من اگر عضو تحريريهی روزنامهی شرق بودم به سردبیر پيشنهاد میکردم که يک مطلب تحليلی دربارهی اينکه چرا از بين بازيکنهای ايرانیای که به اروپا رفتند فقط مهدویکيا و هاشميان توانستند جا بيفتند و بقيه برگشتند. یک بررسی مقايسهای از خصوصيات فردی و شخصيتی چند بازيکن کليدی (مثلا کريم باقری، علیدايی، مهدوی کيا) و نيز سرمايهی اجتماعیشان (شامل تحصيل، پسزمينهی اجتماعی و فرهنگی و...) میکردم تا با ساختن يک چهارچوب تئوريکی خيلی ابتدايی بتوان متوجه شد که چه معيارهايی در اينکه يک نفر در اروپا موفق بشود وجود دارد. اين پروژه قاعدتا میبايست تا حالا در دستور کار فدراسيون فوتبال انجام شده بود و نتيجش هم منتشر میشد، ولی خب، در ايران روزنامهنگاران بايد به دولت خيلی چيزها را ياد بدهند. از جمله اهميت چنين بررسیهايی را.