مورد فوق كه زن با پيمان ازدواج تعهد به آنهارا ملتزم شده صادر نكرده است . 2- ( ( نشوز ) ) مسلما" امري برخلاف حقوق مرد است و براي مقابله با آن بهترين راه اين است كه قبل از مراجعه به ديگران مشكل را در داخل خانه حل نمود، ولي اگر چنين چيزي ميسر نبودآنگاه نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن ديگران مي رسد كه در آيه بعدسالمترين راه آن عنوان شده است . 3- حل مساله نشوز در داخل خانه نيز به اشكال مختلفي انجام پذير است و جالب اين است كه خداوند از ملايمترين راه ها شروع نموده و در صورت تاثير گذاري آن مراتب بالاتر را اجازه نداده است . لذا در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است . چنين روشي حكيمانه ترين شيوه در حل مشكلات زوجين است . ليكن اگر زني در برابراندرزها و نصايح شوهر سر تسليم فرود نياورد و همچنان بر تخلف از حقوق زوج پايداري ورزيد چه بايد كرد؟ در اينجا نيز خداوند راه دومي را پيشنهادنموده است كه از حد برخورد منفي عاطفي بالاتر نمي رود و آن خودداري ازهمبستر شدن با وي مي باشد .در اينجا نيز اگر مشكل حل شد ديگر كسي حق پيمودن راه سوم را ندارد، اما اگر زن در چنين وضعيتي نيز سرسختي نشان داده و حاضر به تامين حقوق طرف مقابل نگرديد چه بايد كرد؟ دراينجا چند راه قابل تصوير است : الف ) مرد حقوق خود را ناديده انگارد و درمقابل نشوز زن به كلي ساكت شود، هر چند ساليان دراز اين برنامه ادامه يابد .چنين چيزي براساس هيچ منطقي قابل الزام نيست و اختصاص به مردهم ندارد، يعني در هيچيك از نظامهاي حقوقي جهان نمي توان به صاحب حقي الزام كرد كه در برابر حقوق خود ساكت شود و دم نزند، يعني از نظراخلاقي ، آنهم در موارد خاصي مي توان چنين توصيه اي نمود ولي نبايد بين مساله حقوقي و اخلاقي خلط كرد .از طرف ديگر نشوز زن اقسامي دارد كه برخي از آنها مسلما" به زيان خود او هم تمام مي شود و بر مرد لازم است كه به عنوان مدير كانون خانواده كنترل هدايتگرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد .ب ) راه ديگر آن است كه مرد از هر طريق ممكن استيفاي حقوق نمايد .چنين چيزي را هرگز شارع اجازه نمي دهد و براي استيفاي حق روشهاي معيني وضع نموده است ، زيرا در غير اينصورت ممكن است به زن ستم شود و انواع مفاسد و مظالم ديگر به بار آيد .ج ) راه ديگر آن است كه مرد با مراجعه به ديگران اعم از مراجع قضايي يا افراد ذي نفوذ ديگر حقوق خود را استيفا كند، چنين چيزي اگر چه ممكن است حق مرد را تامين كندولي هنوز با امكان حل مشكل در داخل خانه بهتر است مساله به بيرون كشيده نشود .زيرا ابراز خارجي مسايل داخل خانه آسيب هاي فراواني براي خانواده به بار مي آورد كه در اينجا جاي ذكر آن نيست ، لذا خداوند حكيم حل خارجي را به عنوان آخرين راه ممكن پيشنهاد مي نمايد .د ) راه ديگر آن است كه مرد اندكي قاطعانه تر از برخورد منفي عاطفي فوق برخورد نمايد.لذا قرآن مجيد به عنوان آخرين راه حل ممكن در داخل خانه مساله ( ( ضرب ) ) را مطرح نموده است . البته اين مساله نيز حدودي دارد كه هرگز با آنچه دراذهان عمومي يا تبليغات مسموم مطرح مي شود، سازگاري ندارد .در رابطه با حد و چگونگي زدن ، علامه مجلسي ( ره ) در بحار الانوار ، ج 104 ، ص 58 روايتي از فقه الرضا ( ع ) نقل نموده است كه ( (... والضرب بالسواك و شهبه ضربا" رفيقا" ؛ زدن بايد با وسايلي مانند مسواك و امثال آن باشد، آنهم بامدارا و ملايمت ) ) . ظاهر روايت فوق به خوبي نشان مي دهد كه ( ( ضرب ) ) بايددر پايين ترين حد ممكن باشد و هرگز نبايد اندك آسيبي بر بدن وارد كند.وسيله اي كه در اين روايت اشاره شده چوبي بسيار نازك مانند سيگار و سبك و كم ضربه اي است . نكته ديگري كه از آيه شريفه به دست ميآيد اين است كه دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نبايد به آن مداومت بخشيد، زيرا به دنبال اين عمل دو واكنش احتمال مي رود : يكي آن كه زن به حقوق مردوفادار شود، در اينصورت قرآن مي فرمايد : ( ( فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ؛ اگر به اطاعت درآمدند بر آنها ستم روا مداريد ) ) . يعني ، اگر زن در برابرحقوقي كه بر آن پيمان بسته است تسليم شد ديگر مقابله با وي ظلم و تجاوزاست . واكنش ديگر آن است كه همچنان سرسختي نشان دهد و كانون خانواده را گرفتار تزلزل و بي ثباتي نمايد، در اين رابطه در آيه بعد فرموده است : ( ( و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما" من اهله و حكما" من اهلها ان يريدا اصلاحا" يوفق الله بينهما ان الله كان عليما" خبيرا" ؛ اگر خوف گسست در بين آن دو يافتيد، پس حكمي از ناحيه مرد و حكمي از بستگان زن برگزينيد، اگر از پي آن خواستار صلاح باشند خداوند بين آنان وفاق ايجادخواهد كرد، همانا خداوند دانا و آگاه است ) ) . نكته جالب توجه اين است كه قرآن مجيد در آخرين مرحله گشودن گره را به دست نزديكان و بستگان قرارمي دهد تا مساله با سلامت هر چه بيشتر روال خود را طي كند و براي اينكه حقي از هيچيك از طرفين زايل نشود و تبعيضي رخ ننمايد فرموده است كه از هر جانب حكمي برگزيده شود و با رعايت حقوق و مصالح طرفين مشكل را برطرف نمايند .