- چی شد؟
- يه دقه صبر کن...
- ...
- ... آهان.. الان...
- اومد؟
- گفتم صبر کن... الان مياد...
- حالا چی؟
- اه... کفر منو درنيار... گفتم داره میاد...
- ...
- ... آهان... يه ذره... آهان...آهان... (۵ دقيقه بعد) آاااه.... آخيـــــش!
- اومد؟
- آره لعنتی. بالاخره اومد از اون پشت بيرون. ديدمش.
- آخ جون... چه خوب...
- آره... فردا عيده پس.