به نظر من بهترين راه برای اينکه دولت را تحت فشار بگذاريم تا دست از سانسور اينترنت بکشد، آن است که به ISPها فشار بياوريم تا مجبور شوند رسما بگويند که دولت به آنها دستور داده تا وبسايتهای خبری را فيلتر کنند و مجبورشان کنيم که اين فهرستها را اعلام کنند. در مرحلهی بعد میشود سراغ خود حاجآقا معتمدی، وزير محترم پست و تلگراف و تلفن و هيات دولت رفت.
برای فشار به ISPها هم من دو، سه تا برنامه دارم. اول اينکه سعی کنيم با استفاده از بمباران گوگلی کاری کنيم که وقتی اسم وبسايت و صاحبان آن را کسی در گوگل میزنند، يک صفحهی ساده ظاهر شود که در آن به انگليسی و فارسی، مشخصات اين شرکت و اين نکته که از بزرگترين سانسورچیهای اينترنت است و آدرس و تلفن و ايميلاش بيايد. درنتيجه هروقت که طرفهای تجاری آنها يا کلا مشتريان بالقوهشان در گوگل دنبال اسم آنها میگردند، با ديدن اين اطلاعات کمی در تصميمشان تجديد نظر کنند.
دوم اينکه فلشمابشان کنيم. دربارهی فلشماب قبلا کلی لينک داده بودم. ولی اگر بخواهم مثالی بزنم، میتوانم فلشماب لندن را بگويم که در آن حدود ۳۰۰، ۴۰۰ نفر رفتند در يک فروشگاه مبلمان خانه و ۱۰ دقيقه روی مبلها نشستند و اگر جا نبود ايستادند، بعد هم بدون هيچ کار ديگری آمدند بيرون. يا مثلا در آلمان مثل اينکه صداها نفر رفتهاند به يک کتابفروشی يا کتابخانه و صف بستهاند و همهشان پشت سر هم کتابی را که میدانستند تمام شده يا موجود نيست، پرسيدهاند. همهی اينها هم با موبايل و تکست و ایميل تنظيم و سازماتندهی شده است. حالا ما بايد با توجه به خرتوخری ايران و اينکه هرکس بخواهد به راحتی میتواند ديگران راا دستگير کند و اينها، يک فکری بکنيم که خطری برای کسی نداشته باشد، ولی در عين حال بتواند توجه مطبوعات ايران و دنيا را به موضوع جلب کند.
راستش به يک نتايجی رسيدهام ولی هنوز هم بايد بيشتر فکر کنم و نظرهای خوانندگان را هم دربارهی اينکه کدام ISP را و چگونه فلشماب کنيم، بگيرم.