خلاصه در اين حكم شرايط زير ديده مي شود : ( 1 ) اختصاص به مورد سرپيچي زن از تكليف خود و حقوق مسلم مرد دارد،حقوقي كه با پيمان ازدواج ، زن وفاداري خود نسبت به آن را متعهد شده است . ( 2 ) در راستاي حل مشكل در داخل خانه و خودداري از بروز آن درخارج از منزل وضع شده . ( 3 ) سومين مرحله حل اختلاف در خانه است وبدون گذر از مراحل پيشين روا نيست . ( 4 ) حد آن نازلترين مرتبه ضرب است و نبايد موجب كمترين آسيبي بر بدن زن شود .( 5 ) موقتي است و چه داراي نتيجه مثبت و چه منفي باشد بايد به زودي از آن دست كشيد .نكته ديگري كه شايان ذكر است اين است كه اساسا" ديدگاه شارع نسبت به زدن همسرنگرشي منفي است و نصوص زيادي در نهي از اين عمل وارد شده است. اين روايات همه در زماني بيان شده كه خشونت عليه زنان از توهين وفحاشي تا ضرب و جرح و حتي قتل را شامل مي شد، و اسلام آنها را تحريم و مستوجب مجازات فقهي و قضايي در دنيا و عذاب آخرت دانست . برخي از اين روايات عبارتند از : 1- پيامبر ( ص ) فرمود : من در شگفتم از كسي كه زن خود را مي زند، در حالي كه خودش براي كتك خوردن ، سزاوارتر است. زنانتان را مزنيد كه قصاص دارد .2- و نيز فرمود : زنان بر مرد كريم ، غالب مي شوند و مرد لييم ، بر زنان مسلط مي گردد .من دوست دارم كريم مغلوب باشم نه لييم غالب . 3- از امام صادق ( ع ) از پدرش روايت شده كه گفت : وقتي با زني ازدواج مي كنيد، احترامش كنيد .زن مايه آرامش شما است . زنان را آزار ندهيد و حقوق آنان را ضايع نكنيد .4- پيامبر ( ص ) فرمود : هر مردي كه بر بد اخلاقي همسرش صبر كند، خدا اجر داوود ( ع ) را به او مي دهد و به هر زني كه بر بداخلاقي مردش صبر كند، همچون اجر آسيه را كه با فرعون ،كنار آمد، عطا مي كند .5- حضرت محمد ( ص ) فرمود : ( ( زنان را نزنيد و تقبيحمكنيد ) ) . 6- حضرت علي ( ع ) فرمود : ( ( در هر حال با زنت مدارا كن و با او به نيكي رفتار نماي تا زندگي لبريز از صفا و صميميت باشد ) ) . 7- آخرين چيزي كه به وقت وفات ، از رسول خدا ( ص ) شنيدند - كه در زير زبان همي گفت سه سخن بود : ( ( نماز بر پا داريد و مراقب حقوق بردگان باشيد و ستم نكنيد .والله الله در حديث زنان ، كه در دست شمايند .با زنانتان ، نيكو زندگي كنيد وحريم آنان را نگاه داريد .8 و رسول خدا ( ص ) ، خشم و توهين زنان راتحمل مي كرد .روزي زن عمر جواب وي به خشم ، باز داد .عمر گفت : يالكعا، جواب باز مي دهي ؟ گفت : آري كه رسول ( ص ) از تو بهتر است ، زيرازنان ، وي را جواب باز مي دهند و او تحمل مي كند .9- يك روز، زني به خشم ، دست فراسينه رسول خدا ( ص ) زد .مادر وي با وي درشتي كرد كه : چرا كردي ؟ رسول خدا گفت : بگذار بيش از اين نيز كنند و من درگذرم ، ( احاديث به نقل از بولتن انديشه ، ويژه ( ( زن ) ) ، ص 350 ) . نكته اي كه لازم است در پايان به آن اشاره كنيم اين كه اصولاً در بررسي يك كتاب بويژه كتب مهم نبايستي تنها با ديدن يك آيه در موردي به قضاوت نشست . حال اگر آن كتاب كتاب آسماني باشد موضوع اهميت فوق العاده تري پيدا مي كند .وقتي مي توان درباره نگاه قرآن به زن و مرد سخن گفت كه مجموعه آيات در اين زمنيه ديده شود نه اين كه - كلوا و اشربوا در گوش كرد و لا تسرفوا را فراموش كرد .بنابراين وقتي مي توان ديدگاه در اين زمينه ارايه داد كه به مجموع آيات قرآن نظر شود .ثانيا" : قرآن براي خود مفسر و مبين تعريف كرده است ( ( و انزلنااليك الذكر ليتبين للناس مانزل اليهم ؛ و ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا براي مردم آنچه را كه ما نازل كرديم بيان كني ) ) حال براي درك محدوده معناي يك آيه بايستي ديگر ادله را در سنت مورد توجه قرار داد .چنانكه براي فهم آيه قوامون بايستي آيات ديگر و هم چنين روايات صحيحي كه براي تبيين محدوده هر يك از آنها وارد شده مورد توجه قرار گيرد .موفق باشيد

