بالاخره يک سياستمدار ايرانی به قدرت و نفوذ وبلاگ پي برد و جرات کرد خودش هم وبلاگ درست کند. محمدعلی ابطحی، آخوند باهوش و به شدت زيرک، بخاطر این کارش نه تنها به سرعت در بين جوانان ايران نفوذ میيابد، بلکه قول میدهم پوشش خبری خارجی خيلی خوبی هم میگيرد که برای آيندهی کاریاش بسيار اساسی است. به او بخاطر شجاعت و زيرکیاش تبريک میگويم.
همانطور که قبلا هم گفته بودم، هر کس میخواهد در انتخابات آيندهی مجلس يا حتی رياست جمهوری شرکت کند، بايد وبلاگ راه بيندازد. (خانم اشراقی، بجنبيد!) وبلاگ بهترين راه نفوذ يافتن در ميان گروههای مرجع جوان ایرانی است. البته معنیاش اين نيست که اگر مثلا اسدالله بادامچيان هم وبلاگ درست کند، فردا همه را شيفتهی خود خواهد کرد. دليلش هم واضح است.
راستی، اين تکه نوشتهی ابطحی دربارهی چاقی خيلی باحال است. البته بههرحال توجیه خوبی برای شکم قلمبهی آخوندی ابطحی نمیشود، هرچقدر هم آدم بامزه و باحالی باشد:
بقول بچه هاي امروز بايد گفت که واقعاً استدلال خفني دارد و يک جوري به دل ما چاقها مي نشيند! اصلا مگر همه بايد لاغر باشند تا خوب باشند؟ مي گويند چاقي و شکم داشتن در مصر جزو زيبايي شناخته مي شود.نمي دانم اين حرف راست است يا خير؟ ولي خدا کند که در همه جا اينطور بشود تا يک عمر را انسان از ترس چاق شدن با رنج طي نکند. اين هم به خاطر همبستگي صنفي ما چاقها. راستي ببخشيد که يادداشت امروز خيلي چرند از کار در آمد.
تکميل:
- با نگاه عميقتر به وبلاگ ابطحی میشود فهميد که او با زرنگی میخواهد جوانهای نسل جديد را از خودش راضی کند، بدون اينکه کسی را برنجاند. وبسايت او همه چيز دارد: عکسهای جبهه، عکس بدون لباس آخوندی، زبان عاميانهی جوانانه (مانند «خفن»)، صحبت از SMS و CD، ادای وفاداری و احترام به آيتاله خمينی و نيز رهبر انقلاب، و...
- راستش را بخواهيد آقای ابطحی با اينکه آدم اهل حال و دوستداشتنیای است، ولی دليل نمیشود که شايستگی جايی را که در آن قرار گرفته داشته باشد. به هر حال او فقط بخاطر آخوند بودن و زرنگی و شيطنت ذااتیاش مدارج دولتی را تا حالا طی کرده و به مقام معاونت حقوقی-پارلمانی رييس جمهور رسيده است، بدون حتی داشتن ليسانس حقوق برای مثال. درواقع دفاع من از آدمهايی مثل خاتمی و ابطحی و اصلاحطلبان از سر ناچاری و انتخاب بين بد و بدتر است. وگرنه من هرگز حاضر نيستم به طور ايدهآل قبول کنم کسانی که ذرهای به حکومت دينی عقيده دارند و از روی شانس و رفاقت به ردههای بالای سياسی مملکت رسيدهاند، در مقام ادارهی ايران قرار بگيرند. اين نکتهی خيلی مهمی است که اميدوارم همه توجه داشته باشند.