خب، امشب هالووين است. چه سعادتي. هالووين در ماه مبارک رمضان. مثل چند سال پيش (يا پارسال) که عيد نوروز در رمضان افتاده بود. البته نه، رمضان خودش را انداخته بود روي عيد نوروز، چون که نوروز مثل بچهی آدم سرجايش نشسته و هميشه يک موقع است. اين رمضان است که هي ورجه وورجه میکند و ميپرد روي ملت.
راستش امسال مرجان يک دختر عمو پيدا کرد. بله، درست مثل فيلمها. دختر عموی او که اسمش شعله است هيچي فارسي نميداند و امشب به همراه دوستپسر ايتاليايی/استرالیایياش ما را دارند میبرند به یک هالووين پارتی خارجی! راستش من زياد رغبت نداشتم که آن لباس عربيمانند را که برايم حاضر کردهاند بپوشم. بخصوص اينکه آنجا که قرار است برويم کسی ما را نميشناسد و ما هم کسي را. درنتيجه تمام باحالي اين جور لباس پوشيدن از بين میرود. چون آدم چه میداند که طرف هميشه چه شکلي است.
راستي، يک سوال: فکر میکنيد بهترين لباسي که اين سه نفر ميتوانند براي هالوين بپوشند چه خواهد بود: رهبر معظم انقلاب، شیرین عبادي، علي لاریجانی
تکميل:
- رمضان را انگليسیها غلط مینويسند که از D استفاده میکنند. من هميشه آن را با Z مینويسم، چون اين درست است. اين اشتباه رايج را دربارهی «رياض» هم میکنند و آن را با DH مینويسند که البته بهتر از D خالی در Ramadan است. ولی باز هم بقول معلم عربی قدیمیمان در نيکان، کلا اشتباه است. ولی بیخيال حالا. من خواستم بگويم که خيلی از چيزهايی که به نظرتان اشتباه میآید، در واقع آگاهانه است و دليلی پشتش دارد. خيلیهايش هم نه.
- کسانی که اعتراض میکنند که چرا کامنت را زود میبندی احتمالا بايد فهميده باشند چرا. چون تجربه نشان داده که بعد از حدود ۲۴ ساعت که از نوشتن هر مطلب میگذرد، احتمال کامنتهای چرت و پرت و فحش توسط آدمهای عقدهای بالا میرود. چونکه آنها اغلبشان خوانندهی ثابت نيستند که هر روز وبلاگ را بخوانند. برای همين اغلب ديرتر از بقيه از نوشتهها خبردار میشوند. کافی بود يا باز هم توضيح بدهم؟