به نظر من سخنان خانم عبادی .بیشتر از جهت ترس از حکومت بوده است تا به قول شما نیت سیاسی داشته باشند

زنان را ندانند جز خواستن به خوابیدن و مطبخ آراستن ندارند رحمی به نه ساله گان بجویند رسم و ره بدلان نبردند بوئی زمردی و داد همه ملک جم را بداده بباد ... کسی کو نخواند مسلمان ملا کند حوزه را از پیامبز جدا گمانم نخواندست قرآن را کتاب مقدس کتاب خدا نخواندست آئین پیغمبری و یا در گذشته از آن سرسری ویا سود خود را درآن دیده است و امید خود را بدین بسته است ترقی و اسلام از هم جداست میان تباهی و دین رشته هاست ...... نه الله نه راه آل نبی یکی بابکی مزدکی مانوی نه شاه و نه شیخ ونه جور و نه زور نه زندان نه بند ونه اسباب گور. دمکرات و آزاد باشیم و پاک سپاریم شیخ ستمگر به خاک عبا و عمامه و ریش طلاب به گه غشته باید بجای گلاب ببندیم درهای تزویر و کین محبت گذایم بر جای کین

اظهار نظرهاو انتقادات مطروحه در برابر نظرات اقای درخشان را خواندم. فارغ از ابراز دیدگاهها ی له و علیه نظر اقای درخشان که هیچکدام نمی تواند واقعیتی را کتمان یا تایید کند ، شیوه نگارش اقایان پدرام ، داریوش، حسین، روزبه ، فرزین،رضا، خیارشور، و بالاخره خانم فریبا من را خمود و مایوس کرد. این شیوه نگارش چقدرقوه جاذبه داره؟

khoobe ke dar morede harchi nazar bedi har ki ham badesh miad nakhoone ama azize dele man adamaye ziyadi daran rooye in mozoo kar mikonan hamintori ke nist ke too taxi neshasti bah saye avamaneye ranande taxi yi bokoni eslamam hamchin mozoo e koochoolooyi nist ke ze pi be chasboonish be ye chizi va kodahafez

WE HAVE TO INTERPRATE QURAN DUE TO THE VALUES OF OUR TIME.

اولاً، ما الاغ‌ها دین و مذهب حالیمون نیست و اظهار نظر درباره سازگاری اسلام و حقوق بشر رو بعهده مسلمونا و آدما میذاریم. ثانیاً، ما درس منطق خوندیم و تا اونجا که ما میفهمیم اسلام و اینجور عقاید رو نمیتوان با منطق و اینجور مفاهیم بررسی کرد. هرکه هم ادعای سازگاری منطق و اسلام رو داره یا الاغ نیست یا یونجه‌ش کم شده. خلاصه اینکه بنظر منِ الاغ، اگر مسلمونای یه قَریه تونستن حقوق