موقعی که حدود يکسال پيش، بخاطر جدا کردن مطالب کوتاه که فقط لينکهايی بيش به جاهای ديگر اينترنت نبودند، بخش جداگانهای بهنام «لينکدونی» در سمت راست صفحهام درست کردم، اصلا منظورم نبود که اين واژه را به عنوان يک اسم عام برای چنين مفهومی جا بيندازم. برعکس فکر میکردم که اين اسم خاص جالبی است که فقط خود من برای اين بخش کوچک کناری گذاشتهام و بقيه هم هرکسی اسم دلخواهش خودش را خواهد گذاشت.
بنابراين خيلی حرصم میگيرد که بعضیها میآيند برايش فلسفه هم میبافند که «اين چه عبارت بد و زشتی است که فلانی ساهته است» و اينها. بابا جان، به من چه که ملت از اين اسم خوششان آمده و گذاشتهاند روی مال خودشان. اين سبک اسم گذاشتن را من میپسندم، ولی دليلی ندارد همه هم بپسندند.
حالا خوب است سر واژهی دنبالک، که آن را هم پارسال ساختم، قبل از مطلبی که میخواستم دربارهی TrackBack بنويسم، چنين چيزی پيش نيامده. شايد البته اگر میگذاشتم «دنبولک» باز هم پيش میآمد. ولی فعلا به خير گذشته و اتفاقا و از شانس خوب، اين کلمه هم نسبتا جا افتاده است. (شرط میبندم دشمنان قسمخوردهی هودری که الان اين را ---البته در حال رد شدن از کنار مانيتور يک نفر ديگر-- خواندهاند، سعی میکنند از کلمهی ديگری استفاده کنند تا من پر رو نشوم. ولی متاسفانه بايد بگويم که کمی دير شده و من به اندازهی کافی پرروشدهام که جرات کنم فکرها و احساسهايم را نسبت به جهان بيرون، اشکارا بنويسم.)